تخریب خلاقانه یا آشوب بیهدف؟

ایلان ماسک در تلاش برای اصلاح دولت فدرال آمریکا از طریق وزارت «کارآمدسازی دولت» است، اما تاکنون نتایج این اقدامات بیش از آنکه کارآمدی به ارمغان بیاورد، موجب گسترش قدرت رئیسجمهور و ایجاد آشوب شده است.
جهان صنعت نیوز – نشریه اکونومیست در نسخه بینالمللی این هفته خود به بررسی تلاشهای ایلان ماسک برای افزایش بهرهوری در دولت آمریکا پرداخته است. زمانی که ماسک ریاست اداره بهرهوری دولت (Department of Government Efficiency – DOGE) را بر عهده گرفت، این نشریه با امیدواری به آنچه که ممکن بود تحت مدیریت او محقق شود، نگاه میکرد. اصلاح نظام فدرال میتوانست مزایای بزرگی برای بشریت به همراه داشته باشد اما تاکنون، شواهد زیادی نشان میدهند که اداره بهرهوری دولت نه تنها نتوانسته کارآمدی دولت را افزایش دهد، بلکه عملکرد آن را کمتر مؤثر کرده است. اقدامات این نهاد بیشتر از آنکه در راستای بهبود عملکرد دولت باشد، به نظر میرسد که با هدف گسترش قدرت رئیسجمهور و حذف تفکرات مخالف انجام میشود.
آمریکا به جای ماسک نابغه و سازندهای که در اوایل دهه ۲۰۱۰ تحسین میشد، اکنون با ماسک دوران پایانی مواجه است. شخصی که توسط پلتفرم رسانه اجتماعی خودش رادیکال شده، با جنبشهای اقتدارگرا بازی میکند و مانند میلیونها فرد کماستعدادتر درگیر تفکرات حزبی و جناحی شده است.
اقدامات فعلی اداره بهرهوری دولت نشان میدهند که به جای بهبود عملکرد دولت، این نهاد به ابزاری برای تحکیم قدرت رئیسجمهور و سرکوب صداهای مخالف تبدیل شده است. ماسک که زمانی بهعنوان مبتکر و سازندهای بیهمتا شناخته میشد، اکنون در مسیر سیاستهای افراطی و جناحی گرفتار شده است، و این تغییر مسیر، تهدیدی برای دموکراسی و کارآمدی نظام حکومتی آمریکا به شمار میرود.
بازسازی دولت آسانتر از سفر به فضا؟!
در مقایسه با سفر به فضا، بازسازی دولت ساده به نظر میرسد. ایلان ماسک خود را ناجی بشریت میداند که انسانها را به مریخ خواهد برد و زمینهساز تبدیل شدن بشریت به یک گونه چندسیارهای خواهد شد. اما در میان تمام کارهایی که دونالد ترامپ از زمان آغاز ریاستجمهوریاش انجام داده، واگذاری وزارت «کارآمدسازی دولت» (DOGE) به ماسک، بیشترین جنجال را برانگیخته است. ثروتمندترین مرد جهان برای برخی نابغهای خیرخواه است و برای دیگران فردی فرصتطلب و خودخواه. آیا او در حال بازسازی دولت است یا در حال نابود کردن آن؟
اقدامات ماسک در ابتدا امیدوارکننده به نظر میرسید. او حداقل دو صنعت را متحول کرده است. اگر بتواند دولت فدرال، سازمانی که سالانه ۷ تریلیون دلار معادل درآمد ۲۰ شرکت بزرگ آمریکا هزینه دارد را اصلاح کند، موفقیتی عظیم خواهد بود. در سراسر غرب، رأیدهندگان ناامید هستند، زیرا دولتهایشان بیشتر در کند کردن امور موفق بودهاند تا در به حرکت درآوردن آنها. با این حال، دموکراسیهای بزرگ دهههاست که در ارائه راهحلی قانعکننده برای اصلاح دولت ناکام ماندهاند.
