xtrim

بیابان در دل باران؛ گیلان چگونه به آستانه خشکسالی رسید؟

گیلان، پربارش‌ترین استان ایران، اکنون با بحران بی‌سابقه خشکسالی روبه‌رو شده است.

جهان صنعت نیوز، گیلان که به‌خاطر اقلیم مرطوب و بارش‌های فراوان همواره به‌عنوان باران‌خیزترین استان کشور شناخته می‌شد، امروز به شکلی نگران‌کننده با بحران خشکسالی مواجه است. در شرایط نرمال، میانگین بارش سالانه این استان حدود هزار میلی‌متر بوده—بیش از چهار برابر میانگین کشوری—اما در تابستان امسال، میزان بارندگی تا ۷۰ درصد کاهش یافته و رودخانه‌ها، تالاب‌ها و مرداب‌ها در حال خشک شدن هستند.

طبیعتی که آرام‌آرام خاموش شد

زمانی، گیلان با تصاویر شالیزارهای خیس، جویبارهای پرآب و جنگل‌های مه‌آلودش، در ذهن ایرانیان جا داشت؛ اما امروز همین منطقه سبز با کاهش محسوس رطوبت، تبدیل به آخرین جبهه شکست خورده در نبرد با خشکسالی شده است. درحالی‌که تصور می‌شد طبیعت پربارش گیلان مانع از بحران‌های اقلیمی شود، حالا گزارش‌ها حکایت از آن دارد که این استان نیز با چالش‌هایی مشابه فلات مرکزی ایران دست‌به‌گریبان است.

نه فقط تغییر اقلیم؛ خطاهای انسانی عامل اصلی

اگرچه تغییر اقلیم جهانی در کاهش بارندگی بی‌تأثیر نبوده، اما کارشناسان معتقدند که ریشه اصلی بحران گیلان، در سوءمدیریت منابع آب، سیاست‌گذاری‌های ناکارآمد کشاورزی، و توسعه کنترل‌نشده ساخت‌وساز و گردشگری نهفته است.

تالاب‌هایی همچون انزلی، سیاه‌درویشان و پرنیان آستارا که زمانی زیستگاه‌های آبی پرآب و استراتژیک محسوب می‌شدند، اکنون خشک شده‌اند یا در مسیر نابودی‌اند. ساخت‌وساز شهری در مناطق مردابی، عدم لایروبی رودخانه‌ها، تغییرات شدید در الگوی کشت و بهره‌برداری بی‌رویه از چاه‌های عمیق از جمله عوامل این بحران‌اند.

الگوی کشت غلط؛ باغ کیوی به‌جای شالیزار

در گذشته، کشت برنج تنها در دو ماه از سال نیاز به آبیاری داشت؛ اما تغییر به سمت باغات کیوی که نیاز آبی مداوم در تمام سال دارند، به شکل چشمگیری مصرف آب را افزایش داده است. این در حالی است که هیچ سازوکار مؤثری برای جمع‌آوری آب باران یا بازچرخانی منابع آبی در منطقه اجرا نشده و نتیجه آن، فشار شدید بر منابع زیرزمینی و کاهش سطح آبخوان‌هاست.

چرا سیاست‌گذاری متفاوت نیست؟

یکی از انتقادهای جدی، به یکسان‌نگری در مدیریت منابع آب کشور بازمی‌گردد. وزارتخانه‌های نیرو، صمت و جهاد کشاورزی، بدون در نظر گرفتن تفاوت‌های اقلیمی، یک الگوی ثابت را از فلات مرکزی تا جلگه‌های شمالی تحمیل کرده‌اند. همین مسئله باعث شده گیلان نیز در چارچوب یک برنامه‌ریزی متمرکز، به سمت نابودی منابع آبی سوق داده شود.

سدسازی بی‌برنامه، واردات برنج، و کشاورز سرگردان

واردات گسترده برنج توسط دولت، قیمت محصول داخلی را کاهش داده و کشاورزان را به سمت تغییر الگوی کشت سوق داده است. از سوی دیگر، سدسازی‌های بزرگ بدون انطباق با نیازهای محلی، تنها فشار مضاعف بر منابع آبی ایجاد کرده‌اند. در نبود سدهای کوچک محلی یا مخازن طبیعی برای ذخیره آب‌های سطحی، چاه‌های عمیق به تنها راه تأمین آب بدل شده‌اند.

پیامدهای تکراری در لباسی جدید

همان سیاست‌هایی که دشت‌های مرکزی کشور را به مرز فرونشست رساند، اکنون در گیلان در حال تکرار است؛ بدون آن‌که سازوکار حفاظتی جدی برای حق‌آبه زیست‌محیطی و مدیریت مصرف آب در کشاورزی وجود داشته باشد. در نتیجه، مناطق پربارش گیلان، در نبود ساختارهای حفاظتی و مدیریتی، امروز با تهدید خشکسالی شدید و فروپاشی اکولوژیکی مواجه‌اند.

چشم‌انداز نگران‌کننده برای سبزترین استان کشور

افزایش ویلاسازی، جمعیت مهاجر، گردشگران فصلی و تغییرات بی‌قاعده در کاربری اراضی، ظرفیت زیستی گیلان را با سرعتی هشداردهنده تخریب کرده است. از طرفی دیگر، نبود اعتماد عمومی و ضعف عملکرد مدیران محلی، امید به اصلاح از درون سیستم را کاهش داده است. امروز دیگر صحبت از احیای تالاب انزلی یا احیای مرداب‌های خشک‌شده، فرا‌تر از یک هشدار زیست‌محیطی، به یک هشدار ملی تبدیل شده است.

اگر روند کنونی ادامه یابد، گیلان آینده‌ای شبیه کویرهای مرکزی خواهد داشت؛ با این تفاوت که این‌بار، فاجعه در قلب سبز ایران رخ خواهد داد.

منبع: تجارت فردا

محیط زیست
شناسه : 530552
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *