جهان صنعت نیوز، اقتصاد ونزوئلا سالها بر فرض بنیادین وفور نفت، حتی در شرایط ضعف نهادها و سیاستگذاری بنا شده بود که میتواند ثبات و درآمد را تضمین کند. اما سیر تحولات اخیر نشان میدهد این فرض، در عمل فرو ریخته است. پس از دستگیری شبانه نیکلاس مادورو و موضعگیری دونالد ترامپ درباره آینده صنعت نفت ونزوئلا، بار دیگر نگاهها به این پرسش معطوف شد که چرا کشوری با حدود ۳۰۰ میلیارد بشکه ذخایر نفتی معادل نزدیک به یکپنجم ذخایر جهان به اقتصادی فروپاشیده بدل شده است.
سقوط از مسیر نفت؛ از مزیت مطلق تا گلوگاه ساختاری
ریشه اصلی بحران اقتصادی ونزوئلا را باید در افول ممتد تولید نفت جستوجو کرد. طی حدود یکونیم دهه گذشته، تولید نفت این کشور به دلیل کمبود سرمایهگذاری، ضعف نگهداشت، مدیریت ناکارآمد و تضعیف ظرفیت فنی، بیش از دو سوم کاهش یافته و به حدود یک میلیون بشکه در روز رسیده است. این افت نتیجه روندی پیوسته از فرسایش زیرساختها و سرمایه انسانی بوده است.
صنعت نفت ونزوئلا بهطور سنتی بر نفت سنگین و ترش متکی است؛ نفتی که بدون دسترسی پایدار به رقیقکنندههایی مانند نفتا، حتی امکان انتقال ندارد. با قطع مسیرهای تأمین و مسدودشدن واردات این مواد حیاتی، بخش مهمی از تولید بالقوه عملاً زمینگیر شده است. در چنین شرایطی، تحریمها و محدودیتهای حملونقل، آخرین حلقه فشار را بر صنعتی وارد کردهاند که پیشاپیش از درون تهی شده بود.
کاهش تولید نفت، بهمعنای کاهش مستقیم درآمد ارزی دولت بود. اقتصادی که ستون بودجه و تراز خارجی آن به فروش نفت وابسته بود، با فروکشکردن این منبع، دچار کمبود مزمن ارز، ناتوانی در تأمین کالاهای اساسی و فرسایش ظرفیت دولت برای اداره اقتصاد شد. از این نقطه به بعد، سقوط اقتصاد ونزوئلا شتاب گرفت.
تحریم، محاصره و تشدید فروپاشی کوتاهمدت
تحولات اخیر نشان میدهد که حتی در کوتاهمدت نیز چشمانداز بهبود تولید نفت چندان روشن نیست. اعلام محاصره نفتکشهای ونزوئلا و توقیف برخی از آنها باعث سقوط صادرات و انباشت نفت فروشنرفته بر روی نفتکشهای معطل شده است. همزمان، قطع دسترسی به رقیقکنندهها تولید را با محدودیت مضاعف مواجه کرده و برآوردها حاکی از آن است که در صورت تداوم این وضعیت، تولید میتواند به کمتر از ۷۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یابد.
این واقعیت نشان میدهد که برخلاف تصور رایج، تغییر سیاسی در رأس قدرت یا اعلام تمایل به ورود شرکتهای خارجی، بهتنهایی قادر به متوقفکردن روند سقوط نیست. صنعت نفت ونزوئلا در وضعیتی قرار دارد که حتی حفظ سطح فعلی تولید، بدون تغییرات بنیادین در شرایط سیاسی و اقتصادی، دشوار شده است.
وعده بازسازی و واقعیت سرمایهگریزی
ایده بازسازی صنعت نفت ونزوئلا با سرمایه شرکتهای بزرگ آمریکایی، در ظاهر ساده و جذاب است؛ تزریق میلیاردها دلار، نوسازی زیرساختها و بازگرداندن تولید به سطوح پیشین. اما بررسی واقعبینانه نشان میدهد این مسیر با موانع سنگین روبهرو است.
برآوردها حاکی از آن است که برای بازگرداندن تولید نفت ونزوئلا به سطح ۱۵ سال قبل، دستکم ۱۱۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در بخش اکتشاف و تولید لازم است؛ رقمی که حتی از مجموع سرمایهگذاری جهانی شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا در یک سال نیز فراتر میرود. این در حالی است که سابقه ملیسازی، دعاوی حقوقی سنگین و ریسک بالای سیاسی، تمایل شرکتها به تعهدات بلندمدت را بهشدت کاهش داده است.
حتی شرکتهایی که حضور محدودی در ونزوئلا حفظ کردهاند، با احتیاط حرکت میکنند. سکوت سایر غولهای نفتی، نشانهای روشن از این واقعیت است که اعتماد ازدسترفته بهسادگی بازسازی نمیشود. بانکها و شرکتهای بیمه نیز، که نقش کلیدی در تأمین مالی و پوشش ریسک دارند، با سرعتی بسیار پایینتر از شرکتهای نفتی به چنین محیطی بازمیگردند. این مجموعه عوامل، نشان میدهد که وعده بازسازی سریع صنعت نفت، بیش از آنکه یک برنامه اقتصادی قابل اتکا باشد، یک هدف سیاسی است.
فرسایش نهادی و بحران نیروی انسانی
یکی از عمیقترین لایههای سقوط اقتصاد ونزوئلا، بحران نیروی انسانی و نهادی است. صنعت نفت این کشور طی سالهای گذشته شاهد خروج گسترده مهندسان، زمینشناسان و نیروهای متخصص بوده است. فرار مغزها، نهتنها ظرفیت عملیاتی را کاهش داده، بلکه امکان انتقال دانش و بازسازی سریع را نیز از بین برده است.
در شرایط کنونی، شرکت ملی نفت ونزوئلا عملاً تحت مدیریت نیروهای نظامی قرار دارد و برای مشارکت مؤثر با شرکتهای غربی، نیازمند اصلاحات ساختاری گسترده است. چنین اصلاحاتی، بهویژه در فضایی که اعتماد متقابل و ثبات سیاسی وجود ندارد، فرآیندی زمانبر و پرهزینه خواهد بود. بنابراین حتی در خوشبینانهترین سناریوها، بازسازی نهادی صنعت نفت سالها زمان میبرد.
بازار جهانی اشباع و محدودیت سودآوری
حتی اگر فرض شود که ونزوئلا بتواند بخشی از ظرفیت ازدسترفته خود را احیا کند، شرایط بازار جهانی نفت محدودیت تازهای ایجاد میکند. برآوردها نشان میدهد عرضه جهانی نفت تا پایان دهه جاری از تقاضا پیشی خواهد گرفت؛ نتیجه رشد تولید در کشورهایی مانند برزیل، گویان و ایالات متحده و همزمان، رشد نهچندان پرشتاب تقاضا.
در چنین بازاری، قیمتهای جهانی ممکن است به سطوحی نزدیک شود که برای بسیاری از میادین نفتی ونزوئلا صرفه اقتصادی ندارد. نفت سنگین این کشور، هزینه تولید بالاتری دارد و در قیمتهای پایین، سودآوری آن بهشدت محدود میشود. بنابراین افزایش تولید، لزوماً به افزایش درآمد و ترمیم اقتصاد منجر نخواهد شد.
افزایش محدود تولید نفت ونزوئلا، در بهترین حالت، به جابهجایی جریانهای تجاری منجر میشود، نه دگرگونی اساسی بازار. پالایشگاههای آمریکایی ممکن است بخشی از واردات خود را افزایش دهند؛ کشورهایی مانند کوبا بهدنبال تأمین جایگزین از مکزیک یا روسیه خواهند رفت و پالایشگاههای کوچک چین که پیشتر خریدار اصلی نفت ارزان ونزوئلا بودند، احتمالاً از این زنجیره کنار گذاشته میشوند.
این تحولات میتواند منافع حاشیهای برای برخی بازیگران ایجاد کند، اما برای اقتصاد ونزوئلا بهتنهایی کافی نیست تا چرخه فروپاشی را متوقف کند. بازگشت به سطح تولید ۲.۵ تا ۳ میلیون بشکه در روز، که زمانی ممکن بود، اکنون به پروژهای بلندمدت و پرریسک تبدیل شده است.
سقوطی که سریع ترمیم نمیشود
سقوط اقتصاد ونزوئلا بیش از آنکه نتیجه یک عامل واحد باشد، برآیند سالها انباشت خطا، فرسودگی نهادی و وابستگی افراطی به نفت است. دستگیری رهبر سیاسی یا وعده ورود شرکتهای خارجی، نمیتواند بهسرعت این مسیر را معکوس کند. صنعتی که ستون فقرات اقتصاد کشور بود، امروز با کمبود سرمایه، نیروی انسانی، اعتماد و حتی صرفه اقتصادی مواجه است.
واقعیت آن است که بازسازی اقتصاد ونزوئلا، حتی در بهترین سناریوها، فرآیندی زمانبر خواهد بود و منافع اقتصادی آن بهمراتب دیرتر از تحولات سیاسی آشکار میشود. نفت، که زمانی ضامن ثبات و ثروت این کشور بود، اکنون خود به نمادی از محدودیتها و بنبستهای ساختاری اقتصاد ونزوئلا تبدیل شده است.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلانویدئولینک کوتاه :

