انتقال آب دریا به فلات ایران؛ چرخه بیپایان تصمیمهای اشتباه

انتقال آب دریای عمان به فلات مرکزی ایران بهعنوان یکی از بزرگترین پروژههای زیربنایی در این حوزه برای بحران کمبود است؛ پروژهای که کارشناسان محیطزیست بهشدت با آن مخالف هستند.
سارا پوردلجو – جهانصنعت نیوز: در هر شرایط بحرانی، مسئولین بهجای اتخاذ تصمیمهای هوشمندانه و سریع به سمت راهکارهای پرهزینه و کم کارآمد سوق پیدا میکنند. پیشتر هم موضوع انتقال آب دریا مطرح شده بود و کارشناسان محیط زیست در خصوص عواقب ناشی از این تصمیم هشدار داده بودند. در چنین شرایطی از انتقال آب دریای عمان به فلات مرکزی ایران سخن به میان آمده است. بدیهی است که نیاز حیاتی برخی استانها به آب این گزینه را از سطح پیشنهاد به مرحلهٔ اجرا رسانده است اما شیرینسازی و انتقال آب دریا، زمانی میتواند بهرهوری داشته باشد که فاصلهها کوتاه و مصرفها کنترلشده باشد. کارشناسان محیط زیست معتقدند که انتقال آب دریا برای مقابله با بحران کمآبی و خشکسالی هرگز نمیتواند چیزی را حل کند و این بحران را پیچیدهتر میسازد.
انتقال آب دریا؛ تصمیمی گران و پرخطر
مدافعان این تصمیم بر این باورند که این اقدام میتواند کمبود آب شرب و صنعتی در مناطق خشک را جبران و از بحران خشکسالی جلوگیری کند. پیشتر نیز بهروز دهزاد، کارشناس ارشد محیطزیست در گفتوگو با خبرنگار جهانصنعت نیوز اعلام کرده بود که هزینهٔ این نوع انتقال آب بهشدت بالا است؛ آن هم در شرایطی که کشور با کسری بودجه مواجه است چنین تصمیمهایی بسیار غیرمنطقی بهنظر میرسد. این قبیل طرحها علاوه بر هزینههای بالا پیامدهای زیستمحیطی جبرانناپذیری نیز دارد. معمولا از این طرح برای فواصل کوتاه و مناطق ساحلی استفاده میشود.
صدای کارشناسان محیط زیست بهجایی نمیرسد
کارشناسان معتقدند که هزینه نگهداری از لولهها و زیرساختهای چنین تصمیمی بسیار سنگین است. در شرایطی که افزایش قیمت نرخ ارز، تورم و کاهش قدرت خرید مردم مسئله اصلی خبرهای این روزها و مردم است، صحبت از اقدامهای پرهزینهای که هم زمانبر است هم احتمال موفقیت آن نیز بسیار پایین است، بههیچوجه منطقی بهنظر نمیرسد. شیرین سازى و انتقال آب دریا مى تواند اکوسیستم هاى ساحلى را دجار تخریب فاجعه بار کنند. معضلی که همواره در خصوص سیاستگذاریها و تصمیمیگیریهای دولت مطرح است این است که چرا در شرایط بحرانی بدترین تصمیمها اتخاذ میشود؟ از حذف ارز ترجیحی گرفته تا تصمیم نابودی تدریجی محیطزیست! نکته حائز اهمیت این است که صدای کارشناسان محیط زیست و اخطارهای آنها را کسی نمیشنود. شاید مسئولین عواقب این اقدام را بدانند، اما ترجیح میدهند تا برای حل موقتی بحران کمآبی چنین اقدامی انجام دهند و بعد با عواقب آن دست و پنجه نرم کنند. ایران زیرساختهای لازم برای انتقال آب در چنین مسافتی را ندارد. از طرفی حتی اگر به این زیرساختها برسد، تجربه ثابت کرده که هرگاه تصمیمهایی در چنین ابعادی گرفته شده، دولتهای بعدی مجبور به تصمیمگیری برای عواقب ناشی از آن شدند. ارزش محیط زیست کم از اقتصاد و معیشت مردم یک کشور ندارد. پس چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟ این شکایت و گلایهی تمام کارشناسان محیط زیست است که در طی سالها تلاش کردند تا صدای خود را به مسئولان برسانند و مانع آسیب به محیط زیست شوند؛ بهنظر میرسد هیچ گوش شنوایی وجود ندارد و دولت بهدنبال راهحلهای موقتی است.
راهکار چیست؟
اکثر کارشناسان محیط زیست بر این باورند که برای مقابله با بجران کمبود آب بیش از هرچیز نیاز به یادگیری و صرف هزینه در خصوص آموزش الگوی صحیح مصرف است؛ چرا که تا وقتی این اتفاق نیوفتد، انتقال آب دریا نیز ما را به نقطه اول خود باز میگرداند و انگار هیچ چیز اتفاق نیوفتاده است. تدوین برنامههایی در خصوص بازچرخانی آب، حفاظت از سفرههای زیرزمینی و بهرهگیری از ظرفیتهای بومی تأمین آب نیز میتواند مؤثر باشد. ابتدا باید مشکلاتی که سالهاست با آن دست و پنجه نرم میکنیم را از ریشه حل کنیم و بعد اگر پاسخگوی نیازهای زیست محیطی کشور نبود، بهسراغ راهکارهای پرهزینهای مثل انتقال آب دریا برویم.
اخبار برگزیدهمحیط زیستلینک کوتاه :