وزارت کارآمدسازی دولت ، عامل خشم و آشوب
تا اینجا، اما DOGE (وزارت کارآمدسازی دولت) خشم بسیاری را برانگیخته است، زیرا بیمحابا وارد نهادهای مختلف شده، قوانین را زیر پا گذاشته و بیرحمانه مسیر حرفهای افراد را نابود کرده است. این وزارتخانه ادعاهای نادرستی درباره اتلاف منابع مطرح کرده و دادههای شخصی محافظتشده را مصادره کرده است. رسوایی بزرگ این هفته—اضافه شدن تصادفی یک خبرنگار به گروه Signal مقامات ارشد که درباره حملهای قریبالوقوع به یمن صحبت میکردند—هیچ ارتباطی با وزارت کارآمدسازی دولت ندارد، اما اعتماد به توانایی حلقه داخلی ترامپ در مدیریت امور بزرگ را کاهش داده است.
برخی معتقدند اگر وزارت کارآمدسازی دولت به تحول واقعی منجر شود، این تخلفات در مسیر کار ارزشش را دارد. حرکت با احتیاط کامل میتواند نسخهای برای سکون باشد. چه کسی اکنون توصیههای کمیسیون گریس را به یاد میآورد که توسط رونالد ریگان برای یافتن راههایی برای کاهش هزینههای دولتی ایجاد شده بود؟
تخریب خلاقانه یا نابودی بیهدف؟
معمولاً فرصتهای بازسازی دولت فقط در زمان جنگ، طاعون یا بلایای طبیعی فراهم میشود. تفسیر خوشبینانه از وزارت کارآمدسازی دولت این است که ماسک تلاش میکند تخریب خلاقانهای را در بوروکراسیهای دولتی ایجاد کند. روش مورد علاقه او در توییتر (اکنون X) این بود که «چیزها را خراب کند و ببیند چه اتفاقی میافتد». شاید آنچه آمریکا تاکنون دیده، فقط مرحله تخریب بوده و مرحله خلق هنوز در راه است. خوشبینها اشاره میکنند که خاویر مایلی، رئیسجمهور آرژانتین، با تاکتیکهای مشابه ماسک به موفقیتهای واقعی دست یافته و اصلاحات دردناکی که ریگان و مارگارت تاچر در دهه ۱۹۸۰ انجام دادند، در آن زمان منفور بودند اما در نهایت مفید واقع شدند.
اما دولت مثل شرکتها نیست
اما مخالفان پاسخ میدهند که دولت با شرکتهایی که ماسک متحول کرده، متفاوت است. اگر یک شرکت ورشکسته شود، شرکت دیگری جای آن را میگیرد. اما دولت، دستکم در تئوری، خدماتی حیاتی ارائه میدهد که بخش خصوصی قادر به تأمین آنها در مقیاس لازم نیست. شاید در برخی موارد، وزارت کارآمدسازی دولت مفید بوده است، مانند استخدام جو گبیا، یکی از بنیانگذاران Airbnb، برای سادهسازی فرآیند بازنشستگی کارکنان فدرال. اما متأسفانه نمونههای بیشتری وجود دارد که نشان میدهد وزارت کارآمدسازی دولت کارایی دولت را کاهش داده است.
تخریب نهادهای مهم، کاهش کارآمدی
بازرسان کل که وظیفه آنها شناسایی فساد و اتلاف منابع است، اخراج شدهاند. وزارت کارآمدسازی دولت کارکنان سازمان غذا و دارو (FDA) را که وظیفه تأیید داروها را دارد، برکنار کرده که این اقدام روند نوآوری را کند خواهد کرد. همچنین بسیاری از افراد اصولگرا را به استعفا واداشته است، از جمله لوئیس دیجوی، که توسط ترامپ برای اداره خدمات پستی منصوب شده بود. کارکنان برخی از سازمانهایی که وزارت کارآمدسازی دولت آنها را هدف قرار داده است، هنوز مجبورند هر هفته ایمیلی ارسال کنند که پنج کاری را که انجام دادهاند، فهرست کنند، اما صندوقهای ورودی آنها پر است و این ایمیلها برگشت داده میشود.
محدوده محدود برای صرفهجویی در هزینهها
حوزهای که وزارت کارآمدسازی دولت برای صرفهجویی در هزینهها هدف گرفته، بسیار کوچکتر از آن چیزی است که تبلیغ شده است. این نهاد تنها بر مخارج اختیاری متمرکز است (بخشی از بودجه که بهطور خودکار هزینه نمیشود) و دفاع ملی فعلاً مستثنا شده است. این بدان معناست که حوزه حمله ماسک فقط ۱۵٪ از بودجه را شامل میشود. از آنجا که بخش زیادی از هزینههای دولتی صرف توزیع مجدد میشود، امکان صرفهجویی زیادی در این بخش وجود ندارد. اگر ماسک هزینههای اداری را بهطور هوشمندانه کاهش میداد، اقدامی خوشایند بود، اما بسیاری از کاهشهای برنامهریزیشده وزارت کارآمدسازی دولت در نهایت اشتباه بودهاند، مانند لغو قراردادی ۸ میلیارد دلاری که در واقع فقط ۸ میلیون دلار ارزش داشت. همچنین وزارت کارآمدسازی دولت مقررات مزاحم زیادی برای حذف پیدا نکرده است، برخلاف امیدی که ویوک راماسوامی، که بهطور موقت همکار وزارت کارآمدسازی دولت بود، داشت.
گسترش قدرت رئیسجمهور، نه بهبود کارآمدی
بدترین نکته این است که اقدامات وزارت کارآمدسازی دولت تاکنون به نظر میرسد نه برای بهبود عملکرد دولت، بلکه برای گسترش قدرت رئیسجمهور و ریشهکن کردن «تفکر نادرست» طراحی شده است. آژانس توسعه بینالمللی آمریکا (USAID) و وزارت آموزش و پرورش توسط کنگره ایجاد شدهاند و تنها کنگره میتواند آنها را منحل کند. جمهوریخواهان اکثریت قانونگذاری را در اختیار دارند، اما تلاش نکردهاند قوانین لازم را تصویب کنند. در عوض، وزارت کارآمدسازی دولت در تلاش است تا این نهادها را به دستور خود تعطیل کند و قدرت اجرایی را برای اهداف شخصی گسترش دهد. با روبهرو شدن با شکایات قضایی و برخی احکام نامطلوب، ماسک و دیگران قضات را به تلاش برای انجام یک کودتا متهم کردهاند. برخی از حامیان ترامپ معتقدند که در دهه ۲۰۱۰، آمریکا تحت سلطه یک «استبداد نرم» قرار داشت که ابزارهای قدرت آن، دانشگاهها، رسانهها و بوروکراتهای حزبی بودند، و اکنون رفتار اقتدارگرایانه کمی برای شکستن آن لازم است. کارآمدی دیگر چندان اهمیتی ندارد.
آیا وزارت کارآمدسازی دولت شکست خورده است؟
حتی با این وجود، هنوز نمیتوان گفت که وزارت کارآمدسازی دولت شکست خورده است. سه نتیجه ممکن وجود دارد:
- همانطور که رقبا در روزهای ابتدایی تسلا و اسپیسایکس به ماسک میخندیدند، شاید وزارت کارآمدسازی دولت در آینده موفق شود.
- ماسک دولت را نابود خواهد کرد.
- اما محتملترین سناریو این است که وزارت کارآمدسازی دولت در دادگاهها گرفتار شود؛ بسیاری از کارمندان شایسته دولت اخراج شوند یا استعفا دهند؛ افراد کمتری دولت را به عنوان یک گزینه جذاب برای حرفه خود ببینند؛ و در نهایت، آمریکا با رئیسجمهوری قویتر و کنگرهای ضعیفتر باقی بماند.
فرصت از دست رفته؟
این یک فرصت بزرگ از دست رفته خواهد بود. تصور کنید ماسکِ اوایل دهه ۲۰۱۰، آن نابغه سازنده، مسئول تهیه تجهیزات در پنتاگون یا پروژههای زیرساختی فدرال بود. اما در عوض، آمریکا اکنون ماسکِ اواخر دوران خود را دارد. فردی که در رسانه اجتماعی خودش رادیکال شده، با جنبشهای اقتدارگرا همدردی میکند و درگیر همان تفکرات حزبی خستهکنندهای است که میلیونها نفر با استعداد کمتر گرفتار آن هستند.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلانلینک کوتاه :