نسل بدون خانه؛ جوانانی که دیگر برای آینده کار نمیکنند

فروپاشی دسترسی به مالکیت دارایی بهویژه مسکن، الگوی رفتار اقتصادی نسلهای جوان را دگرگون کرده و به کاهش انگیزه، افزایش ریسکپذیری و تعمیق شکاف اجتماعی منجر شده است.
جهان صنعت نیوز – در بسیاری از جوامع امروز، یک تغییر آرام و عمیق در رفتار اقتصادی نسلهای جوان در حال شکلگیری است؛ تغییری که نمیتوان آن را ناشی از سلیقه، فرهنگ دیجیتال و حتی فاصله نسلی دانست. آنچه در پشت این تحولات قرار دارد، فروپاشی یکی از مهمترین ستونهای نظم اقتصادی مدرن قرار دارد و آن در دسترس بودن خرید دارایی بهویژه مسکن است.
برای دههها، تصور عمومی در این قالب شکل گرفته بود که افراد با کار کردن، پسانداز کردن در مسیر رسیدن به خانهدار شدن قرار میگیرند. این مسیر نهتنها ثبات مالی خانوار را شکل میداد، بلکه انگیزهای بنیادی برای مشارکت اقتصادی بود. اما امروز این چرخه از هم گسیخته است و جوانانی که با واقعیتهای جدید اقتصادی روبهرو هستند، واکنشهایی بروز میدهند که گاه از سوی نسلهای قدیمیتر با برچسبهایی چون بیانگیزگی، بیمسئولیتی یا رفتار پرخطر توصیف میشود. در حالی که این رفتارها ریشه در تغییرات ساختاری دارد و تغییرات نسلی را نباید دلیل چنین رفتارهای درنظر گرفت.
از کار برای آینده تا کار برای بقا
چند دهه پیش، انگیزه اصلی کار کردن، ایجاد امنیت مالی بلندمدت بود. فرد با سختکوشی و افزایش درآمد میتوانست بهتدریج به مراحل بعدی اجتماعی برسد. این فرآیند بر اساس این منطق شکل گرفته بود که امروز تلاش کن تا فردا مالک دارایی باشی.
اما با جهش مداوم قیمت داراییها، بهویژه مسکن، نسبت درآمد به هزینه خرید خانه از محدوده توان طبقه متوسط خارج شده است. در چنین شرایطی، برای بخش قابلتوجهی از نسل جوان، کار بیش از حد و تلاش مضاعف، دیگر به هدف مشخصی نمیرسد. بسیاری از افراد درمییابند که فاصله میان درآمد و قیمت دارایی بهجای کاهش هر سال بیشتر میشود. این وضعیت، نهتنها امید به آینده مالی را کم میکند بلکه انگیزه در محیط کار را بهشدت تضعیف میکند.
به همین دلیل، پدیدههایی نظیر کاهش مشارکت اقتصادی، فاصلهگرفتن از رقابتهای کاری یا انتخاب سبکهای کاری حداقلی بیش از آنکه نشانه تنبلی باشد، واکنشی طبیعی به فروپاشی سازوکار پاداش اقتصادی در جامعه است.
رونق رفتارهای پرریسک: از شرطبندی تا داراییهای نوظهور
در گذشته، مسیر سنتی ثروتاندوزی بر پایه انباشت تدریجی پساندازها و سرمایهگذاریهای کمریسک استوار بود. اما با برهم خوردن امکان مالکیت دارایی، بخشی از نسل جوان بهدنبال گزینههایی مانند سرمایهگذاری در داراییهای پرنوسان، انتخاب پروژههای پرخطر و حتی ورود به قمار مالی میرود که شاید در نگاه اول غیرعقلانی به نظر برسند. این رفتار، از منظر اقتصاد رفتاری، پاسخی به شرایطی است که در آن هدف بزرگ (مالکیت خانه یا دارایی پایدار) از دسترس خارج شده و فرد تلاش میکند از طریق انتخابهای پرریسک، یک جهش ناگهانی در ثروت خود ایجاد کند. به بیان ساده، وقتی مسیر تدریجی بسته شود، تنها مسیر باقیمانده، جهش پرخطر است.
بخشی از تغییر الگوی مصرف نسلهای جدید نیز ریشه در همین تحولات دارد. در دنیایی که مالکیت دارایی دور از دسترس است، پسانداز طولانیمدت معنا و کارکرد سابق خود را از دست میدهد. بهجای آن، مصرف تفریحی، سفر، تجربههای جدید و خرجکردن برای لحظه اکنون، جایگزین میشود. این رفتار اغلب با قضاوتهای اخلاقی همراه میشود، اما افزایش هزینههای تفریحی و سبک زندگی مدرن، نتیجه طبیعی کاهش مطلوبیت پسانداز در اقتصادی است که دستیابی به دارایی را غیرممکن کرده است.
بازگشت به مدلهای شبهفئودالی
امروزه دسترسی به دارایی بدون حمایت مالی نسلهای قبلی تقریباً غیرممکن است. این موضوع تاثیرات بلندمدتی از کاهش تحرک اجتماعی گرفته تا افزایش نابرابری بین خانوارها به همراه دارد. همچنین آینده اقتصادی فرد، بیش از توانایی شخصی به دارایی والدین وابسته میگردد. به این ترتیب، اقتصاد از یک ساختار مبتنی بر تلاش به ساختاری مبتنی بر ارث و دارایی تبدیل میشود. در چنین وضعیتی، تلاش فرد برای پسانداز شخصی، بازده بسیار پایین و ریسک بسیار بالا دارد.
بنابراین بحران مالکیت دارایی، فراتر از موضوع یک بازار یا یک گروه سنی، به بحران امید تبدیل شده است؛ بحرانی که پیامدهای کلان اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی دارد. در مرحله اول این شرایط منجر به کاهش بهرهوری نیروی کار میشود؛ به بیان دیگر، وقتی مسیر پاداشدهی اقتصادی مسدود است، انگیزه فرد برای مشارکت فعال کاهش مییابد.
از سوی دیگر، ناپایداری مالی و گسترش ریسکپذیری در میان نسل جوان کاملا مشهود خواهد بود و ورود گسترده افراد به بازارهای پرنوسان، احتمال شکلگیری چرخههای پرخطر دارایی را افزایش میدهد. همچنین در اقتصادی که رشد دارایی از رشد درآمد فاصله گرفته، شکاف نسلی دائماً عمیقتر میشود.
در این شرایط افزایش نااطمینانی اجتماعی و سیاسی نتیجه محتمل خواهد بود؛ به بیان دیگر، فاصله بین خواستههای نسل جوان و ساختار اقتصادی موجود، بهمرور به بیاعتمادی، ناامیدی و شکاف نسلی میانجامد.
رفتار نسلها تغییر نکرده؛ اقتصاد تغییر کرده است
اگر امروز بخشی از جامعه جوان به باورهای بدبینانه نسبت به آینده، مصرف برای لذت آنی، تلاش حداقلی یا سرمایهگذاریهای پرنوسان روی آورده است، ریشه آن را باید در ساختار اقتصادی جدید جستوجو کرد، نه در روانشناسی نسلها. اقتصادی که رشد دارایی را از رشد درآمد جدا میکند، عملاً مسیر سنتی موفقیت اقتصادی را از بین میبرد. در چنین شرایطی، رفتار نسل جدید نه عجیب است و نه غیرعقلانی بلکه پاسخی منطقی به واقعیتهای جدید اقتصاد است.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلانلینک کوتاه :
