xtrim

وضعیت قرمز کسبه

افزایش قیمت ارز، تورم و افزایش لحظه‌ای قیمت‌ها موجب شده تا چرخه فعالیت بازار و اقتصاد قفل شود. صاحبان مشاغل اذعان داشتند که عملا هیچ داد و ستدی در شرایط فعلی نمی‌توان انجام داد.

جهان‌صنعت نیوز: تمامی مشاغل و کسبه در وضعیتی قفل‌شده قرار گرفته‌اند. بعد از اعتراض و اعتصاب کسبه در خصوص گرانی بیش از حد و بالا رفتن قیمت ارز، چالش‌ها و معظلات بسیاری سر راه آن‌ها قرار گرفته است. گزارش‌های میدانی رسیده به جهان‌صنعت نیوز حاکی از آن است که برخی کسبه همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند اما قلب بازار، یعنی بازار طلافروشان، پارچه‌فر‌وشان، بازار سلطانی و بازار های اطراف آن، به طور کامل بسته هستند اما برخی از بازارها همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند. هرچند که در شرایط فعلی، روشن ماندن چراغ مغازه‌ها به معنای اینکه بتوانند فعالیتی انجام دهند، نیست. در این گزارش، وضعیت قرمز بازار و مشاغلی که تحت‌فشار اقتصادی قرار گرفته‌اند بیان می‌شود.

تعدیل نیرو و کاهش قدرت پرداخت حقوق ماهانه

در شرایطی که هیچ خرید و فروشی انجام نمی‌شود، در وهله اول بیشتر صاحبان مشاغل مجبورند هرینه‌های خود را کاهش دهند. این کاهش هزینه‌ها اغلب متوجه کارکنان و کارگران می‌شود؛ یعنی قشر ضعیف‌تر جامعه. تعدیل نیرو یا حذف آن‌ها، منطقی‌ترین گزینه روی میز به‌نظر می‌رسد چرا که نزدیک به یک ماه است که بازاریان  از جیب می‌خورند و هیچ داد و ستدی نداشتند. صاحبان مشاغل که در بازار بزرگ تهران و قلب این بازار فعالیت می‌کنند، همواره می‌گویند که چاره‌ای جز اعتصاب و بیان شرایط سخت کار کردن خود را نداشتند. حتی اگر اعتصاب هم نمی‌کردند، باز هم احتمال تعدیل نیرو وجود داشت و تجارت سخت می‌شد. این بدین معناست که افزایش روزانه قیمت‌ها و تورم، فرقی بین کار کردن یا تعطیل کردن باقی نمی‌گذارد. هیچ چکی پاس نمی‌شود، اجاره‌های ماهانه به قوت خود باقی مانده و عقب افتاده، خرید و فروش هم اتفاق نمی‌افتد. نتیجه آن که قشر ضعیف‌تر از کار بیکار شده تا شاید بخشی از هزینه‌های صاحبان مشاغل کاسته شود. 

کاهش بی‌سابقه قدرت خرید مردم

می‌توان به جرأت اعلام کرد که با گرانی‌های موجود، هر خانواده و شخصی، یک قدم به خط فقر نزدیک‌تر شده است. وقتی مردم توان خرید ندارند، عملا بازاری هم وجود ندارد. صاحبان مشاغل می‌گویند که هیچ گردش مالی وجود ندارد، چرا که خریداری نیست. خریدار هم باشد، ترس از فروش وجود دارد. چرا که  مجبورند همان جنس را با قیمت‌های بالاتری خریدار کنند. مردم هم نه دل و دماغ خرید کردن دارند، نه توان مالی آن را. خلاصه این موضوع به یک مثلث ختم می‌شود: کاهش کیفیت زندگی، کاهش امید به ادامه زندگی و افزایش افسردگی. ابتدایی‌ترین نیازهای هر جامعه‌ای، برای مردم کشور به یک رویا تبدیل شده و به هر دری می‌زنند تا شاید بتوانند این رویا را زندگی کنند.

دپوی جنس یا دپوی بدهی؟

صاحبان مشاغل در بازار، از موضوع دیگری‌ هم ابراز نگرانی می‌کنند. بسیاری از جنس‌ها مربوط به فصل خاصی هستند  که اگر در آن فصل به فروش نرسند، در انبار باقی خواهند ماند. احتمال فروش این جنس‌ها برای سال بعد بسیار پایین است. این چرخه کار و گردش مالی بدین صورت است که عمده فروش، جنس را از کارخانه در قبال چک می‌گیرد و به بازار تک‌فروشان ارائه می‌کند. بازار تک‌فروشی هم که مستقیم با مردم در ارتباط است، با تک‌فروش می‌تواند بدهی خود را به عمده فروش پرداخت کند و این چرخه ادامه می‌یابد. حالا چرخه‌ای وجود ندارد. جنس‌هایی که در انبار بمانند، به مثابه بدهی‌های هستند که به کارخانه تولید پرداخت نشده است و بعد از اتمام فصل، کارایی ندارد. این موضوع در خصوص پارچه‌، لباس، شال و روسری بیشتر صدق می‌کند.

در نهایت، این چرخه معیوب فقط به بازار ختم نمی‌شود. تمامی مشاغل از گزند آن در خطر هستند و وضعیت روز به روز بدتر می‌شود. حتی کسی نمی‌تواند پیش‌بینی خاصی از وضعیت پیش‌رو داشته باشد. این چرخه حتی اگر مجددا به راه افتد، درد خاصی را دوا نخواهد کرد؛ و این یعنی خود درد.

اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
شناسه : 564945
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *