سالی به رنگ بحران و تغییر؛ مرور تحولات بزرگ جهان در سال ۱۴۰۳

سال ۱۴۰۳ با آشوبهای ژئوپلیتیکی، صعود طلا و رمزارزها، بحران اقتصادی چین و بازگشت ترامپ به قدرت، به یکی از پرفراز و نشیبترین سالهای اخیر در عرصه سیاست و اقتصاد جهانی بدل شد.
جهان صنعت نیوز – سال ۱۴۰۳ هجری شمسی پر بود از اتفاقاتی که عرصه سیاست و اقتصاد را دستخوش تحولات و تغییرات سطحی و عمیقی کرد. این ۳۶۶روز از طرفی به حوادث خاورمیانه، اوکراین و انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در بعد سیاسی و از منظر اقتصادی نیز به مسائلی همچون بحرانهای اقتصادی چین، رشد قیمت رمزارزها و افزایش قیمت جهانی طلا گره خورد. در کنار این عوامل و مصادیق، مساله پیشرفت تکنولوژی و ورود مرد پر سر و صدای فناوری یعنی ایلان ماسک به عرصه سیاست نیز از دیگر اتفاقات مهم و جالب توجه آن بود.در واقع میتوان در هر یک از مصادیق مذکور عمیق شد و آنها را از جنبههای مختلفی مورد بررسی و واکاوی قرار داد. به عنوان مثال، تغییرات گسترده ژئوپلیتیکی و استراتژیک در خاورمیانه که میان اسرائیل و متحدانش (به شکل پشتیبانیکننده) از یک سو و محور مقاومت به محوریت ایران از طرف دیگر، طلوع مناسبات جدیدی در این منطقه حساس رقم زده و ناظران عمومی و اهل فن را به تماشای آینده سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن نشانده است.
منازعه مسکو و کییف نیز با وارد شدن به فضاهایی جدید همچون تصرف بخشهایی از خاک روسیه توسط اوکراین و در پیش گرفتن استراتژی ترورهای هدفمند توسط طرف اوکراینی، به این ستیزه شکل و شمایلی جدید بخشید.
در نهایت میتوان در بعد سیاسی، به بازگشت مجدد دونالد ترامپ به کاخ سفید اشاره کرد، بازگشتی که از همان ابتدا با اظهارنظرها و اقدامات جدیدی روبهرو شد و حتی متحدان ایالاتمتحده را شوکه کرد.
در این میان ورود ایلان ماسک، سرمایهدار و کارآفرین آمریکایی به عرصه سیاست خود از دیگر شگفتیهای این دوره از انتخابات ایالاتمتحده بود. از سوی دیگر، عرصه اقتصاد نیز از تحولات قابل توجهی برخوردار بوده که میتوان آنها را مورد توجه قرار داد.
در این میان بحران اقتصادی چین در حوزههای املاک و مستغلات، تجارت، هزینه مصرفکننده و پیشبینی درخصوص رشد اقتصادی از جمله موضوعات مهم این حوزه است. در ضمن، از بالا رفتن قیمت رمزارزها و طلا نیز نباید غافل شد.
خاورمیانه؛ قبله بحرانها
هرچند جنگ (۷اکتبر) اسرائیل و غزه از سال ۱۴۰۲ شروع شد اما ترکشها و حوادث شگرف آن در سال ۱۴۰۳ بروز پیدا کرد. در واقع امسال بود که در بدو شروعش کنسولگری ایران مورد حمله قرار گرفت، رهبران بلندپایه حماس و حزبالله ترور شدند، پیجرها به جان بدنه میانی حزبالله افتاد و ایران و اسرائیل برای اولین بار به صورت مستقیم رو در روی یکدیگر قرار گرفتند. میتوانیم یکی از ترکشهای غیرمستقیم این جنگ را آن تیر بلایی بدانیم که بر جان بشار اسد و بعثیهای سوریه نشست و حکومت چند دههای آنان را پایان بخشید. در همین راستا، حمله به کنسولگری ایران در آخرین روزهای نوروز ۱۴۰۳، اولین حمله مستقیم ایران به اسرائیل را در تاریخ منازعه این دو بازیگر مهم خاورمیانه رقم زده تا بدینسان بگوییم، سالی که نکوست از بهارش پیداست!
از طرف دیگر شهادت سیدحسن نصرالله، دبیرکل سابق حزبالله از اهمیت ویژهای برخوردار است. در واقع به گفته کارشناسان، یکی از مهمترین اتفاقات این سال را باید در ۲۷سپتامبر (۶مهر ۱۴۰۳) جستوجو کرد؛ نقطهای از تاریخ که کلیدیترین رهبر نیروی همسو با ایران ترور شد.
ترور سیدحسن نصرالله، دبیرکل سابق حزبالله لبنان در کنار ترور تمام شاکله فرماندهی این سازمان طی ۹ الی ۱۰روز این سازمان را با چالشهای پرفراز و نشیبی مواجه کرد. کمی پیشتر هم در تابستان ۱۴۰۳، اسماعیل هنیه، رییس دفتر اسبق سیاسی حماس، در تهران و چند ساعت پس از مراسم تحلیف مسعود پزشکیان، رییسجمهوری ایران ترور شد تا مجموع این دو حادثه دست به دست هم دهد و دومین حمله ایران به اسرائیل را در قالب عملیات وعده صادق ۲ رقم بزند. در نهایت شاید بتوان بازنده اصلی این جنگ را سوریه اسدی دانست.
بشار اسد که از ابتدای ۷اکتبر ۲۰۲۳، به تهران و سایر بازیگران محور مقاومت گفته بود که نمیخواهد هیچ جوره در این منازعه وارد شود، دست بر قضا با این حساب او را رها نکرد و سرانجام حکومت بعثی- اسدی را به نقطه پایان رساند.
هرچند میتوان سقوط بشار اسد را از زوایای مختلف و با توجه به برهمکنش ابعاد بینالمللی، منطقهای و داخلی بررسی کرد اما بیشک یکی از اصلیترین این عوامل، درگیری نیروها به محور مقاومت در نبرد با رژیم اسرائیل از سویی و گیر و بندهای سیاسی از طرفی دیگر بود.
در واقع نبرد زمینی حزبالله با اسرائیل در جنوب لبنان باعث تخلیه نیروهای این سازمان از سوریه شد که یکی از اصلیترین ستونهای امنیتی حکومت بشار به شمار میآمدند.
مقاومت اسلامی عراق هم به دلیل سیاست داخلی بغداد از حضور در صفوف دفاعی دمشق جا ماند. بدین ترتیب چندی بعد از این حوادث ابتدا آتشبس لبنان و سپس غزه رقم خورد و تا لحظه نگارش این نوشته، آتش جنگهای بیپایان خاورمیانه حداقل در ظاهر پایان یافته است!
منازعه روسیه و اوکراین در آستانه ۳ سالگی
از ماههای پایانی سال ۱۴۰۰ تاکنون، جنگی به معنای واقعی آن، در اروپای پساجنگ جهانی شروع شد. این جنگ که فصل جدیدی را در ساخت سیاسی- امنیتی اروپا و مناسبات راهبردی نظام بینالملل رقم زد، تحلیلهای گوناگونی پیرامون چرایی وقوع و تداوم آن برانگیخت. با این حال گزارش حاضر به این موضوعات کاری ندارد بلکه هدف بررسی مهمترین اتفاقات این منازعه در سال گذشته شمسی است. در همین راستا باید گفت که میتوان این مهم را در سه بعد بررسی کرد؛ نخست حمله غافلگیرکننده اوکراین و تصاحب بخشهایی از غرب روسیه همچون منطقه کورسک در مرداد ۱۴۰۳. در همین راستا، این اتفاق یکی از نقاط عطف منازعه مذکور به شمار میآید. در واقع هرچند که در ابتدا حدود ۵۰۰مایل مربع از منطقه کورسک توسط کییف در یک حمله غافلگیرانه اشغال شد اما روسیه حدود نیمی از این قلمرو را در ماههای بعد پس گرفت. دومین اتفاق مهم درخصوص این منازعه در سال گذشته، ترورهای هدفمند مقامات نظامی و دفاعی روسی توسط اوکراین بود؛ اشخاصی که به اذعان کییف در حمله روسیه به کشورشان نقش داشتند. در همین خصوص آذرماه گذشته بود که یک منبع سازمان اطلاعاتی اوکراین (اسبییو) به رویترز اعلام کرد، ژنرال ایگور کریلوف، رییس نیروهای حفاظت هستهای روسیه توسط عوامل این سازمان در حومه مسکو ترور شده است. در نهایت مساله کمبود نیروی انسانی و تجهیزات کافی روسها، باعث انعقاد قراردادهای نظامی- دفاعی میان پوتین و کره شمالی شد تا بدین ترتیب، فداییان سرخ پیونگیانگ به کمک مسکو بشتابند. بنابر برآورد سرویسهای اطلاعاتی ایالاتمتحده و اوکراین، حدود ۱۲ الی ۱۵هزار جنگجو کره شمالی به روسیه اعزام شدهاند؛ برخی آموزش میبینند و برخی دیگر در حال جنگ هستند.
بازگشت ترامپ به اریکه قدرت
در نهایت اتفاق مهم سیاسی در نظام بینالملل را میتوان آغاز دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ به حساب آورد؛ دورهای که طی آن، وی تنها چهار سال زمان داشته و دیگر نیازی به رای برای دور بعد هم ندارد، بنابراین به احتمال زیاد اهداف سیاست خارجیاش را با هر ابزاری که بتواند دنبال خواهد کرد. کمااینکه اظهارنظرهای او در کنار کابینه و افرادی که انتخاب کرده، همگی موید این فرضیه است. در واقع ترامپ ۲۰۲۵ چند هدف اساسی خواهد داشت؛ مهار چین، تعیینتکلیف جنگ اوکراین و روسیه و پیشبرد نظم مطلوبش در خاورمیانه. در همین راستا هم از بدو نشستن بر صندلی قدرت، (تا لحظه نگارش این گزارش) چند اقدام مهم را شروع کرد؛ مانند اعمال تعرفهها. در واقع باید گفت ترامپ برای مهار اصلیترین تهدید امنیت ملی و چالش راهبردی واشنگتن یعنی پکن، از هیچ ابزاری چشمپوشی نخواهد کرد. از اعمال تعرفه بر همسایگانش تا آنها را مجبور کند به ایمنسازی مرزهایی بپردازند که به نظر ترامپ، دروازه ورود چینیها به کشورش هستند، تا دست گذاشتن بر مناطق استراتژیکی همچون گرینلند و کانال پاناما که به چین مزیت رقابتی میدهند. برای رقابت در عرصه فناوری نیز به بزرگان این حوزه مانند ایلان ماسک، اجازه حضور در دولتش را میدهد تا بدینوسیله در زمینههایی همچون هوش مصنوعی گوی سبقت را از اژدهای زرد برباید. در همین راستا، خاورمیانه و ایران نیز به دلیل موقعیت فوقالعاده ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی خود برای مهار چین، از چشمان عقاب ینگه دنیا دور نخواهند ماند.
