اقتصاد ترامپی: آیا آمریکا در مسیر الیگارشی جدید قرار دارد؟

ترامپ قصد ندارد برای آمریکاییها رفاه اقتصادی ایجاد کند. او در پی قدرت برای خودش است.
جهان صنعت نیوز، دونالد ترامپ در دوره جدید ریاستجمهوری خود، الگوی اقتصادی مبتنی بر وفاداری سیاسی و کنترل مستقیم بر تجارت را دنبال میکند، مدلی که شباهت زیادی به روش حکمرانی ولادیمیر پوتین در روسیه دارد. او مدیران شرکتهای بزرگ را وادار به اطاعت از خود کرده و از تهدید، فشارهای قانونی و امتیازات اقتصادی برای تنبیه مخالفان و پاداش دادن به حامیانش استفاده میکند. این رویکرد، اصل رقابت آزاد و سرمایهداری سنتی را تضعیف کرده و آمریکا را به سمت الیگارشی سیاسی-اقتصادی سوق داده است، جایی که موفقیت تجاری دیگر به نوآوری و رقابت وابسته نیست، بلکه به میزان نزدیکی به قدرت بستگی دارد.
ترامپ راه پوتین را می رود؟!
بیست و پنج سال پیش، ولادیمیر پوتین ۲۱ نفر از قدرتمندترین الیگارشهای روسیه را در کرملین گرد هم آورد تا به آنها نشان دهد که قدرت واقعی در روسیه در دستان اوست، نه آنها. رئیسجمهور جوان روسیه (که در آن زمان هنوز به عنوان رهبر مادامالعمر شناخته نمیشد) به آنها اعلام کرد که میتوانند ثروتی را که جمعآوری کردهاند، حفظ کنند، اما به شرطی که با اهداف سیاسی او هماهنگ شوند. همکاری با پوتین، امنیت و حتی ثروت بیشتری را برای آنها به ارمغان میآورد. یکی از شرکتکنندگان در آن جلسه، میخائیل ب. خودورکوفسکی، بعدها گفت:”ما تأییدیهای دریافت کردیم که توسعه کسبوکار در روسیه یکی از اولویتهای اصلی دولت است.”
بیشتر الیگارشها تسلیم شدند، اما کسانی که این کار را نکردند، راهی زندان یا تبعید شدند، تا مبادا قربانی موج قتلهای مشکوک از طریق “پرتاب شدن از پنجره” شوند. (خودورکوفسکی به جرم ادعایی کلاهبرداری و فرار مالیاتی به زندان افتاد، اما در واقع، او به دلیل حمایت از رسانههای مستقل و احزاب مخالف حکومت دستگیر شده بود). از آن زمان، وفاداری به پوتین، شرط اصلی برای موفقیت اقتصادی در روسیه بوده است.
یک صحنهی مشابه، سال گذشته در مار-ئه-لاگو، کاخ زمستانی دونالد ترامپ، رخ داد. در آنجا، استفان میلر، یکی از مأموران وفاداری ترامپ، با مارک زاکربرگ، مدیرعامل متا، دیدار کرد. شرایط جوی مطبوعتر بود و احتمالاً هیچیک از طرفین، پرتاب شدن از پنجره را به عنوان یک گزینه برای حل اختلاف در نظر نداشتند، اما بسیاری از جزئیات این ملاقات، یادآور صحنهای بود که در کرملین رخ داده بود.
نیویورک تایمز گزارش داد که میلر به زاکربرگ گفته است که او “فرصتی برای کمک به اصلاح آمریکا” دارد، اما این کار باید مطابق با خواستههای رئیسجمهور منتخب، دونالد ترامپ، انجام شود. از آنجا که ترامپ اخیراً هشدار داده بود: “ما [زاکربرگ] را زیر نظر داریم، و اگر او در طول دوره دوم ریاستجمهوری من مرتکب هرگونه عمل غیرقانونی شود، باقی عمر خود را در زندان خواهد گذراند،”
این “فرصت” باید برای زاکربرگ بسیار وسوسهانگیز به نظر میرسیده است. بر اساس گزارش نیویورک تایمز، زاکربرگ به میلر اطمینان داد که به هیچوجه در برابر دستور کار ترامپ سنگاندازی نخواهد کرد و تمام اشتباهات گذشته را به گردن زیردستان خود انداخت.
زمانی که ترامپ رسماً به قدرت رسید، زاکربرگ او را غرق در ستایش کرد:”ما اکنون یک دولت در ایالات متحده داریم که به شرکتهای پیشرو ما افتخار میکند، که پیروزی فناوری آمریکایی را در اولویت قرار میدهد و از ارزشها و منافع ما در سطح بینالمللی دفاع میکند.”زاکربرگ که حالا از سوی ترامپ “بخشیده شده بود”، در کنار جف بزوس، ایلان ماسک، و دیگر غولهای صنعت، در مراسم تحلیف ترامپ حضور داشت.
