xtrim

به ایالات متحده ترس خوش آمدید!

نشریه اتلانتیک: زمانی که مؤسسه حقوقی پل، وایس، ریفکیند، وارتون و گاریسون با دونالد ترامپ، توافقی انجام داد تا از اجرای دستوری که می‌توانست به فعالیت‌های تجاری‌اش آسیب بزند، خلاص شود، این مؤسسه امتیازات ارائه‌شده را به‌عنوان تأییدی بر اصول خود معرفی کرد و اظهار داشت: «ما اجازه نمی‌دهیم که ناپسند بودن یک موکل یا اهداف او ما را دلسرد کند.»

اما صبح پنجشنبه، تنها چند ساعت پیش از آنکه ترامپ در شبکه‌های اجتماعی اعلام کند که پل وایس ۴۰ میلیون دلار خدمات رایگان برای پروژه‌هایی در راستای اهداف دولتش اختصاص داده است، این مؤسسه همکاری خود را با اتحادیه شهروندان لاتین تبار ایالات متحده (LULAC)، قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین سازمان حقوق مدنی لاتین تبار کشور، قطع کرد.

خوان پروانیو، مدیرعامل LULAC، به من گفت: «رابطه طولانی‌مدت ما با پل وایس بسیار ثمربخش بوده است.» وقتی درباره تصمیم ناگهانی پل وایس پرسیدم—تصمیمی که علیه سازمانی اتخاذ شد که به اصولی مانند تنوع، عدالت و شمول (DEI) پایبند است، همان اصولی که ترامپ به تمسخر می‌گیرد—او افزود: «گمان می‌کنم آن‌ها ما را به‌عنوان یک سازمان مرتبط با عدالت و تنوع می‌بینند، چون ما لاتین تبار هستیم.» او ادامه داد: «ما درک می‌کنیم که این فشارها از کجا نشأت می‌گیرد.»

ترس، عامل سکوت

ریشه این فشارها در ترس نهفته است—ترس از اقدامات اجرایی نامطلوب، ترس از ارتباط با گروه‌هایی که مورد غضب رئیس‌جمهور قرار گرفته‌اند، و ترس از دولتی که به دنبال انتقام است.

دو ماه از آغاز دومین دوره ریاست جمهوری ترامپ گذشته و ترس در میان بخش‌های مختلف جامعه آمریکا رخنه کرده است. مدیران شرکت‌ها به‌طور خصوصی گمانه‌زنی می‌کنند که رئیس‌جمهور ممکن است تحت نفوذ قدرت‌های خارجی باشد و اقداماتش «هدیه‌ای برای چین» تلقی شود، اما در انظار عمومی سکوت اختیار کرده‌اند. رؤسای دانشگاه‌ها و لابی‌گران آن‌ها خوشحال هستند که کلمبیا «پسرک شلاقی» دولت شده است تا از مجازات در امان بمانند. دانشمندان دولتی، که نگران توقف تحقیقاتشان هستند، محتاطانه آثار خود را از هرگونه اشاره به تعهدات مربوط به تنوع و عدالت پاک می‌کنند.

اقدامات تنبیهی گسترده‌تر از همیشه

ترس ناشی از اقدامات تلافی‌جویانه‌ای است که ترامپ علیه مخالفان خود انجام داده است. این اقدامات فراتر از حملات لفظی در شبکه‌های اجتماعی و تهدید مهاجران و اقلیت‌هاست، که ویژگی بارز دوره اول ریاست جمهوری او بود. این بار، او منابع دولتی را قطع می‌کند—خواه بودجه فدرالی که برای پیشبرد تحقیقات علمی و پزشکی حیاتی است، خواه محرومیت از مجوزهای امنیتی و دسترسی به ساختمان‌های فدرالی که برای فعالیت‌های حقوقی و حرفه‌ای ضروری است.

پیامدها سنگین است: توقف استخدام‌ها، از دست رفتن مشتریان، و تعلیق آزمایش‌های بالینی. در نتیجه، ترس گسترش می‌یابد و کسانی را که ممکن است انگیزه‌ای برای اعتراض داشته باشند، به سکوت وامی‌دارد.

بازگشت به دوران مک‌کارتیسم

کارشناسان متمم اول قانون اساسی و متخصصان دیگر هشدار می‌دهند که سرکوب‌ها در مقیاسی گسترده‌تر از دوران مک‌کارتی اتفاق می‌افتد، زمانی که وحشت ضدکمونیستی منجر به لیست‌های سیاه، جلسات کنگره، و پیگردهای شدید علیه هالیوود، دانشگاه‌ها، سیاست‌های چپ‌گرا، و جنبش‌های کارگری شد. همان‌طور که ای. بی. وایت، نویسنده برجسته آثار کلاسیکی چون شبکه شارلوت و ترومپت قو، در سال ۱۹۴۷ نوشت: «من در عصری از ترس زندگی می‌کنم.»

امروز، یک کمپین مشابه برای ارعاب دانشگاه‌ها، مؤسسات حقوقی، و کارکنان دولتی در حال شکل‌گیری است. به گفته کارشناسان، ترسی که در هفته‌های اخیر در این فضاها جریان دارد، مشخصه‌ای از جوامع استبدادی است.

امتیازات و تسلیم در برابر ترامپ

دو رویداد در هفته گذشته عمق این ترس را در میان مؤسسات حقوقی بزرگ و دانشگاه‌های معتبر آشکار کرد.

نخست، اقدام پل وایس برای جلب رضایت ترامپ به‌منظور لغو دستوری که مجوزهای امنیتی و دسترسی وکلای این مؤسسه به ساختمان‌های فدرال را لغو کرده بود. این دستور، یکی از چندین دستور مشابه بود که هدف آن مجازات مؤسسات حقوقی‌ای بود که اعضای آن‌ها نماینده رقبای سیاسی ترامپ بودند یا در پیگرد قانونی او نقش داشتند.

دوم، تسلیم شدن دانشگاه کلمبیا در برابر خواسته‌های دولت ترامپ برای ممنوع کردن پوشاندن صورت در محوطه دانشگاه، تقویت نظارت بر پلیس دانشگاه، و اصلاح بخش مطالعات خاورمیانه خود—همه بخشی از معامله‌ای برای حفظ ۴۰۰ میلیون دلار بودجه فدرال.

استراتژی «دلجویی» یا مقاومت؟

امتیازات به ترامپ، لرزه‌ای بر پیکره جامعه حقوقی و دانشگاهی وارد کرد، جایی که دیگران ناگهان احساس کردند آزادی کمتری برای به چالش کشیدن اقدامات دولت دارند. بولینگر، رئیس سابق دانشگاه کلمبیا، استراتژی «دلجویی» را ناکارآمد می‌داند و معتقد است که بهترین راهکار، مقاومت جمعی و قوی، به‌ویژه از طریق دعاوی حقوقی است.

سسیلیا منجیوار، جامعه‌شناس در UCLA، هشدار داد که گرچه ترس می‌تواند زمینه‌ساز اقدام جمعی باشد، اما معمولاً مانع از مخالفت می‌شود. او گفت: «خودکامگان در سراسر جهان از ترس و ناامنی برای خاموش کردن مخالفان استفاده می‌کنند—تا جایی که تنها صدای باقی‌مانده، صدای خودکامه است.»

ترامپ از همان ابتدا اذعان کرده بود که ترس، ابزار اصلی اقتدار اوست. در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۶ با باب وودوارد و رابرت کاستا از واشنگتن پست، او صراحتاً گفت: «قدرت واقعی—حتی نمی‌خواهم این کلمه را به کار ببرم—ترس است.»

از زمان بازگشت ترامپ به قدرت، موارد پراکنده‌ای از مخالفت مشاهده شده، اما به نظر می‌رسد این اقدامات فقط سکوت گسترده‌تر در میان مؤسسات بزرگ آمریکایی را برجسته کرده است.

کریستوفر ایسگروبر، رئیس دانشگاه پرینستون، هفته گذشته در مقاله‌ای برای آتلانتیک هشدار داد که حمله دولت ترامپ به کلمبیا، حیات دانشگاهی و در نهایت آینده کشور را تهدید می‌کند. او نوشت: «همه آمریکایی‌ها باید نگران باشند.»

اما بسیاری از رهبران دانشگاهی، محتاطانه سکوت کرده‌اند. تد میچل، رئیس شورای آموزش آمریکا، اظهار داشت: «آن‌ها می‌گویند اجازه دهید زمان بگذرد و ببینیم اوضاع چگونه پیش می‌رود؛ بگذارید نبردهای خود را انتخاب کنیم. زمانی برای ایستادن و دفاع از ارزش‌هایمان فرا خواهد رسید، اما هنوز آن زمان نرسیده است.»

واکنش جامعه پزشکی نیز کم‌رنگ بوده است. هنگامی که از انجمن پزشکی آمریکا (AMA) درباره موضعش نسبت به کاهش گسترده بودجه تحقیقات پزشکی و علمی توسط دولت ترامپ پرسیده شد، سخنگوی این گروه به نامه‌ای در ۵ مارس خطاب به مؤسسه ملی بهداشت اشاره کرد که در آن رئیس AMA و حدود ۵۰ گروه مشابه هشدار داده بودند که آسیب ناشی از این سیاست‌ها «عمیق و ماندگار» خواهد بود.

آینده‌ای در سایه ترس

در حالی که برخی وکلا و کارکنان دولت در تلاش برای ایستادگی هستند، بسیاری دیگر در ترس فرو رفته‌اند. همان‌طور که یک مقام ارشد جمهوری‌خواه گفت: «آن‌ها در همه چیز تسلیم می‌شوند تا زنده بمانند و روزی دیگر بجنگند.»

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 500685
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *