صندوقهای بازنشستگی ایران به مرز فروپاشی نزدیک میشوند؟

بحران سالمندی جمعیت و چالشهای صندوقهای بازنشستگی در ایران، در کنار رکود تورمی و کاهش اشتغال، نیازمند اصلاحات ساختاری و سیاستهای حمایتی جدی برای حفظ پایداری مالی این صندوقها است.
جهان صنعت نیوز – با سرعت بالای سالمندی جمعیت و کاهش نرخ زاد و ولد در ایران، صندوقهای بازنشستگی با چالشهای جدی در تأمین منابع مالی مواجه هستند. طبق اظهارات دکتر حجتاله میرزایی، رئیس صندوق بازنشستگی کشوری، اکثر صندوقهای بازنشستگی ایران با اتکای بیش از ۸۰ درصدی به منابع دولتی، از پایداری مالی فاصله گرفتهاند و برای بازگشت به ثبات، نیاز به رشد اقتصادی پایدار ۶ تا ۸ درصدی دارند. در عین حال، آمادهسازی زیرساختهای اجتماعی و خدماتی برای جمعیت سالمند آینده نیز ضروری است. اگر اقدامات لازم صورت نگیرد، جامعه ایران ممکن است با بحرانهای اجتماعی و اقتصادی بزرگی مواجه شود که رفاه سالمندان و نسلهای آینده را تهدید میکند.
صندوقهای بازنشستگی ایران به نقطه بیبازگشت رسیدهاند؟
در دنیایی که تحولات سریع اقتصادی و سیاسی در کنار هزاران خبر دیگر تمام توجهات را به خود معطوف کرده، موضوع جمعیتشناختی و پیرشدن جمعیت در تمام دنیا آرام آرام به یک چالش و ابرتهدید تبدیل شده است. موضوع سالمندی جمعیت، کاهش تمایل در فرزندآوری، مشکلات فرهنگی- اجتماعی در کنار مشکلات اقتصادی از جمله رکود تورمی و کاهش نرخ اشتغال این حوزه را با مشکلات بسیار مهمی روبهرو کرده که در یک تا دو دهه آینده بیشتر از پیش در این باره خواهیم شنید و در زندگی همه ما نمود پیدا خواهد کرد. از یکسو پرداختن به نیازهای انبوهی از جمعیت پیر و توجه به مسائل اجتماعی و فرهنگی این گروه سنی حائز اهمیت بوده، از سوی دیگر موضوع مهمتر مسائل اقتصادی آنهاست که در گرو شرایط اقتصادی مساعد صندوقهای بازنشستگی و شرایط کلی اقتصاد کشور است.
از اینرو بر آن شدیم تا پای صحبتهای دکتر حجتاله میرزایی، رییس صندوق بازنشستگی کشوری بنشینیم تا بیشتر از جنبه اقتصادی، وضعیت این صندوقها و چالشهایی که با آن روبهرو هستند را بررسی کنیم. در این گفتوگو درخصوص پایداری مالی و توان ایفای تعهدات آتی صندوق بازنشستگی کشوری، موضوع سالمندی جمعیت ایران و کاهش نرخ زاد و ولد، الزام بهینهسازی ترکیب سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی کشوری و انجام اصلاحات ساختاری در این صندوقها صحبت شد. آنچه واضح است این اصلاحات نیازمند ثبات مدیریتی است که بتواند در یک برنامه میانمدت و در یک بازه پنجساله به پایداری و کارآمدی نظامهای بازنشستگی منجر شود، موضوعی که متوجه خواهیم شد نیازمند شکوفایی اقتصادی با رشد اقتصادی قابل قبول و رونق مناسب است.
طی چند سال گذشته از بحران صندوق بازنشستگی بهعنوان یکی از ابرچالشهای اقتصاد ایران نام میبرند. از نظر پایداری مالی و توان ایفای تعهدات آتی، صندوق بازنشستگی کشوری را در چه نقطهای ارزیابی میکنید؟ یعنی به عبارتی آیا ساختار فعلی تامین مالی صندوق بازنشستگی در ایران را پایدار میدانید؟
بهمعنای واقعی، بسیاری از صندوقهای بازنشستگی ایران براساس معیارهای متعارف صندوق محسوب نمیشوند. اگر تمام تلاشها از جمله اصلاحات ساختاری در این صندوقها انجام شود باز هم احتمال اینکه اینها بتوانند به پایداری مالی برسند بسیار ضعیف است. در دهه۹۰ دستکم سه مطالعه راهبردی برای صندوق بازنشستگی کشوری انجام شده که فکر میکنم بیشتر از بقیه در معرض گفتوگو بوده و بیشتر از بقیه هم تلاشهای علمی و پژوهشی پیرامون آن صورت گرفته است. نتیجه این مطالعات نشان میدهد که اصلاحات پیشنهادی متعارف کمک چندانی به برقراری پایداری مالی در این صندوق نمیکند. در حقیقت آسیبی که این صندوق در دهههای۷۰ و ۸۰ دیده و بهخصوص بسته شدن مسیر ورود شاغلان به این صندوق و کاهش مستمر تعداد شاغلان از یکسو و افزایش مستمر تعداد بازنشستگان از سوی دیگر، امکان دستیابی پایداری مالی را از بین برده است. بهطور مثال نسبت پشتیبانی در همان اوایل دهه۹۰ در سالهای ۹۳ و ۹۴ که مطالعه توسط یک موسسه معتبر بینالمللی نیز انجام شد حدود ۹/۰ بود ولی الان این نسبت پشتیبانی به حدود ۵/۴ کاهش پیدا کرده است. حتی آن زمان هم اگر تلاش برای اصلاحات پارامتریک مثل افزایش سن بازنشستگی یا افزایش دوره بیمه پردازی، افزایش حق بیمه کارفرما و کارکنان انجام میشد، باز هم احتمال بازگشت به پایداری بسیار بسیار اندک بود. الان بهنظر میرسد که دستکم برای نیمی از صندوقهای بازنشستگی این تلاشها کمک چندانی به بازگشت پایداری نمیکند و خیلی از این صندوقهای بازنشستگی در حال حاضر بهمثابه یک مدیر حسابداری و یک عابربانک هستند که منابع را از دولت میگیرند و به بازنشستگانشان پرداخت میکنند. عملا در صندوقهایی که در حال حاضر بیش از ۸۰درصد از منابعش را دولت تامین میکند یا بهعنوان کمک به صندوقها یا بهعنوان حق بیمه کارکنان شاغل، پایداری مالی موضوعیت ندارد و نمیتوان در این مورد صحبت کرد اما چند مورد از صندوقها از جمله بزرگترین صندوق بازنشستگی ایران یعنی صندوق تامین اجتماعی، صندوق بیمه اجتماعی روستاییان، صندوق بازنشستگی کارکنان نفت و چند صندوق دیگر هستند که همچنان میتوان با مجموعهای از سیاستهای پارامتریک اصلاح ساختار و اصلاح نظام بازنشستگی، پایداری را به آنها برگرداند.
افزایش سالمندی جمعیت ایران و کاهش نرخ زاد و ولد و تغییرات جمعیتی، چه تاثیری بر نظام بازنشستگی در دو دهه آینده خواهد داشت و نیاز است چه تغییرات سیاستی در این دوران اتخاذ کرد؟
ما یکی از کشورهایی هستیم که با سرعت زیاد در حال رسیدن به نرخ سالمندی بالا هستیم و حتی برخی کشورهایی که در یک دوره نسبتا طولانی مثلا دو دهه نرخ باروری پایینی داشتند وضعیتشان در بلندمدت نسبت به ما بهتر است. سرعتی که نرخ سالمندی در ایران دارد بیشتر از آن کشورهاست. این باعث میشود که ما در کنار اینکه پنجره جمعیتیمان به سرعت بسته میشود، با شرایط جدیدی بهعنوان کشور سالمند مواجه میشویم. البته باز تا سالخوردگی فاصله نسبتا زیادی داریم. اما فکر میکنم تا سال۱۴۲۰ دستکم چیزی حدود ۲۰درصد جمعیت ایران سالمند خواهند بود و معنایش این است که سیاستهای اجتماعی در حوزههای بهداشت، درمان، تغذیه، آموزش، مراقبتهای اجتماعی، حملونقل شهری، مراقبت خانگی و حتی محتوای خدمات پزشکی باید معطوف و متمرکز بر ارائه خدمات به یک جمعیت سالمند نسبتا بزرگ شود و اگر این آمادگیها وجود نداشته باشد ممکن است با یک بحران اجتماعی روبهرو شویم. چه بحرانهایی که ناشی از سطح پایین دسترسی به زیرساختهاست و چه بحرانهایی که ناشی از سطح پایین دسترسی به خدمات است و چه بحرانهایی که ناشی از ناآشنایی جامعه برای مواجهه با سالمندان یا زیستن در کنار سالمندان باشد. این ممکن است جامعه ما را با سطح نامطلوبی از انسجام اجتماعی مواجه کند یا در واقع بتواند یک سطحی از خشونت یا نگرانی یا ناراحتی را در بین گروههای مختلف به شکل بین نسلی، دامن بزند. به نظر من از الان باید با جدیت خیلی زیاد سازمانهایی که برای ایجاد زیرساختها، آمادهسازی خدماترسانان به جمعیت سالمند، ایجاد نظام مراقبتهای اجتماعی و همچنین برای آمادگی سازمانهای حمایتی که مسوولیت دارند و قرار است چنین مسوولیتی را برعهده بگیرند آماده کنیم، قبل از اینکه به آن وضعیت نگرانکننده دست پیدا کنیم. بهطور مثال نوع مراقبتهای بهداشتی و اجتماعی و روانی مورد نیاز سالمندان و نوع داروهایی که نیاز دارند، تسهیلاتی که برای خرید و حملونقل شهری و حتی برای فعالیت و زیستن در منزل نیاز دارند با بقیه گروهها متفاوت است. اگر بخشهایی از آنها نیاز به مراقبتهای درمانی در منزل داشته باشند یا در مراکز و سراهایی که از آنها مراقبت میکنند یا نیاز به داروهای خاصی دارند که در این دوره بیشتر مورد نیاز است یا نیاز به موسسات خیریهای که تمرکز بیشتری بر خدمات سالمندی دارند باید برای این آماده شویم. علاوهبر این سالمندان یک ظرفیت بزرگ برای جامعه هستند و سرمایه انباشتهای از دانش، مهارت و تخصص و یک خردمندی و فرهیختگی بهشمار میروند که ثروت اجتماعی و انسانی جامعه را بهدنبال دارد و میتوانند پیوندهای بین نسلی را برقرار کنند. آنها در حقیقت نشانهای از فرهیختگی و دانایی و آرامش در جامعه هستند. یک بخش مهمی از سیاستها باید بر فهم این واقعیت بزرگ و بهرهمندی موثر از این ثروت انباشته متمرکز شود. از جمله ایجاد کانونهایی که به نشاط بیشتر آنها کمک میکند؛ سازمانها و اجتماعات یا موسسات غیردولتی که تمرکزشان بر شناسایی و بهکارگیری موثر تخصص و مهارت آنهاست. بهطور مثال سالمندانی که در حوزه آموزش و بهداشت تخصص دارند در حوزه مشاورههای مالی، مالیاتی و حقوقی تخصص دارند یا میتوانند در برخی آموزشهای مهارتی مشارکت کنند. بهنظر من باید یک بخشی از نیازهای جامعه، بنگاههای اقتصادی و خانوادهها را از طریق شناسایی و هدایت و مدیریت این ظرفیتهای کمنظیر اجتماعی و انسانی متمرکز کرد.
بهنظر شما با در نظر گرفتن عدم اطمینانهای اقتصادی و فشارهای تورمی که در ایران شاهد هستیم، چه استراتژیهای سرمایهگذاری وجود دارد که صندوق بازنشستگی برای اطمینان آن بازه پایدار، باید در دستور کار قرار دهد؟
صندوقها از داشتن نهادهای مالی ناگزیرند و اینکه ابزارهای ارتباطی اصلیشان با بازار سرمایه و اقتصاد بهشمار میروند. مثلا داشتن شرکتهای کارگزاری و شرکتهای سرمایهگذاری، در برخی از آنها شرکتهای لیزینگ و واسپاری، سبدگردان و احتمالا شرکتهای بیمه، ابزارهای ارتباط با اقتصاد و بازارهای مالی بهشمار میروند. برخی از آنها به اقتضای نوع فعالیتشان به برخی بنگاهها نیاز دارند. شاید تامین اجتماعی نیازمند یک سطح اطمینانی از امنیت دارویی است و حفظ برخی بنگاههای دارویی برایش یک استراتژی لازم است. بهنظر میرسد که برخی از این زمینههای فعالیت هستند که در حال حاضر از بازدهی نسبتا بالایی برخوردارند. از جمله برای صندوق بازنشستگی همچنان بالاترین سطح بازدهی بنگاهها مربوط به صنایع پتروشیمی و صنایع فولاد است. معمولا در صنعت حملونقل هوایی میتوان بازدهیهای خوبی را پیشبینی کرده به دست آورد و برخی زمینههای دیگر. ولی طبیعی است که همه صندوقها نمیتوانند همزمان روی این صنایع متمرکز شوند و خود این حرکت ممکن است باعث برهم زدن تعادل در بازار شود. ضمن اینکه واگذاری خروج برخی بنگاهها ممکن است بهراحتی امکانپذیر نباشد. مثلا یک بخش مهمی از داراییهای همه صندوقهای بازنشستگی در قالب املاک و مستغلات است و در طولانیترین رکود تورمی بازار مسکن در ایران، خروج از بازار املاک یا داراییهایی که شکل ملکی دارند به صلاح نیست. ضمن اینکه اینها ابزارهای لازم و مناسبی برای تهاتر بدهیهایشان و حفظ ارزش داراییهایشان بهشمار میروند. برخی از اینها ممکن است مشکلات ثبت و حقوقی داشته باشند. برخی از اینها ممکن است درگیر تعارض باشند یا بهطور مثال ممکن است تصمیم به خروج برخی صنایع داشته باشیم ولی الان در بازار مشتری برایشان وجود نداشته باشد. برای مثال ما تمایل جدی برای خروج از صنعت گردشگری داریم. تمایل جدی برای خروج از بازار سیمان داریم ولی مشتری برای این بنگاهها وجود ندارد. پس آنچه ما در استراتژیمان تعیین میکنیم لزوما ممکن است امکانپذیر نباشد.
با توجه به مدلهای اقتصادی که در حال حاضر در کشور ما وجود دارد، آیا توان حمایت از یک نظام بازنشستگی پایدار وجود دارد؟ یا بهتر است بگوییم باید طراحی اساسی در این سیاستها صورت گیرد و اولویت با چه طرحهایی است؟
پایداری و کارآمدی نظامهای بازنشستگی، حفظ تکافوی مستمری و جبران خدمات دورهای اشتغال یا پرداخت مستمری یا از کارافتادگی و …، نیازمند یک اقتصاد با رشد و رونق مناسب است. اگر میخواهیم نظامهای بازنشستگی و صندوقهای بازنشستگی پایدار و از توانگری مالی مناسب برخوردار باشند، نیازمند اقتصادی با نرخ رشد ۶ تا ۸درصد هستیم. نیازمند رشد اقتصادی بالا و مستمر در یک دوره بلندمدت و رشد اشتغال در یک دوره طولانی هستیم. رشد اشتغال به افزایش مستمر ورودی این صندوقها یا تعداد شاغلان و بیمهپردازان این صندوقها کمک میکند و سبب میشود منابع بیشتری بهسمت آنها بیاید. اصطلاحا همانچیزی که در بازار سرمایه به آن fresh money یا پول تازه میگویند، بیاید تا صندوقها تقویت شوند و سن بازنشستگی به تاخیر بیفتد. اقتصاد با رونقی که بتواند شاغلان را حفظ کند و یک جریان مستمر همکاری بین نسلی و همچنین مدیریت دانش ایجاد کند. در این شرایط میتواند خدمات مناسب به آنها پرداخت شود که نیازمند تورم پایین و حفظ ارزش داراییها بدون داراییهای تورمی است. این موضوع نیازمند رونق اقتصادی بالاست برای اینکه شرکتها بتوانند بازدهی مناسبی داشته باشند، بازار سرمایه باثبات باشد و چشمانداز مناسبی را برای شهروندان ایجاد کند. در چنین شرایطی صندوقهای بازنشستگی میتوانند بخش بزرگی از پرتفوی خود را بهسمت سهامداری آنهم در یک بازار پررونق سهامداری ببرند و میتوانند با ورودیهایی که در حال افزایش است و خروجیهایی که با جریان آرامی شکل گرفتهاند، هم پایدار و هم کارآمد باشند و به تعهداتشان بهخوبی عمل کرده و همچنین خدمات رفاهی مناسبی ارائه دهند. پس سلامت صندوقها و پایداریشان کاملا به رشد بلندمدت اقتصادی بهطور مستمر بستگی دارد.
بنابراین با توجه به اینکه سال آینده قطعا سال سختتری خواهد بود و هیچ امید و دید مثبتی نمیتوان به سالهای بعد داشت، چه تمهیداتی را میتوان اندیشید برای اینکه بتوانیم تا حدودی از بحران این ابرچالش اقتصاد ایران که همین صندوقهای بازنشستگی هستند، گذر کنیم؟
دستکم در بیان میتوانم امیدوار باشم که سال بعد سال سختتری نباشد ولی اگر دشواریهای اجتماعی و اقتصادی بیشتر شود و این شرایط رکود تورمی ادامه پیدا کند ما ناگزیر هستیم که چتر حمایتی قدرتمندتری را برای بازنشستگانمان تدارک ببینیم. ناگزیر هستیم که از کاهش بیشتر قدرت خرید آنها جلوگیری کنیم.
ناگزیر هستیم که سیاستهای حمایتی، درمانی و معیشتی قدرتمندتری را پیشبینی کنیم که به حمایت دولت و جذب منابع بیشتری در قالب منابع حمایتی یا امدادی از طرف دولت نیاز دارند. همچنین نیازمند تعهد بیشتر دولت به پرداخت دیونش به صندوقهای بازنشستگی یا تامین منابعی که در قالب کمک به صندوقهای بازنشستگی میکند، هستیم.
ناچاریم از الان هم بیمه تکمیلی مطمئنتری برای آنها تدارک ببینیم و هم در تامین دارو و خدمات بهداشتی مورد نیاز سالمندان و همچنین دهکهای درآمدی پایین که ممکن است آسیبپذیرتر باشند، یک سیاست روشن و فعال و کارآمدتری را پیشبینی کنیم و فکر میکنم ناگزیریم که به این سمت حرکت کنیم. فکر میکنم ما باید از الان یک سناریوی سیاستی با فرض شرایط سخت برای سال آینده تدارک ببینیم.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلانلینک کوتاه :