xtrim

معیشت در سراشیبی سقوط؛ روایت روزهای سخت سفره‌های خالی

گرانی افسارگسیخته و کاهش بی‌سابقه قدرت خرید، معیشت میلیون‌ها خانوار ایرانی را به مرز فروپاشی رسانده است؛ تا جایی که تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای غذایی به بحرانی روزمره بدل شده است.

سارا پوردلجو – جهان‌صنعت نیوز: به نقطه صفر زندگی رسیده‌ایم. شاید برای برخی، این گزارش بوی اغراق یا سیاه‌نمایی بدهد؛ اما واقعیت این است که «سیاه»، توصیف دقیق وضعیت زندگی این روزهای ماست. زندگی کردن دیگر یک حق همگانی نیست؛ بلکه امتیازی است که انگار تنها به گروهی خاص تعلق دارد. آنچه امروز بر جامعه می‌گذرد، حاصل یک شوک ناگهانی نیست، بلکه نتیجه سال‌ها هشدارِ نادیده‌گرفته‌شده و بحران‌هایی است که یکی‌یکی انباشته شده‌اند و حالا تمام‌قد خود را نشان می‌دهند. بسیاری از کسبه، فعالان صنفی و کارشناسان اقتصادی بر این باورند که هنوز حتی به نقطه اوج فشار نرسیده‌ایم. به اعتقاد آن‌ها، بخش عمده‌ای از اثرات دلار ۱۵۰ هزار تومانی هنوز در هزینه‌های روزمره منعکس نشده و با همین وضعیت فعلی نیز معیشت مردم به مرز فروپاشی رسیده است. گویی جامعه در مسیری افتاده که مقصدش نامعلوم نیست، اما سرعت سقوط آن نگران‌کننده است؛ انگار قرار است جایی دفن شویم و آرام‌آرام، زیر غبار، آلودگی و فرسودگی این سرزمین که حاصل بی‌کفایتی و عدم تدبیر مسئولان در طول سال‌هاست، از بین برویم.

وقتی غذا هم کالای لوکس می‌شود

اقلام اساسی، دارو، غذا و ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی چنان گران شده‌اند که دیگر نمی‌توان از «طبقه متوسط» به‌عنوان یک واقعیت اجتماعی سخن گفت. این طبقه یا به زیر خط فقر رانده شده یا در آستانه فروپاشی قرار دارد. امید به زندگی، که یکی از مهم‌ترین شاخص‌های رفاه اجتماعی است، به یغما رفته و همان وضعیت بحرانی که سال‌ها پیش نسبت به آن هشدار داده می‌شد، امروز به تجربه زیسته میلیون‌ها نفر تبدیل شده است. در سال‌های اخیر، بحران گرانی در بازار مواد غذایی ایران به یک واقعیت روزمره بدل شده است؛ واقعیتی که نه‌تنها قدرت خرید خانوارها را به‌شدت تضعیف کرده، بلکه پیامدهای عمیقی در حوزه سلامت، روابط اجتماعی و کیفیت کلی زندگی بر جای گذاشته است. این بحران دیگر محدود به نوسان‌های مقطعی قیمت نیست، بلکه به یک چالش ساختاری در معیشت خانوارها تبدیل شده که آثار آن در تمامی لایه‌های جامعه قابل مشاهده است.

افزایش بی‌سابقه اقلام خوراکی

گزارش‌های میدانی و آمارهای رسمی نشان می‌دهد قیمت بسیاری از اقلام خوراکی اصلی، مانند لبنیات، برنج، حبوبات، تخم‌مرغ و گوشت، افزایشی بی‌سابقه را تجربه کرده‌اند. در برخی موارد، رشد قیمت‌ها از ۷۰ درصد هم عبور کرده و تورم خوراکی‌ها در ماه‌های مختلف، جلوتر از تورم عمومی حرکت کرده است. افزایش قیمت مواد غذایی، نه یک اتفاق مقطعی، بلکه روندی پیوسته در چند سال اخیر بوده است. اقلامی مانند سیب‌زمینی، روغن و انواع گوشت در بازه‌های زمانی کوتاه، افزایش‌های دو رقمی و حتی سه‌رقمی را تجربه کرده‌اند؛ آن هم در شرایطی که درآمد خانوارها تقریباً ثابت مانده یا رشدی بسیار کمتر از نرخ تورم داشته است.

فشار معیشتی بر خانوارها؛ از حذف اقلام تا جیره‌بندی سفره

این شکاف عمیق میان هزینه‌ها و درآمدها باعث شده است بسیاری از خانوارها دیگر قادر به تأمین سبد غذایی پایه خود نباشند. فشار معیشتی، خانواده‌ها را ناچار کرده تا دست به انتخاب‌هایی بزنند که مستقیماً سلامت آن‌ها را تهدید می‌کند. حذف یا کاهش شدید مصرف مواد غذایی ضروری، به یک راهبرد ناخواسته برای بقا تبدیل شده است. کاهش مصرف پروتئین‌های باکیفیت مانند گوشت قرمز و طیور، افت محسوس مصرف لبنیات و کنار گذاشتن بسیاری از غذاهای مغذی، تنها بخشی از واقعیتی است که امروز در سفره‌های مردم دیده می‌شود. حتی موضوع عجیب و تلخی که این روزها به چشم می‌خورد، فروش پرسِ نصفه غذا بدلیل قیمت‌های بالا است.

پیامدهای خاموش گرانی؛ از بیماری‌های مزمن تا فشار بر نظام درمان

گزارش‌های متعدد از حذف تدریجی اقلام اساسی از سبد خرید خانوارها حکایت دارد؛ تا جایی که بسیاری از مردم خرید خود را صرفاً به ضروری‌ترین کالاها محدود کرده‌اند و حتی در همین حد نیز ناچار به جیره‌بندی هستند. بحران به اندازه‌ای جدی شده که مقامات حوزه سلامت بارها هشدار داده‌اند تداوم گرانی مواد غذایی، تهدیدی مستقیم برای سلامت عمومی جامعه است؛ تهدیدی که پیامدهای آن می‌تواند در قالب سوءتغذیه، افزایش بیماری‌های مزمن و فشار مضاعف بر نظام درمانی کشور بروز کند.

فروپاشی تدریجی کیفیت زندگی

در چنین شرایطی، گرانی غذا دیگر فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه نشانه‌ای است از فروپاشی تدریجی کیفیت زندگی. وقتی تأمین ابتدایی‌ترین نیاز انسانی به چالشی روزانه تبدیل می‌شود، جامعه وارد مرحله‌ای می‌شود که پیامدهای آن صرفاً با عدد و آمار قابل توضیح نیست. این وضعیت، زنگ خطری جدی برای آینده‌ای است که اگر چاره‌ای اساسی برای آن اندیشیده نشود، هزینه‌های اجتماعی، انسانی و اقتصادی آن به‌مراتب سنگین‌تر از امروز خواهد بود.

اجتماعی و فرهنگیاخبار برگزیده
شناسه : 564158
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *