رالی قیمت طلا و نقره ادامه دارد؛ طلا پولِ جدید است، نقره سوختِ صنعت

طلا و نقره در آغاز 2026 دیگر پناهگاه تورمی نیستند و به ستون فقرات سرمایه گذاری در روایت جدید اقتصاد جهانی تبدیل شدهاند. طلا بیش از گذشته نقش یک دارایی پولی و جایگزینِ ذهنی برای دلار آمریکا را پررنگ کرده و نقره، همزمان با موج انرژی تجدیدپذیر و تحول صنعتی، جایگاه خود را بهعنوان یک ورودی حیاتی در زنجیره تولید تثبیت کرده است. با وجود این پشتوانههای بنیادی، قیمت طلا و نقره در کوتاهمدت با ریسک نوسانگیری و فشار فروش روبهرو است که میتواند مسیر قیمتها را برای مقاطعی متلاطم کند.
جهان صنعت نیوز – طلا و نقره در نگاه تازهای که برای آنها ترسیم شده، از قالب ابزار پوشش تورم بیرون آمدهاند. طلا اکنون بیشتر بهعنوان یک دارایی پولی مهم و یک گزینه جایگزین در برابر دلار آمریکا دیده میشود؛ یعنی فلزی که در فضای نگرانی از تضعیف ارزش پول و آینده بدهیهای دولتی، دوباره به مرکز بحثهای سرمایهگذاری برگشته است. در مقابل، نقره مسیر متفاوتی دارد: اگر طلا از جنس پول و سیاست پولی خوانده میشود، نقره از جنس صنعت و آینده اقتصاد برقمحور است؛ فلزی که در تکامل فناوریها و روند برقسازی اقتصاد جهانی نقش کلیدی دارد و همین ویژگی، منطق تقاضای آن را تا حدی از طلا جدا میکند.
این تفاوتِ ماهوی به این معنا نیست که دو بازار از هم گسستهاند؛ بلکه نشان میدهد سرمایهگذار در ۲۰۲۶ با دو داستان مواجه است که هر دو میتوانند همزمان فعال باشند. نشانههای روزهای ابتدایی سال ۲۰۲۶ میلادی نیز همین را تأیید میکند. در آخرین هفته معاملاتی ۲۰۲۵، طلا و نقره زیر فشار فروش قابلتوجهی قرار گرفتند؛ فشاری که بهدنبال افزایش نوسانات بازار و تصمیم بورس کالای شیکاگو برای بالا بردن مارجینهای سفتهبازان تشدید شد. با این حال، شروع ۲۰۲۶ برای هر دو فلز، تصویر متفاوتی ساخت. طلا تقریباً تمام افت خود را جبران کرد و نقره بیش از نیمی از عقبنشینی قبلی را پس گرفت. این بازگشتبه معنای آن است که تقاضا تابآور شده و نیروی محرک رشدهای ۲۰۲۵ هنوز از بین نرفته است.
موتورهای رشد قیمت طلا و نقره؛ چرا روایت ۲۰۲۵ هنوز تمام نشده است؟
استدلال اصلی برای تداوم جذابیت طلا و نقره در ۲۰۲۶ بر چند محور آشنا اما همچنان حلنشده بنا میشود.
- نخست، نگرانی از بیارزش شدن پول و تضعیف قدرت خرید ارزهاست؛ نگرانیای که با بحثهای مربوط به پایداری بلندمدت خلق بدهی مالی دولتها گره خورده است. تا وقتی این دغدغهها در سطح کلان باقی است، تقاضا برای داراییهای کمیاب میتواند به یک روند پایدار تبدیل شود.
- دوم، انتظار برای کاهش نرخهای سیاستی در ادامه چرخه است؛ انتظاری که معمولاً از جذابیت نگهداری داراییهایی مانند طلا حمایت میکند.
- سوم، چشمانداز ضعیفتر شدن دلار آمریکا بهعنوان یک عامل پشتیبان مطرح میشود که میتواند میل سرمایهگذاران به داراییهای جایگزین را تقویت کند. در این نگاه، تغییر سال در تقویم، چیزی از روایت سرمایهگذاری کم نکرده و داستان اصلی همچنان بر سر جای خود است.
در نتیجه خوشبینی نسبت به ۲۰۲۶ از جنس یک پیشبینی هیجانی نیست بلکه بر این ادعا استوار است که ریشههای رشد قبلی فرسوده نشدهاند.
پیش بینی قیمت طلا
بر همین مبنا، برای طلا هدف قیمتی مشخصی نیز مطرح میشود: سطح ۵۰۰۰ دلار در هر اونس بهعنوان هدفی منطقی در افق ۲۰۲۶ توصیف شده است. منطق این هدفگذاری بر مجموعهای از شرایط جهانی بنا میشود؛ جهانی که با تکهتکه شدن ژئوپلیتیک، فشارهای مالی و تغییر در همپیمانیهای پولی تعریف میشود.
این تصویر ژئوپلیتیک، با اشاره به یک رخداد پرتنش هم پررنگتر میشود: عملیات دولت آمریکا برای دستگیری رئیسجمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو. در این روایت، طلا نقش پوشش ریسک ژئوپلیتیک را عملاً به نمایش گذاشته است. استدلال این است که اقدامات تهاجمی آمریکا در حوزه پیرامونی خود، میتواند جاهطلبیهای سرزمینی دیگر بازیگران را نیز تقویت کند و در نتیجه، جهان را به سمت فضایی پراکندهتر و پرنوسانتر سوق دهد؛ فضایی که معمولاً به نفع تقاضای طلا تمام میشود. در چنین محیطی، طلا نه فقط بهعنوان یک دارایی مالی، بلکه بهعنوان داراییای با کارکرد سیاسی-پولی دیده میشود؛ داراییای که سرمایهگذار به آن رجوع میکند وقتی اعتماد به ثبات نظم ژئوپلیتیک و پولی کاهش مییابد.
پیش بینی قیمت نقره
اگر طلا در ۲۰۲۶ با برچسب دارایی پولی و جایگزین دلار جلو میآید، نقره با یک محدودیت مفهومی روبهروست که اتفاقاً میتواند نقطه قوتش هم باشد. استدلال این است که نمیتوان فلزی را همزمان بهعنوان فلز پولی رقیب و ورودی حیاتی صنعت در یک سطح تعریف کرد. از این منظر، بانکهای مرکزی حاضر نیستند فلزی را انبار کنند که صنعت به آن نیاز حیاتی دارد. در نتیجه، حتی اگر تقاضای سفتهبازانه و سرمایهگذاری برای نقره رشد کند، هویت اصلی آن صنعتی باقی میماند.
با توجه به اینکه نقره سهم نسبتاً کوچکی از هزینه کل محصول نهایی را تشکیل میدهد، شرکتها در نهایت نمیتوانند ریسک تمام شدن آن را بپذیرند. بنابراین، تقاضای صنعتی نقره رفتاری متفاوت از تقاضای صرفاً مالی دارد؛ تقاضایی که در شرایطی میتواند سرسختتر و کمانعطافتر باشد، چون مسئله قیمت یک دارایی نیست، مسئله ادامه تولید است. همین تفاوت، باعث میشود نقره پتانسیل بیشتر داشته باشد، اما نه به این معنا که جایگاه پولی طلا را تقلید میکند بلکه از مسیر صنعتی خود رشد میکند.
در کنار این بحث بنیادی، شاخص مقایسهای نسبت طلا به نقره هم برای سنجش ارزشگذاری نسبی طلا و نقره مطرح میشود. گفته میشود که در تاریخ، برای آنکه نقره گرانتر از طلا تلقی شود، ممکن است نسبت طلا به نقره تا حوالی ۳۰ واحد کاهش یابد. در وضعیت فعلی، با عملکرد قوی نقره، این نسبت به ۵۵ رسیده و به پایینترین سطح خود از آوریل ۲۰۱۳ نزدیک شده است. معنای این گزاره آن است که نقره در دوره اخیر، شتاب بیشتری از طلا داشته و بخشی از فاصله تاریخی خود را جبران کرده است؛ هرچند هنوز با سطوحی که در آن، نقره از نظر نسبی گران تلقی شود، فاصله دارد.
ریسک کوتاهمدت؛ فشار فروش ناشی از تغییر سبدسرمایه گذاران
با وجود خوشبینی نسبت به روند ۲۰۲۶ هشدار اصلی برای افق کوتاهمدت از جنس بنیاد نیست؛ از جنس جریانهای فنی و تکنیکال بازار است. مسئله اینجاست که رشدهای بزرگ ۲۰۲۵، خود میتواند به عامل فشار در آغاز ۲۰۲۶ تبدیل شود. وقتی یک دارایی در سال قبل جهش قابلتوجهی داشته، وزن آن در سبدهای شاخصمحور و صندوقهای دنبالکننده شاخص بالا میرود و همین صندوقها بر اساس قواعد از پیشتعریفشده، ناچار میشوند در پنجرههای زمانی مشخص، وزنها را دوباره متعادل کنند. در این فرایند، داراییهایی که بهترین عملکرد را داشتهاند، هدف کاهش وزن قرار میگیرند؛ نه به این دلیل که چشماندازشان خراب شده بلکه چون قواعد مدیریت سبد چنین حکم میکند.
در این چارچوب، یادآوری میشود که نقره در ۲۰۲۵ حدود درصد رشد کرده و طلا نیز حدود ۶۷ درصد افزایش داشته است. همین عملکرد، آنها را به هدفهای طبیعی متعادلسازی تبدیل میکند. نکته مهم این است که این جریانها معمولاً به قیمت حساس نیستند و منطق آنها تکنیکی است، اما میتوانند بر نقدشوندگی و رفتار کوتاهمدت قیمت اثر محسوسی بگذارند. به بیان دیگر، بازار ممکن است در یک بازه زمانی کوتاه دچار فشار فروش شود، بدون آنکه علت آن تضعیف عوامل بنیادی باشد.
برای برجسته کردن ابعاد این ریسک، ارقام مشخصی هم مطرح شده است. بر اساس دادههایی که نقل میشود، بازار طلا ممکن است با حدود ۵.۵ میلیارد دلار فروش مواجه شود و بازار نقره نیز حدود ۵ میلیارد دلار فشار فروش را تجربه کند. این اعداد، بیش از هر چیز به سرمایهگذار میگویند که در پنجره متعادلسازی، شدت نوسان میتواند بالا برود و حتی افتهای مقطعی رخ دهد اما چنین افتهایی لزوماً پیام تغییر روند بلندمدت نیست.
اخبار برگزیدهطلا و ارز
لینک کوتاه :