آخرین وضعیت اقتصاد جهانی
در نهایت و پس از تحولات سیاسی، نوبت به اقتصاد میرسد؛ اقتصادی که تحولات مهمی را در سال گذشته به خود دید. در همین راستا، نخست میتوان به مشکلات اقتصادی چینیها پرداخت؛ مشکلاتی که در حوزه املاک و مستغلات، تجارت، رشد و هزینه مصرفکننده خود را نشان داد. به گزارش نشریه نیوزویک در دی ماه گذشته، بازار املاک و مستغلات چین کماکان به رکود چندین ساله خود ادامه میدهد؛ رکودی که پس از سال ۲۰۲۰ میلادی گریبانگیر آن کشور شده است. این چالش از زمانی آغاز شد که غولهای املاک و مستغلات مانند «اِوِرگراند» با سیاست موسوم به «سه خط قرمز» تحمیل شده از سوی دولت چین با هدف محدود کردن استقراض و سفتهبازیهای بیش از حد مواجه شدند. این اقدامات با هدف کاهش ریسکهای مالی نظاممند، بهطور ناخواسته باعث ایجاد بحران نقدینگی شد و سازندگان املاک را در وضعیت ناتوانی برای تکمیل پروژهها رها کرد و باعث تضعیف اعتماد مصرفکننده شد. چین در ماه دسامبر شاهد کاهش قیمت مسکن با کمترین نرخ در ۱۷ماه پیش از آن بود که نمادی از ثبات شکننده بود. بسته محرک همهجانبه اعلام شده در ماه سپتامبر به بازار ناامیدکننده املاک و مستغلات پرداخته بود و پان گونگشنگ، رییس بانک خلق چین (بانک مرکزی چین) متعهد شده بود نرخ بهره وامهای رهنی موجود را کاهش دهد. هدف از این سیاست تامین درآمد قابل تصرف بیشتر برای ۱۵۰میلیون صاحب خانه بود. حدود ۷۰درصد از ثروت خانوارها در چین به دارایی وابسته است، از جمله آپارتمانهای ناتمام که بسیاری از خریداران سالها منتظر تکمیل آن بودند. اقدامات محرک برای کاهش بار خانوادهها و بازگرداندن اعتماد به بازار مسکن در نظر گرفته شده اگرچه سرعت بهبود هنوز نامشخص است.نشریه نیوزویک با گمانهزنی در مورد رشد یا عدم رشد اقتصاد چین در سال ۲۰۲۵ مینویسد که شی جین پینگ، رییسجمهوری چین در سخنرانی خود در شب سال نوی میلادی، لحنی مطمئن به زبان آورد و گفت که آنها در روزهای سخت قویتر شده و طیف گستردهای از سیاستهای معرفیشده برای دستیابی به آنچه او توسعه با کیفیت بالا مینامد را تبلیغ کرد، ازجمله رشد پایدار و مبتنی بر نوآوری در صنایع استراتژیک مانند انرژی سبز. چین پس از اعلام ۲/۵درصد رشد هدفگذاری شده برای سال ۲۰۲۳ میلادی بار دیگر هدف رشد تولید ناخالص داخلی را حدود ۵درصد تعیین کرده است. با وجود آنکه انتظارات برای دستیابی چین به این هدف رشد کماکان پایین است، موسسه رتبهبندی «مودیز» ماه گذشته با اشاره به اقدامات محرک دولت چین و بهبود شرایط اعتباری در آن کشور که میتواند افزایش بالقوه تعرفههای دولت ترامپ را خنثی کند، پیشبینی رشد تولید چین برای سال ۲۰۲۵ را از ۴درصد به ۲/۴درصد تغییر داد.
از طرف دیگر افزایش قیمت جهانی طلا و رمزارز نیز از دیگر تحولات اقتصادی سال گذشته است. به باور کارشناسان در اواخر تابستان گذشته، آخرین افزایش قیمت طلا بیشتر تابعی از ضعف دلار بود تا قدرت فلز زرد امن. در اواسط بهمن ۱۴۰۳ نیز طلا بالاترین رکورد خود را ثبت کرد که یکی از دلایل آن را سیاستهای اقتصادی ترامپ میدانند. به هر حال، سال ۱۴۰۳ با تمامی فراز و نشیبهای خود در نظام بینالملل به پایان رسید اما دینامیکها و پیشرانهای مهمی را برای تحولات سرنوشتساز سال جدید از خود به ارث گذاشت؛ تحولاتی که باید دید در زیر سایه ریاستجمهوری ترامپ، رقابت واشنگتن- پکن، جنگ روسیه و اوکراین و خاورمیانه پسا ۷اکتبر، چه سرنوشتی را برای نظام بینالملل رقم خواهد زد.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :