xtrim

ونزوئلا پس از مادورو؛ آغاز نجات یا تشدید بحران؟

خروج ناگهانی نیکلاس مادورو از صحنه قدرت، اگرچه فصل تازه‌ای در تاریخ سیاسی ونزوئلا گشوده، اما به‌معنای فروپاشی ساختار حاکم یا آغاز یک گذار روشن و کم‌هزینه نیست. آنچه امروز در ونزوئلا جریان دارد، تداوم همان ساختار قدرت پیشین با چهره‌ای جدید، تحت فشار مستقیم ایالات متحده و با محوریت نفت است.

جهان صنعت نیوز – تحولات اخیر در ونزوئلا بیش از آنکه نشانه یک دگرگونی بنیادین باشد، بیانگر جابه‌جایی در رأس قدرت است. با خروج مادورو، ساختار سیاسی که او بنا نهاده بود همچنان پابرجاست. ارتش، نیروهای امنیتی و نهادهای اصلی حکومت تغییری نکرده‌اند و عملاً همان شبکه قدرت سابق، اکنون با هدایت معاون او اداره کشور را در دست دارد. این وضعیت شباهت زیادی به سناریوهایی دارد که در آن حذف فیزیکی یا سیاسی یک رهبر، به فروپاشی رژیم منجر نمی‌شود و بدنه اصلی قدرت به حیات خود ادامه می‌دهد.

در همین چارچوب، ابهام اصلی نه درباره حذف مادورو بلکه درباره آینده این ساختار است. فشار ایالات متحده آشکار و بی‌سابقه است. آمریکا تاکید کرده که اگر همکاری صورت نگیرد، گزینه‌های نظامی همچنان روی میز خواهد بود. هدف اصلی واشنگتن، اعمال نفوذ مستقیم بر اداره کشور و به‌ویژه کنترل صنعت نفت عنوان می‌شود. در چنین فضایی، حاکمیت جدید ونزوئلا با انتخابی دشوار میان پذیرش شروط آمریکا و یا ورود به مرحله‌ای جدید از تنش و بی‌ثباتی روبه‌روست.

واقعیت آن است که بخشی از این شروط، برای دولت جدید ونزوئلا الزاماً غیرقابل‌تحمل نیست. تمرکز اصلی آمریکا بر نفت است و واگذاری نقش پررنگ به شرکت‌های آمریکایی در صنعت نفت ونزوئلا، امری است که حتی در دوره مادورو نیز به‌صورت تلویحی مطرح شده بود. تفاوت اصلی در این است که مادورو به‌دلیل تصویر منفی شدید در سطح بین‌المللی، دیگر شریک قابل‌قبولی محسوب نمی‌شد، در حالی که ساختار پسامادورو، ولو با همان بازیگران، از نظر واشنگتن انعطاف‌پذیرتر به‌نظر می‌رسد.

نکته قابل‌توجه آن است که نحوه دستگیری مادورو، بدون مقاومت محسوس نیروهای محافظ، نشانه‌هایی از همکاری درون‌ساختاری را آشکار می‌کند. این مسئله فرضیه نوعی کودتای درون‌کاخ را تقویت کرده و نشان می‌دهد که شکاف‌هایی در درون ساختار قدرت وجود داشته است. همین امر، مسیر تعامل ایالات متحده با دولت جدید را هموارتر کرده و گفت‌وگوها برای تأمین منافع آمریکا، به‌ویژه در حوزه نفت، آغاز شده است.

اقتصاد فروپاشیده و امید به احیای سریع

تحولات سیاسی ونزوئلا را نمی‌توان جدا از بحران عمیق اقتصادی این کشور فهم کرد. ونزوئلا در سال‌های اخیر با یکی از شدیدترین فروپاشی‌های اقتصادی معاصر روبه‌رو بوده است. تولید ناخالص داخلی کشور حدود سه‌چهارم کاهش یافته و میلیون‌ها نفر خاک کشور را ترک کرده‌اند. این بحران، جامعه‌ای فرسوده، خسته و به‌شدت آسیب‌پذیر بر جای گذاشته که بیش از هر چیز به‌دنبال راهی برای خروج از بن‌بست کنونی است.

در چنین شرایطی، احیای اقتصادی به مهم‌ترین مطالبه اجتماعی تبدیل شده است. بر اساس برآوردها، اگر تولید نفت به‌سرعت افزایش یابد و محدودیت‌های خارجی برداشته شود، اقتصاد ونزوئلا ظرفیت رشد بسیار بالایی دارد. تزریق سرمایه، بازگشت شرکت‌های خارجی و احیای صنعت نفت می‌تواند چند سال رشد دو رقمی برای اقتصاد رقم بزند و سطح درآمد سرانه را به‌شکل معناداری افزایش دهد. این چشم‌انداز، توضیح می‌دهد که چرا هر دولتی که بتواند چنین رشدی را مدیریت کند، شانس بالایی برای پیروزی در انتخابات خواهد داشت.

اما همین نکته، مرز باریک میان احیای اقتصادی و دموکراسی واقعی را روشن می‌کند. پیروزی در انتخابات در شرایط رشد اقتصادی، الزاماً به‌معنای استقرار یک نظام دموکراتیک نیست. دموکراسی واقعی زمانی معنا می‌یابد که قدرت بتواند در شرایط دشوار نیز منتقل شود و نتیجه انتخابات، صرف‌نظر از منافع حاکمان، محترم شمرده شود. در ونزوئلا، چنین ظرفیتی هنوز شکل نگرفته و چشم‌انداز آن نیز با تردیدهای جدی همراه است.

از سوی دیگر، نقش آمریکا در این احیای احتمالی اقتصادی، به‌خودی‌خود مسئله‌ساز است. اگر بازسازی اقتصاد ونزوئلا بر پایه واگذاری کنترل صنعت نفت به ایالات متحده و شرکت‌های آن انجام شود، مشروعیت داخلی این روند به‌شدت زیر سؤال خواهد رفت. تمرکز آمریکا بر نفت، بیش از آنکه با ادبیات حمایت از دموکراسی همخوانی داشته باشد، نشان‌دهنده اولویت‌های ژئوپلیتیکی و امنیت انرژی است؛ اولویتی که می‌تواند به افزایش نارضایتی اجتماعی منجر شود.

اپوزیسیون سردرگم و بن‌بست سیاسی

در این میان، اپوزیسیون ونزوئلا نیز در موقعیتی پیچیده قرار گرفته است. بخش مهمی از اپوزیسیون، امید خود را به مداخله خارجی گره زده بود و اکنون با واقعیتی متفاوت مواجه شده است. رهبر اصلی مخالفان، اگرچه از حمایت بخش بزرگی از جامعه برخوردار بود، اما فاقد ساختار سازمان‌یافته‌ای برای در دست گرفتن قدرت بود و بیش از هر چیز به حمایت آمریکا تکیه داشت. با تغییر رویکرد واشنگتن، این پشتوانه عملاً فرو ریخته و اپوزیسیون در وضعیت بلاتکلیف قرار گرفته است.

گزینه‌های پیش‌روی مخالفان محدود است. آن‌ها می‌توانند به انتظار انتخابات آینده بنشینند، اما زمان‌بندی و حتی امکان برگزاری انتخابات آزاد همچنان نامشخص است. از سوی دیگر، آمریکا به‌صراحت از اداره مستقیم کشور در یک دوره انتقالی سخن گفته و این رویکرد، نقش نیروهای داخلی را بیش از پیش تضعیف می‌کند. در چنین فضایی، اپوزیسیون نه ابزار فشار مؤثری در اختیار دارد و نه چشم‌انداز روشنی برای اثرگذاری کوتاه‌مدت.

نگرانی دیگر، خطر بی‌ثباتی و حتی درگیری داخلی است. هرگونه تلاش برای کنار گذاشتن کامل ساختار فعلی قدرت، بدون تضمین امنیت بازیگران بازنده، می‌تواند به واکنش خشن بخشی از نیروهای نظامی و امنیتی منجر شود. تجربه کشورهای دیگر نشان داده که حذف ناگهانی نخبگان حاکم، اغلب زمینه‌ساز آشوب و درگیری‌های طولانی‌مدت می‌شود. از همین رو، حتی طرفداران تغییر نیز با احتیاط بیشتری به آینده نگاه می‌کنند.

واکنش منطقه و پیامدهای بین‌المللی

تحولات ونزوئلا واکنش‌های متفاوتی در سطح منطقه و جهان برانگیخته است. برخی دولت‌ها از این اقدام حمایت کرده‌اند، در حالی که دولت‌های دیگر، حتی آن‌هایی که منتقد مادورو بودند، مداخله نظامی آمریکا را محکوم کرده‌اند. دلیل این واکنش‌ها، نگرانی عمیق نسبت به نقض اصل حاکمیت ملی و ایجاد رویه‌ای خطرناک در روابط بین‌الملل است. این اقدام، نظم حقوقی بین‌المللی را تضعیف می‌کند و نااطمینانی را افزایش می‌دهد.

با این حال، بسیاری از کشورها در موضع‌گیری خود محتاط بوده‌اند. ترس از تشدید تنش با ایالات متحده، موجب شده واکنش‌ها عمدتاً محتاطانه و دیپلماتیک باشد. این سکوت نسبی، به آمریکا فضای مانور بیشتری داده، اما در عین حال، شکاف‌های جدیدی در اعتماد منطقه‌ای ایجاد کرده است.

آینده‌ای مبهم میان نفت و قدرت

آنچه در نهایت از تحولات کنونی برمی‌آید، آینده‌ای مبهم برای ونزوئلاست. از یک سو، امکان احیای اقتصادی واقعی وجود دارد؛ امکانی که بر پایه افزایش تولید نفت و ورود سرمایه خارجی شکل می‌گیرد. از سوی دیگر، این مسیر به‌شدت به مداخله خارجی گره خورده و خطر وابستگی سیاسی و اقتصادی را در پی دارد. چنین مدلی، اگرچه ممکن است رشد اقتصادی ایجاد کند، اما لزوماً به آزادی سیاسی و حاکمیت ملی منجر نمی‌شود.

گذار دموکراتیک، در بهترین حالت، نیازمند توافقی فراگیر میان حکومت جدید، اپوزیسیون و بازیگران خارجی است؛ توافقی که در آن قواعد رقابت سیاسی، انتقال قدرت و حفظ امنیت بازندگان تضمین شود. بدون چنین چارچوبی، حتی برگزاری انتخابات نیز نمی‌تواند تضمین‌کننده دموکراسی باشد.

ونزوئلا وارد مرحله‌ای شده است که تصمیم‌های امروز، مسیر سال‌های آینده را تعیین خواهد کرد. اگر سیاست‌ها صرفاً حول نفت و منافع قدرت‌های خارجی شکل بگیرد، خطر بازتولید همان چرخه وابستگی و بی‌ثباتی وجود دارد. اما اگر این دوره انتقالی به فرصتی برای نهادسازی، آشتی سیاسی و بازسازی اعتماد اجتماعی تبدیل شود، شاید بتوان از دل بحران کنونی، راهی به‌سوی ثبات و توسعه پایدار گشود؛ هرچند تحقق چنین سناریویی، همچنان با تردیدهای جدی همراه است.

پیشنهاد ویژهسیاسی
شناسه : 563127
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *