xtrim

آتش‌بس روی لبه تیغ؛ چرا جنگ بعدی ایران و اسرائیل بزرگ‌تر خواهد بود؟

تحولات اخیر میان ایران و اسرائیل نشان می‌دهد آتش‌بسی که پس از جنگ محدود ۱۲روزه شکل گرفت، بیش از آنکه نشانه تغییر راهبردی باشد، یک توقف تاکتیکی است. مجموعه‌ای از عوامل نظامی، سیاسی و بین‌المللی حاکی از آن است که رقابت میان دو طرف نه‌تنها پایان نیافته بلکه زمینه‌های درگیری بعدی در حال شکل‌گیری است. در این چارچوب، محاسبات امنیتی اسرائیل، پویایی‌های داخلی این کشور و تحولات مرتبط با توانمندی‌های نظامی و هسته‌ای ایران همگی به سمتی اشاره می‌کنند که احتمالا دور بعدی تقابل، گسترده‌تر و پرهزینه‌تر از گذشته باشد.

جهان صنعت نیوز – اگر یک محور ثابت در سیاست خارجی بنیامین نتانیاهو وجود داشته باشد، نگاه سخت‌گیرانه و تهدیدمحور او به ایران است. او طی دهه‌ها، ایران را به‌عنوان خطری وجودی برای اسرائیل تصویر کرده و دستیابی احتمالی تهران به سلاح‌های کشتار جمعی را غیرقابل‌تحمل دانسته است. از این منظر، ایران نه صرفاً یک رقیب منطقه‌ای بلکه بازیگری معرفی می‌شود که موجودیت اسرائیل را به چالش می‌کشد. همین نگاه، زمینه‌ساز درگیری طولانی‌مدتی شده که سال‌ها در قالب جنگ در سایه ادامه داشته و پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ وارد مرحله‌ای آشکارتر شد.

در این مسیر، سه دور رویارویی مستقیم میان ایران و اسرائیل رخ داد که نهایتاً به جنگ محدود ۱۲روزه انجامید. با وجود پایان این درگیری، نشانه‌ای از خاتمه رقابت دیده نمی‌شود. آنچه فعلاً مشاهده می‌شود، بیشتر شبیه مکثی کوتاه برای بازتنظیم توان و اولویت‌هاست تا تغییری بنیادین در راهبردها.

هزینه‌های بالای درگیری مستقیم

یکی از دلایل اصلی تعویق درگیری جدید از سوی اسرائیل، هزینه‌های بالای جنگ اخیر بود. در جریان جنگ ۱۲روزه، حملات موشکی ایران دست‌کم ۳۳ کشته، بیش از ۳۵۰۰ زخمی و حدود ۱.۵ میلیارد دلار خسارت به اسرائیل وارد کرد. هرچند سامانه‌های دفاع هوایی اسرائیل و آمریکا مانع افزایش چشمگیر تلفات شدند، اما این دفاع بهای سنگینی داشت. ذخایر رهگیرهای اسرائیل، به‌ویژه در سامانه پیشرفته ارو، به‌طور محسوسی کاهش یافت و هم‌زمان، ایالات متحده نیز نسبت به تابستان گذشته دارایی‌های نظامی کمتری در منطقه برای حمایت از اسرائیل در اختیار دارد.

در کنار این فشارها، اسرائیل با تهدیدات فوری‌تری نیز مواجه است. نگرانی دیرینه تل‌آویو درباره احتمال تکرار سناریویی مشابه حمله حماس، این‌بار از سوی حزب‌الله در شمال، همچنان پابرجاست. با وجود ترور هزاران عضو حزب‌الله، این گروه هنوز از نیروی انسانی گسترده‌ای برخوردار است و حتی پس از آتش‌بس نوامبر سال گذشته، فشار نظامی اسرائیل بر آن ادامه یافت. مجموعه این عوامل نشان می‌دهد که اولویت‌های کوتاه‌مدت اسرائیل، لزوماً تمرکز کامل بر ایران نبوده است.

با این حال، این ملاحظات ممکن است به‌زودی تغییر کند. وعده تسریع تولید رهگیرهای ارو و آزمایش سامانه جدید ارو ۴، نشانه‌هایی از تلاش اسرائیل برای ترمیم شکاف‌های دفاعی خود است. در جبهه شمالی نیز، هرچند دولت لبنان به حزب‌الله برای خلع سلاح مهلت داده بود، اما مقامات اسرائیلی این روند را ناکافی ارزیابی کرده‌اند. چنین شرایطی می‌تواند به این معنا باشد که پس از حل‌وفصل نسبی این چالش‌ها، تمرکز راهبردی دوباره به سمت ایران بازگردد.

بازگشت تمرکز به ایران

در صورت تثبیت وضعیت در جبهه‌های نزدیک، انتخاب اسرائیل میان ادامه روندهای موجود یا اقدام مستقیم، به‌طور اجتناب‌ناپذیر به ایران گره خواهد خورد. هرچند عملیات‌های هوایی تابستان گذشته برنامه هسته‌ای ایران را به عقب راند، اما تهران همچنان بر اهداف هسته‌ای خود پایبند است. در این میان، احتمال حمایت خارجی نیز مطرح می‌شود؛ از جمله نقش روسیه که ضمن مخالفت رسمی با اشاعه هسته‌ای، از حق ایران برای برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز دفاع کرده و با حملات هوایی اسرائیل مخالفت داشته است. امضای توافق ۲۵ میلیارد دلاری برای ساخت راکتورهای هسته‌ای غیرنظامی نیز این همکاری را برجسته‌تر می‌کند.

افزون بر این، گزارش‌هایی درباره تقویت دیگر توانمندی‌های نظامی ایران از ارسال مواد اولیه برنامه موشکی تا پرتاب ماهواره‌های ارتباطی منتشر شده است. در نگاه اسرائیل، بازسازی توان نظامی ایران بدون چالش، قابل‌قبول نیست. پس از تجربه حملات مستقیم موشکی و پهپادی، هرگونه احتمال دسترسی ایران به سلاح‌های جدید، تهدیدی وجودی تلقی می‌شود. در فضای ذهنی شکل‌گرفته پس از ۷ اکتبر، پیش‌دستی به‌عنوان رویکرد ترجیحی برای مقابله با چنین تهدیدهایی برجسته شده است.

این محاسبات با سیاست داخلی اسرائیل نیز درهم‌تنیده است. نزدیک شدن به انتخابات ۲۰۲۶، فشار بر نتانیاهو را افزایش داده تا کارنامه‌ای امنیت‌محور ارائه دهد. او سرمایه سیاسی خود را بر تضمین امنیت، به‌ویژه در برابر ایران، بنا کرده و هم‌زمان باید رضایت ائتلاف راست‌گرای تندرو را حفظ کند؛ جریانی که حتی آتش‌بس ژوئن را ناکافی می‌دانست.

در چنین شرایطی، اظهارات علنی مقامات نظامی و سیاسی اسرائیل درباره آمادگی برای حمله پیش‌دستانه، معنای روشنی دارد. هم‌زمان، بازسازی ناقص دفاع هوایی ایران، از نگاه عملیاتی پنجره‌ای زمانی ایجاد کرده که ممکن است وسوسه اقدام را تقویت کند. اگر این پنجره به اقدام نظامی منجر شود، با توجه به فاصله جغرافیایی و ماهیت توانمندی‌ها، احتمال شکل‌گیری جنگی طولانی‌تر و ویرانگرتر دور از ذهن نیست.

در نهایت هرچند خستگی جنگ در داخل اسرائیل، محاسبات بازیگران خارجی و عدم قطعیت‌های سیاسی می‌تواند سرعت حرکت به‌سوی درگیری را کاهش دهد، اما شاخص‌های موجود نشان می‌دهد آتش‌بس فعلی شکننده است. فروپاشی آن نه بازگشت به وضعیت پیشین بلکه ورود به مرحله‌ای پرهزینه‌تر از تقابل را محتمل می‌کند.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 566693
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *