کلید بهبود اقتصادی در نامه نیست؛ ۶ ماه اصلاحات ساختاری کنیم و سپس با دست پر مذاکره کنیم

ترامپ میگوید نامهای خطاب به رهبر ایران نوشته و پیشنهاد مذاکره داده است. چشمانداز مذاکره و تاثیر آن بر آینده اقتصاد بحرانزده ایران چه خواهد بود؟ ریشه مشکلات در سیاست داخلی است یا سیاست خارجی؟
هما میرزایی- جهان صنعت نیوز: با روی کار آمدن ترامپ سیر اتفاقات بینالمللی سرعتی دو چندان گرفته است. آخرین اتفاقی که در صدر اخبار قرار گرفته، نامه ترامپ به رهبر جمهوری اسلامی است. در شرایط فعلی، چشمانداز سیاست خارجی ایران چه خوهد بود؟ آیا مذاکرات میان ایران و آمریکا عملی خواهد شد؟ و آیا این مذاکرات وضعیت اقتصادی بحرانزده فعلی را بهبود خواهد بخشید؟ درباره این موضوع با عطا بهرامی، کارشناس اقتصادی گفتوگویی انجام دادیم که در ادامه میخوانید.
اول اصلاحات ساختاری و بعد مذاکره
به نظر من مشکل اصلی اقتصاد ما به داخل برمیگردد؛ اصلاحاتی که در ساختار اقتصادی کشور باید انجام میگرفت و در طول سالیان نادیده گرفته شد. اگر مذاکرات به ثمر بنشیند، شاید کمی میزان و قیمت فروش نفت بیشتر شود؛ مثلا اگر الان نفت را ۶۵ دلار میدهیم، آن موقع ۷۰ دلار خواهیم فروخت. تا وقتی اقتصاد در داخل درگیر مشکلات است این ارقام تاثیر آنچنانی ندارند. سیاستهای بانکی، مسکن، ارز چند نرخی، و قیمتگذاری حاملهای انرژی همگی سیاستهای نادرست داخلی هستند که راهحلشان در داخل است. قید و بندهایی که بر بخش صنعت و سیاست خارجی تحمیل کردهایم، به پیش از دوران تحریم برمیگردد. امضاهای طلایی و انواع فسادهای اداری چه ربطی به سیاست خارجی دارد؟
کدام کشور تحت تحریم با دست خود تعرفه منفی میدهد؟
ارز ترجیحی که به معضلی در اقتصاد کشور تبدیل شده است، به نوعی تعرفه منفی است. کجای دنیا تعرفه منفی به واردکننده تعلق میگیرد؟ آن هم در شرایط تحریم. مشاهده میکنید که دنیای امروز جنگ تعرفهها است، و تعرفههای ۴۰ و ۵۰ درصدی وضع میشود. در چنین شرایطی و در زمانی که تحت تحریم قرار داریم، خودمان تعرفه منفی وضع کردهایم. منکر این واقعیت نیستم که بهبود روابط خارجی به شرایط اقتصادی کشور کمک میکند، اما نمیتواند جای تصمیمگیریهای داخلی را بگیرد. وقتی در داخل کشور قوانینی تصویب میشود که تعارض منافع به وجود میآورد، هرچهقدر هم که روابط خارجی اصلاح شود کارگشا نخواهد بود.
پیش از تحریمها هم تورم ۵۰ درصدی داشتیم. دلیل؟ سیاستهای غلط داخلی
دهه ۷۰ هنوز تحریمی وجود نداشت، آمریکاییها از ما نفت میخریدند و سرمایهگذاری خارجی هم وجود داشت. همان زمان هم تورم ۵۰ درصدی داشتیم؛ چرا؟ چون سیاستهای اقتصادی غلط بود. مذاکره وسیلهایست در راستای رسیدن به هدف بهبود اقتصادی. در دنیای سیاست دو نوع دیپلماسی وجود دارد؛ دیپلماسی آشکار و پنهان. ایران و آمریکا همین الان هم دیپلماسی پنهان دارند. برجام یکی از مهمترین نمودهای دیپلماسی ایران و آمریکا بود، که به دلیل موازنه غلط در توافق نتیجه مطلوب را حاصل نکرد. آیا در حال حاضر کارتی برای بازی در مذاکره ساختهایم؟ رئیسجمهور دائما در مورد ناترازیها و ناتوانیها صحبت میکند؛ طرف آمریکایی هم این سخنان را میشنود و احساس میکند فشارهایش در حال نتیجه دادن است؛ پس طبیعی است که فشار را بیشتر کند.
ترامپ گفته است گازوئیل را لیتری ۳۰۰ تومان بفروشیم؟
به نظر من دولت باید ۶ ماه اصلاحات ساختاری و جدی اقتصادی انجام دهد، و سپس با دست پر به پیشواز مذاکره برود. تنها در آن صورت است که میتواند با کارت برنده مذاکره کند، وگرنه مذاکره از موضع ضعف دردی را دوا نخواهد کرد. در کشور ما هر لیتر گازوئیل را ۳۰۰ تومان میفروشند. کشوری که جزو اولین دارندگان گاز در جهان است، با کمبود شدید گاز روبهرو است. این را که دیگر ترامپ تعیین نکرده است. اینها نشاندهنده سیاستگذاریهای اشتباه مانند قیمتگذاری دستوری در داخل کشور است. تجربه هدفمندی یارانهها در سال ۸۹ تجربه موفقی بود، که به بهبود تمامی شاخصها منجر شد. باید همان سیاست را تکرار کنیم. ترامپ به دوستان خود مانند کانادا، مکزیک و اروپا نیز رحم نمیکند، انتظار داریم به ما رحم کند و برای منافع ما اقدامی کند؟ ما نیز میتوانیم با ترامپ مذاکره کنیم، اما زمانی که دم اقتصاد زیر تبر او نباشد. مذاکره ابزار سیاست خارجی است و نمیتوان منکر اهمیت آن شد، اما پس از اصلاحات ساختاری در داخل.
اخبار برگزیدهویژه اقتصاد کلانلینک کوتاه :