ترامپ و سلطه اقتصادی سیاسی
حضور عمومی ترامپ در کنار این چهرههای اقتصادی، به عنوان نشانهای از اقتدارگرایی و اتحاد او با ثروتمندان تحلیل شده است. اما در عین حال، این رویداد نشاندهنده جنبه دیگری از ترامپیسم است: رد اصول سرمایهداری که به شکوفایی اقتصادی منجر میشوند.
ترامپ هرگز به “دست نامرئی بازار” باور نداشته است—به این ایده که مردم باید در یک بازار آزاد، بدون دخالت دولت، منافع خود را دنبال کنند و نیروهای بازار تخصیص سرمایه و موفقیت یا شکست شرکتها را تعیین کنند. او حتی به حمایتگرایی سنتی اقتصادی نیز اعتقادی ندارد. او مانند پوتین، به کنترل سیاسی بر اقتصاد باور دارد—موفقیت برای مدیران و شرکتهایی که او را راضی کنند و شکست برای کسانی که این کار را نکنند.
واکنش جامعه تجاری به دوران ترامپ
پس از انتخابات، والاستریت ژورنال گزارش داد که شرکتها اقداماتی مانند “خرید توکن رمزارزی خانواده ترامپ” و حذف زبانهای متمایل به دموکراتها از وبسایتهای خود” را آغاز کردند.
شرکت استنلی بلک اند دکر، بیانیهای قدیمی دربارهی “حمایت از دموکراسی و انتقال مسالمتآمیز قدرت” را حذف کرد و یک میلیون دلار به صندوق تحلیف ترامپ اهدا کرد.
یک مدیر اجرایی صنعت فولاد، برای جلب نظر ترامپ به منظور خرید شرکت U.S. Steel، یک کنفرانس مطبوعاتی در باتلر، پنسیلوانیا—مکانی مقدس در دنیای MAGA از زمان تلاش برای ترور ترامپ در آنجا در جولای ۲۰۲۴—برگزار کرد و در آنجا اعلام کرد:”آمریکا اول!”
جف بزوس دیگر از ابتکار اهداف علمی که هدف آن کاهش انتشار کربن توسط کسبوکارها بود، حمایت مالی نکرد.
پس از اینکه ترامپ به ایلان ماسک، بزرگترین حامی مالی کارزار انتخاباتیاش، اختیارات بیحدوحصری برای تغییر سیاستهای فدرال داد، کسبوکارها شروع به استفاده از امپراتوری تجاری ماسک به عنوان یک دروازه برای کسب رضایت دولت کردند.
تغییرات در رسانهها: سرکوب یا همسویی؟
واشنگتن پست (متعلق به بزوس) و لسآنجلس تایمز، از حمایت از کامالا هریس خودداری کردند، اما پس از انتخابات، بیانیههایی در ستایش از ترامپ منتشر کردند.
چندین شرکت بزرگ نیز پروندههای حقوقیای را که ترامپ علیه آنها مطرح کرده بود، برای جلوگیری از خشم دولت، تسویه کردند.
شبکه ABC (متعلق به دیزنی)، ۱۵ میلیون دلار به کتابخانه ریاستجمهوری ترامپ پرداخت کرد تا شکایت او را درباره پوشش خبریاش حل کند.
زاکربرگ، علیرغم موضعگیریهای گذشتهی خود، ۲۵ میلیون دلار به ترامپ پرداخت کرد تا پروندهی حقوقیای را که ترامپ علیه متا مطرح کرده بود، خاتمه دهد.
اقتصاد ترس و نفوذ سیاسی
ترامپ، ترکیبی از بدترین ویژگیهای سرمایهداری و سوسیالیسم را گرد هم آورده است — کنترل شدید دولت بر اقتصاد، در کنار نابرابری فزاینده. نتیجه این سیاستها، ایجاد یک الیگارشی جدید در آمریکا است: گروهی از سرمایهداران که هم قربانی و هم همدست در قدرتگیری ترامپ هستند.
تصویری که ترامپ از اقتصاد آمریکا ارائه میدهد، بیشتر به اقتصاد روسیه شباهت دارد تا اقتصاد آزاد و رقابتی.اگر آمریکاییها تصور میکنند که با سپردن قدرت به ترامپ، صرفاً مقداری از برابری، نجابت مدنی و آزادیهای سیاسی خود را قربانی کردهاند، ممکن است روزی متوجه شوند که همهی آنها را از دست دادهاند.
اقتصاد کلانپیشنهاد ویژهلینک کوتاه :