xtrim

سایه سیاه فقر بر روان نسل آینده ایران

تورم مزمن، فقر و ناامنی‌های اجتماعی، تجربه کودکی در ایران را به تجربه‌ای ناپایدار و اضطراب آلود تبدیل کرده است.

فاطمه عباسی-جهان صنعت نیوز: افزایش قیمت دلار، گرانی مداوم کالاهای اساسی و نااطمینانی از آینده، تنها سفره خانواده‌ها را کوچک نکرده؛ بلکه آرام‌آرام به ذهن کودکان راه پیدا کرده است. کودکانی که هنوز معنای دقیق تورم و تحریم را نمی‌دانند، اما اضطراب آن را هر روز در خانه، مدرسه و خیابان تجربه می‌کنند.

در شرایطی که گفت‌وگوهای روزمره بزرگسالان حول گرانی، اعتراضات اجتماعی و تهدیدهای امنیتی می‌چرخد، کودکی در ایران به تجربه‌ای ناپایدار و پرتنش بدل شده است. ترس از فردا، جای خیال‌پردازی را می‌گیرد و ناامنی، زودتر از موعد وارد جهان کودک می‌شود.

هم‌زمان، تصاویر اعتراضات خیابانی و اخبار تهدیدهای نظامی، لایه‌ای تازه از اضطراب را به روان کودک تحمیل کرده است؛ اضطرابی که بی‌صدا انباشته می‌شود و آثار آن ممکن است سال‌ها بعد آشکار شود.

در همین رابطه، جهان‌صنعت نیوز در گفت‌وگویی اختصاصی با محمدمهدی سیدناصری حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان، به بررسی تأثیر بحران‌های اقتصادی و اجتماعی بر روان کودکان ایران پرداخته است.

کودکی در اقتصاد بحران‌زده؛ اضطرابی فراتر از سن

سیدناصری در تحلیل تأثیر تورم و ناامنی اقتصادی بر روان کودکان گفت:« ذهن کودکی یک مفهوم خنثی و انتزاعی نیست، بلکه تجربه‌ای است که مستقیماً از شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه تأثیر می‌گیرد. در جامعه‌ای که تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی به وضعیت دائمی تبدیل شده، کودک ناخواسته در معرض اضطرابی قرار می‌گیرد که متناسب با سن و توان روانی او نیست. کودک ممکن است معنای دقیق دلار یا تورم را نداند، اما نگرانی، ترس و ناامیدی را از فضای عاطفی خانواده دریافت می‌کند و جهان را ناامن و آینده را غیرقابل اعتماد تفسیر می‌کند.»

وی ادامه داد: «در چنین شرایطی، اقتصاد از یک حوزه تخصصی خارج می‌شود و به زبان زندگی روزمره تبدیل می‌شود. قیمت ارز، گرانی کالاها و ترس از آینده، مدام در گفت‌وگوهای خانوادگی تکرار می‌شود و کودک این مفاهیم را نه به‌صورت تحلیلی، بلکه به‌صورت هیجانی درونی می‌کند. نتیجه این فرایند، تضعیف احساس امنیت بنیادین کودک و افزایش اضطراب، افت تمرکز و حتی پرخاشگری یا کناره‌گیری روانی است.»

آگاهی زودرس از فقر و شرم و گناه از خواسته‌ها

این پژوهشگر حقوق کودک افزود:«مسئله فقط محدودیت‌های مادی نیست، بلکه آگاهی زودرس کودک از ناتوانی اقتصادی خانواده است. کودک متوجه می‌شود که خانواده توان پاسخ‌گویی به همه نیازها را ندارد و این آگاهی اغلب به احساس شرم، گناه یا سرکوب خواسته‌ها منجر می‌شود. کودک یاد می‌گیرد کمتر بخواهد، کمتر مطالبه کند و حتی رؤیاپردازی خود را محدود کند؛ رفتاری که در ظاهر نوعی بلوغ زودهنگام به نظر می‌رسد، اما در واقع نشانه فشار روانی است.»

وی تأکید کرد:«این وضعیت در کوتاه‌مدت ممکن است خود را به‌طور کامل نشان ندهد، اما در بلندمدت می‌تواند به اضطراب اقتصادی مزمن، ترس از آینده، ناتوانی در برنامه‌ریزی بلندمدت و کاهش اعتمادبه‌نفس منجر شود. جامعه‌ای که کودکانش زودتر از موعد وارد جهان اضطراب‌های بزرگسالانه می‌شوند، در واقع سرمایه روانی خود را تضعیف می‌کند.»

اعتراضات و تهدیدهای امنیتی؛ مواجهه‌ای فراتر از توان کودک

سیدناصری در ادامه با اشاره به تأثیر اعتراضات اجتماعی و فضای امنیتی گفت:«در کنار بحران اقتصادی، کودکان به‌طور مداوم در معرض تصاویر اعتراضات خیابانی، خشونت و اخبار تهدیدهای نظامی قرار دارند. این مواجهه، حتی اگر غیرمستقیم باشد، برای کودکی که ابزار شناختی لازم برای پردازش این رویدادها را ندارد، بسیار سنگین است. در روان‌شناسی تروما از این وضعیت به‌عنوان مواجهه مداوم با تهدید یاد می‌شود که می‌تواند به اضطراب مزمن، کابوس‌های شبانه، ترس‌های غیرمنطقی یا حتی بی‌حسی عاطفی منجر شود.»

وی افزود:«کودک در چنین فضایی نه‌تنها از حال، بلکه از آینده نیز می‌ترسد. پرسش‌هایی درباره احتمال جنگ، آسیب دیدن والدین یا ناامنی فردا، به بخشی از زیست ذهنی کودک تبدیل می‌شود و احساس ثبات و امنیت را به‌شدت تضعیف می‌کند.»

خشونت ساختاری نامرئی علیه روان کودک و مسئولیت‌ها

این حقوقدان در پایان گفت:«بر اساس کنوانسیون حقوق کودک، او حق دارد در محیطی امن، باثبات و متناسب با سن خود رشد کند. وقتی کودک بدون حمایت روانی و بدون دریافت توضیح متناسب، در معرض اخبار اضطراب‌آور اقتصادی و امنیتی قرار می‌گیرد، با نوعی خشونت ساختاری نامرئی مواجه است؛ خشونتی که نه فیزیکی، بلکه روانی و تدریجی است.»

سیدناصری افزود:«حفاظت از روان کودکان مسئولیتی صرفاً خانوادگی نیست. رسانه‌ها، نظام آموزشی و سیاست‌گذاران نیز نقش تعیین‌کننده دارند. تصمیمات اقتصادی و سیاسی فقط شاخص‌های کلان را جابه‌جا نمی‌کند، بلکه مستقیماً بر روان کودکان و آینده جامعه اثر می‌گذارد. کودکان را نمی‌توان از جهان جدا کرد، اما می‌توان جهان را برای آن‌ها قابل‌تحمل‌تر و انسانی‌تر ساخت.»

 

اجتماعی و فرهنگیاخبار برگزیده
شناسه : 563467
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *