شکاف خطرناک انرژی؛ نفت کمیاب میشود!

شکاف فزاینده میان مصرف جهانی نفت و گاز طبیعی از یکسو و کشفیات جدید از سوی دیگر، نشانهای روشن از ناپایداری الگوی کنونی انرژی است. دادهها نشان میدهد که سالهاست مصرف بهمراتب جلوتر از کشف ذخایر تازه حرکت میکند و این فاصله نهتنها کم نشده بلکه در حال عمیقتر شدن است. هرچند تولید بهدلیل تأخیر زمانی میان کشف و بهرهبرداری هنوز ادامه دارد اما استمرار این روند به معنای نزدیک شدن اجتنابناپذیر به دورهای از کاهش عرضه جهانی نفت و گاز است؛ دورهای که برای سازگاری با آن، زمان بسیار اندکی باقی مانده است.
جهان صنعت نیوز – در بحثهای مربوط به انرژی و رشد اقتصادی، اغلب این فرض نانوشته وجود دارد که مصرف میتواند برای مدتهای طولانی و شاید نامحدود افزایش یابد. در برابر این نگاه، یک اصل ساده اما بنیادین قرار دارد. اگر روندی نتواند برای همیشه ادامه پیدا کند، دیر یا زود متوقف خواهد شد. این اصل وقتی به حوزه انرژی اعمال میشود، بهویژه در مقایسه میان مصرف جهانی نفت و گاز و میزان کشفیات جدید، تصویری هشداردهنده ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد جهان مدتهاست بیش از آنچه مییابد، میسوزاند.
بررسی دادههای صنعت انرژی نشان میدهد که تنها حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از نفتی که هر سال در جهان مصرف میشود، با کشفیات جدید جبران میگردد. این نسبت بهروشنی بیانگر آن است که حتی اگر تمام کشفیات بهطور کامل و بدون مانع وارد مدار تولید شوند، باز هم فاصلهای بزرگ میان مصرف و جایگزینی منابع شکل گرفته است. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که روند تاریخی کشفیات را در نظر بگیریم.
افول تدریجی کشفیات؛ از اوج تا افت مداوم
در اوایل دهه ۲۰۱۰ میلادی، کشفیات سالانه متعارف نفت و گاز در جهان بهطور متوسط بیش از ۲۰ میلیارد بشکه معادل نفت بود. این رقم بیانگر دورهای است که هنوز میشد تصور کرد اکتشافات جدید، دستکم از نظر حجمی، توان همپایی نسبی با مصرف را دارند. اما این وضعیت پایدار نماند. از سال ۲۰۲۰ به بعد، میانگین کشفیات جهانی با وجود چند کشف شاخص در مناطق مرزی مانند نامیبیا، سورینام و گویان به اندکی بیش از ۸ میلیارد بشکه معادل نفت در سال کاهش یافته است. این افت در سالهای اخیر شدیدتر هم شده و میانگین سالانه کشفیات در بازه ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ به حدود ۵.۵ میلیارد بشکه معادل نفت رسیده است.
مفهوم «بشکه معادل نفت» برای مقایسه نفت و گاز طبیعی به کار میرود و بیانگر آن است که حجم گاز کشفشده بر اساس محتوای انرژی آن به بشکه نفت تبدیل میشود؛ بهطوری که انرژی یک بشکه نفت تقریباً معادل ۶ هزار فوت مکعب گاز طبیعی است. این تبدیل اجازه میدهد تصویری یکپارچه از مجموع منابع هیدروکربنی کشفشده ارائه شود. اما این تصویر، وقتی کنار مصرف قرار میگیرد، نگرانکنندهتر میشود.
مصرف جهانی؛ اعدادی که وزن واقعیت را نشان میدهد
برای درک شکاف میان کشف و مصرف، باید مقیاس مصرف جهانی را در نظر گرفت. مصرف نفت در سال ۲۰۲۴ حدود ۸۲ میلیون بشکه در روز بوده که معادل نزدیک به ۲۹.۹ میلیارد بشکه در سال است. در مورد گاز طبیعی، آخرین دادههای تجمیعی نشان میدهد مصرف جهانی در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۴۴.۹ تریلیون فوت مکعب بوده که معادل ۲۴.۱ میلیارد بشکه نفت از نظر محتوای انرژی است. اگر این دو را با هم جمع کنیم، مصرف سالانه نفت و گاز جهان به حدود ۵۴ میلیارد بشکه معادل نفت میرسد.
این عدد وقتی در کنار کشفیات سالانه قرار میگیرد، عمق شکاف را عیان میکند. حتی اگر به سال ۲۰۱۵ بازگردیم (زمانی که کشفیات هنوز در سطوح بالاتری قرار داشت) میبینیم مصرف جهانی نفت در آن سال حدود ۲۹.۵ میلیارد بشکه و مصرف گاز حدود ۲۰.۹ میلیارد بشکه معادل نفت بوده است؛ یعنی مجموعی نزدیک به ۵۰.۵ میلیارد بشکه معادل نفت. در همان سال، کشفیات ترکیبی نفت و گاز در جهان حدود ۲۲ میلیارد بشکه معادل نفت برآورد میشد. بنابراین حتی در آن مقطع نیز مصرف بیش از دو برابر کشفیات بود. بنابراین این روند واقعیتی است که سالهاست ادامه دارد.
واقعیت فیزیکی تولید؛ نمیتوان چیزی را که کشف نشده تولید کرد
در حوزه نفت و گاز، تولید تابع کشف است. هیچ میدانی را نمیتوان تولید کرد مگر آنکه پیشتر کشف شده باشد. البته میان زمان کشف یک میدان و رسیدن آن به تولید کامل، فاصلهای طولانی وجود دارد. همین تأخیر زمانی است که باعث میشود تولید حتی در شرایط افت شدید کشفیات برای مدتی ادامه یابد و حتی افزایش پیدا کند. بسیاری از میادین کنونی حاصل کشفیات دههها پیش هستند و هنوز در حال بهرهبرداریاند.
اما این واقعیت زمانی به نقطه بحرانی میرسد که افت کشفیات برای مدت طولانی تداوم یابد. در چنین حالتی، خطوط تولید آینده از پیش خالی میشود. برآوردها نشان میدهد که برای نفت، این نقطه ممکن است بسیار نزدیک باشد؛ یعنی دورهای که دیگر کشفیات گذشته توان جبران افت طبیعی تولید میادین موجود را ندارند. برای گاز طبیعی، شاید این لحظه یک یا دو دهه عقبتر باشد، اما حتی این بازه نیز در مقیاس برنامهریزی جهانی، زمانی کوتاه محسوب میشود.
توهم استمرار؛ چالش اصلی سیاست انرژی جهانی
با وجود این نشانهها، رفتار غالب در سطح جهانی همچنان بر این پیشفرض استوار است که مصرف نفت و گاز میتواند همچنان افزایش یابد یا دستکم برای مدت بسیار طولانی در سطوح بالا باقی بماند. این در حالی است که دادههای کشفیات بهوضوح میگوید پایه فیزیکی چنین تصوری در حال فرسایش است. شکاف میان مصرف و کشف نهتنها پر نشده، بلکه عمیقتر شده و بهطور ساختاری ادامه دارد.
خطر اصلی اینجاست که تأخیر زمانی میان کشف و تولید، حس کاذبی از امنیت ایجاد میکند. تا زمانی که تولید هنوز بالاست، تصور میشود مشکل در آیندهای دور رخ خواهد داد. اما وقتی افت تولید خود را نشان دهد، زمان واکنش بسیار محدود خواهد بود. آمادهسازی برای جهانی که در آن عرضه نفت و گاز رو به کاهش میگذارد (چه از نظر زیرساخت، چه از نظر الگوی مصرف و چه از نظر جایگزینهای انرژی) نیازمند سالها برنامهریزی است.
شکاف میان مصرف و کشف در حوزه سوختهای فسیلی بیش از آنکه یک بحث نظری باشد، یک واقعیت آماری و فیزیکی است. این شکاف به ما یادآوری میکند که اتکای بلندمدت به نفت و گاز در جهانی با کشفیات رو به افول، نمیتواند بدون پیامد باقی بماند. اگر این روند ادامه یابد، توقف آن نه بهصورت تدریجی و مدیریتشده، بلکه بهشکل یک اجبار ساختاری خود را نشان خواهد داد؛ اجباری که هزینههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن میتواند بسیار سنگین باشد.
اخبار برگزیدهنفت و پتروشیمیلینک کوتاه :
