پیشبینی ناپذیری اقتصادی، قطعی اینترنت و نادیدهانگاری خواستههای مردم؛ افزایش فقر و ناامیدی

پیشبینی ناپذیری سیاسی و اقتصادی در کنار انباشت مشکلات اقتصادی باعث افزایش فقر، بیکاری و ناامیدی در قشر جوان ایرانی شده است. قطعی طولانی اینترنت نیز به این موضوع دامن زده است.
هما میرزایی-جهان صنعت نیوز: در حال حاضر بسیاری از ایرانیانی که زیر خط فقر قرار گرفتهاند، شاغلان تحصیلکردهای هستند که با وجود داشتن شغل و دریافت حقوق ماهیانه در تامین مایحتاج ضروری ماهیانه خود دچار چالش جدی شدهاند. در حقیقت، بخش بزرگی از افرادی که تحت عنوان فقیر طبقهبندی میشوند، در سنین جوانی قرار داشته وسالها برای دریافت مدارک دانشگاهی و یا تخصصی زمان صرف کرده و هزینه کردهاند. قشر متوسط که امید چندانی برای پیشرفت مالی و رسیدن به نقطه ثبات و آرامش ندارد، اندک اندک و در سایه غفلت تصمیمگیران در حال حذف شدن است. عدم پیشبینی پذیری سیاسی و اقتصادی که در سالهای اخیر شدت بیسابقهای گرفته هم به این وضعیت دامن زده است. قطعی طولانیمدت اینترنت به بهانههای مختلف نیز حس اطمینان و امکان هرگونه برنامهریزی و سرمایهگذاری را از قشر بزرگی که مشاغل وابسته به اینترنت دارند، سلب کرده است.
خط فقر هر روز افراد بیشتری را میبلعد
افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارمندان و کارگران شکاف عمیقی بین درآمد و هزینههای معیشت ایجاد میکند. این افزایش، در حالی است که تورم بالا و افزایش قیمت کالاهای اساسی و خدمات، در کنار بحرانهایی مانند قطعی اینترنت و احتمال جنگ قدرت خرید کارگران و کارمندان را بهشدت کاهش داده و این قشر را که حدود یک سوم نیروی فعال کشور را تشکیل میدهند، در تامین نیازهای اساسی با مشکلات جدی روبهرو خواهد کرد. این وضعیت بهویژه برای کارمندانی که در کلانشهرها زندگی میکنند، بحرانیتر است؛ چرا که هزینههای مسکن، حملونقل، آموزش و سلامت در این مناطق بهمراتب بالاتر از میانگین کشوری است. با دریافت حداقل حقوق، یک خانواده بهسختی میتواند نیازهای اولیه مانند غذا، پوشاک و مسکن را تأمین کند، چه برسد به پسانداز یا سرمایهگذاری در آموزش فرزندان. این شرایط باعث افزایش حس ناامیدی به آینده شده و سلامت جسمی و روانی جامعه را در خطری جدی قرار داده است.
قطعی اینترنت و بیکاری قشر بزرگی از جوانان
افزایش نرخ اشتغال، بدون توجه به میزان درآمد افراد صرفا به درد آمارهای کاغذی میخورد. بسیاری از نیروی کار جوان تحصیلکرده در مشاغلی فعالیت میکنند، که کارفرمایانشان قوانین کار را رعایت نکرده و دستمزدی کمتر از حداقل دستمزد رسمی پرداخت میکنند. کار کردن در این شرایط امکان مستقل شدن، امید به تشکیل خانواده و سرمایهگذاری برای آینده را از قشر جوان سلب کرده است. اکثریت این افراد که متولدین دهههای ۷۰ و نیمه اول دهه ۸۰ هستند، حقوق دریافتی خود را صرف تامین مایحتاج ماهیانه شخصی خود همچون خرید لباس و کافهگردی میکنند و برای خورد و خوراک و مسکن کاملا به خانواده وابستگی دارند. این حرف مشترک قشر بزرگی از کارکنان جوان است: ” نمیشود حقوق ماهیانه را پسانداز کرد، پس اقلا خرج کنیم تا کمی احساس جوانی کنیم. هیچ امیدی ندارم که بتوانم از پدر و مادرم مستقل شوم و خرج اجاره خانه و خوراک ماهیانهام را تامین کنم.” بسیاری از این افراد در مشاغلی مشغولند که وابستگی مستقیم به اینترنت دارد؛ اینترنتی که سالهاست در زنجیر فیلترینگ اسیر شده و حالا با قطعی کامل روبهرو است. وزارت ارتباطات میگوید اختیار قطع و وصل اینترنت را در اختیار ندارد و در این مورد از نهادهای امنیتی پیروی میکند. هنوز مشخص نیست سرنوشت اینترنت در ایران به کدام سمت خواهد رفت؛ احساس نااطمینانی و ترس مداوم از احتمال قطعی پیشبینیپذیری را از مشاغل گرفته و امکان برنامهریزی و سرمایهگذاری بلندمدت را سلب کرده است.
افراد جویای کار که پشتوانه خانوادگی قابل قبولی دارند و در مناطق برخوردارتر زندگی میکنند، تنها برای فرار از بیکاری به این مشاغل کاذب روی میآورند. اما در مناطق محروم کشور اوضاع شکل دیگری است؛ در استانهای محروم و مرزی کشور میزان اشتغال در مشاغل غیر رسمی و بیکیفیت بالای ۷۰ درصد است. بسیاری از این نوع شاغلان برای تامین مخارج اولیه زندگی خود و خانواده خود به ناچار کارهای پر خطر و کمدرآمد را انتخاب میکنند.
اجتماعی و فرهنگیاخبار برگزیده
لینک کوتاه :
