xtrim

سناریوی محاصره ایران و بازار جهانی انرژی

کارشناسان معتقدند که با وجود ظرفیت‌های بالای نفت و گاز، تحریم‌ها سهم ایران در بازار جهانی انرژی را محدود کرده و سناریوی «ونزوئلایی شدن» کشور، اگرچه از نظر تهدیدهای محاصره دریایی ممکن است، تأثیر جدی بر جریان صادرات نفت و گاز منطقه نخواهد داشت.

جهان‌صنعت نیوز: با افزایش حضور ناوهای آمریکایی در خاورمیانه، بار دیگر فضای رسانه‌ای و افکار عمومی آکنده از گمانه‌زنی درباره سناریوهای تکراری فشار و تهدید شده است؛ سناریوهایی که این‌بار نام «ونزوئلا» را به‌عنوان یک الگوی هشداردهنده با خود یدک می‌کشند. نگرانی از محاصره دریایی، اختلال در تردد نفتکش‌ها و کاهش درآمدهای نفتی، پرسش‌های جدی‌ای را پیش روی تحلیلگران قرار داده است: آیا ایران ممکن است با مدلی مشابه آنچه بر ونزوئلا تحمیل شد مواجه شود؟ و اگر چنین فشاری در دستور کار باشد، پیامدهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی آن چه خواهد بود؟ بر همین اساس، گفت‌وگویی با حسن مرادی، کارشناس حقوق انرژی و یک کارشناس اقتصاد انرژی داشتیم.

آیا سناریوی ونزوئلایی شدن برای ایران تکرار می‌شود؟

کارشناس اقتصاد انرژی در خصوص سناریوی ونزوئلایی شدن ایران به جهان‌صنعت نیوز گفت:«در خصوص سناریوی «ونزوئلایی شدن ایران»، پیش از هر چیز باید روشن کنیم که منظور از این مفهوم دقیقاً چیست. به‌طور کلی می‌توان سیاست را، آن‌گونه که توسط حکومت‌ها دنبال می‌شود، ذیل سه محور اصلی صورت‌بندی کرد: نخست، سیاست معطوف به سلطه؛ دوم، سیاست معطوف به پیشرفت و حکمرانی در ابعاد مختلف و سوم، سیاست معطوف به بقا. آنچه امروز در کشور ما، با توجه به تحولات تجربه‌شده، تحت عنوان «سیاست عملی» مشاهده می‌شود، بیش از هر چیز در چارچوب سیاست بقا قابل تحلیل است. مجموعه سیاست‌هایی که در حوزه‌های مختلف، از جمله اقتصاد و سیاست خارجی، به کار گرفته می‌شوند، عمدتاً در همین راستا قابل فهم هستند. اما اگر به‌طور مشخص به سناریوی ونزوئلایی شدن بپردازیم، تجربه ونزوئلا نشان می‌دهد که ایالات متحده در بازه‌ای کوتاه، حدود یک تا دو هفته، این کشور را عملاً تحت محاصره کامل دریایی قرار داد؛ به‌گونه‌ای که نفتکش‌های ونزوئلایی توقیف می‌شدند و حتی در مواردی نفتکش‌های متعلق به سایر کشورها نیز با محدودیت مواجه شدند.

ایران، بازیگر نقش اصلی انرژی در جهان

در این چارچوب، ایران یکی از بازیگران مهم بازار انرژی، به‌ویژه در حوزه نفت و گاز، محسوب می‌شود. ایران در حال حاضر دارنده دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان پس از روسیه و چهارمین ذخایر نفتی دنیاست. با این حال، مسئله اصلی به سهم واقعی ایران از بازار انرژی و میزان اثرگذاری آن بازمی‌گردد. ایران، به‌رغم برخورداری از این ظرفیت‌های بالقوه، به دلیل تحریم‌های گسترده و مستمر، نقش پررنگ و تعیین‌کننده خود را در بازار جهانی انرژی تا حد زیادی از دست داده است. خاورمیانه حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از صادرات نفت جهان را تأمین می‌کند. در این میان، کشورهای همسایه ایران مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و عراق نقش بسیار مهمی در این بازار دارند. همچنین حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از سبد وابستگی انرژی اروپا به همین منطقه مربوط می‌شود. با یک محاسبه سرانگشتی می‌توان گفت که صادرات روزانه نفت ایران حدود ۱.۸ میلیون بشکه است. اگر این رقم را در مقایسه با مجموع صادرات روزانه نفت منطقه که حدود ۴۸ میلیون بشکه برآورد می‌شود در نظر بگیریم، سهم ایران چیزی در حدود ۳ تا ۴ درصد خواهد بود. این عدد نشان می‌دهد که در صورت اجرای یک محاصره دریایی و توقیف یا مصادره نفتکش‌های ایران، تأثیر آن بر جریان کلی صادرات نفت منطقه چندان قابل‌توجه نخواهد بود. در حوزه گاز نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. بر اساس آخرین آمار، ایران روزانه حدود ۵۵ میلیون مترمکعب گاز صادر می‌کند که این رقم کمتر از نیم درصد کل صادرات گاز منطقه خلیج فارس را شامل می‌شود. بنابراین، سهم ایران در بازار گاز نیز به دلیل تحریم‌ها بسیار محدود است. اما در خصوص قیمت نفت، اساساً ساز و کار دیگری وجود دارد. اما در خصوص حجم مبادلات انرژی، تقریباً می‌توان گفت در این سناریو محدودیت خاصی به‌وجود نخواهد آمد.

ایران تنها کنترل ساحل شمالی تنگه هرمز را در اختیار دارد

در چنین شرایطی می‌توان گفت که در سناریوی ونزوئلایی شدن، اعمال محاصره دریایی علیه ایران، بدون ایجاد اثرگذاری جدی بر بازار جهانی انرژی، امکان‌پذیر است. اما در مقابل، همواره این گزاره از سوی ایران مطرح شده که در واکنش، تنگه هرمز را خواهد بست و مانع صادرات انرژی از این مسیر خواهد شد. برای ارزیابی این ادعا، باید به چند نکته اساسی توجه کرد. نخست آنکه مسیرهای تبادل انرژی صرفاً به تنگه هرمز محدود نمی‌شوند، هرچند این تنگه همچنان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است و حدود ۹۰ درصد صادرات انرژی خلیج فارس از آن عبور می‌کند. با این حال، کنترل این تنگه به‌طور کامل در اختیار ایران نیست. ایران تنها کنترل ساحل شمالی تنگه هرمز را در اختیار دارد و ساحل جنوبی آن متعلق به عمان است. بنابراین، این تنگه از نظر حقوقی و ژئوپلیتیکی، آبراهی مشترک میان ایران و عمان محسوب می‌شود و حق حاکمیت عمان نیز باید در نظر گرفته شود.

ایران راه‌های دیگری به‌جز خلیج فارس برای صادرات دارد

حسن مرادی، کارشناس حقوق انرژی و استاد دانشگاه نیز در این خصوص می‌گوید: «این اولین باری نیست که ایالات متحده ناوهای خود را جابه‌جا می‌کند. اساساً حرکت ناوها بخشی از یک مانور است. آمریکا در مقاطع مختلف ناوهایش را به مناطق مختلف می‌فرستد؛ یک‌بار به ویتنام، یک‌بار به آسیای شرقی. هر کشوری برای نمایش قدرت خود به مانور نیاز دارد. وقتی هم می‌خواهد مانور بدهد، طبیعتاً تلاش می‌کند طرف مقابل را تحت فشار روانی قرار دهد و بگوید «ما می‌خواهیم بیاییم آنجا.» فرض کنیم بیایند و بخواهند تنگه هرمز را محاصره کنند؛ خب، ایران مسیرهای دیگری برای صادرات دارد و می‌تواند از دریای عمان استفاده کند. علاوه بر این، ایران حدود پانزده کشور همسایه دارد و امکان تبادل و همکاری از مسیرهای مختلف وجود دارد. بنابراین، این‌طور نیست که ایران در برابر چنین سناریویی دست‌بسته باشد. در هر صورت، ایران مقاومت خواهد کرد و آمریکا هم لزوماً سود قابل‌توجهی از این وضعیت نمی‌برد.»

علل تنش‌های سیاسی شکل‌گرفته

مرادی در ادامه به تنش‌های سیاسی در جهان اشاره کرد و گفت:« نکته دیگر این است که در سطح جهانی نیز واکنش‌هایی شکل گرفته است. بسیاری از جریان‌ها و گروه‌ها این پرسش را مطرح می‌کنند که هدف از این فشارها چیست. اگر بحث بر سر غنی‌سازی است، یک طرف می‌گوید ایران نباید غنی‌سازی داشته باشد، در حالی که ایران بر حق خود تأکید می‌کند. اگر گفته می‌شود موشک‌های ایران تهدید است، از طرف مقابل این استدلال مطرح می‌شود که موشک‌های آمریکا هم تهدید محسوب می‌شوند. در چنین فضایی، دامن زدن به این تنش‌ها بیش از هر چیز به نفع سوداگران و دلالان ارز تمام می‌شود؛ کسانی که با هر مانور یا خبر، میلیاردها تومان سود به دست می‌آورند. به همین دلیل، به نظر من مردم باید صبور باشند و رسانه‌ها هم با آگاهی عمل کنند. اگر به ماه‌های گذشته نگاه کنیم، به‌ویژه بعد از خرداد و آنچه به‌عنوان «جنگ ۱۲ روزه» مطرح شد، تقریباً هر روز و هر هفته گفته می‌شد که آمریکا یا اسرائیل قصد حمله دارند، اما در عمل دیدیم که اتفاقی نیفتاد. در حال حاضر، آمریکا از نظر سیاسی در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. انتخابات نوامبر پیشِ رو برای دونالد ترامپ چالش‌برانگیز است و احتمال شکست او به‌طور جدی مطرح است. از سوی دیگر، برخی چهره‌های سیاسی آمریکا، از جمله کلینتون، مواضع اعتراضی اتخاذ کرده‌اند و حتی صحبت از نافرمانی مدنی و حضور مردم در خیابان‌ها برای اعتراض به سیاست‌ها به میان آمده است. با چنین شرایطی، آمریکا در موقعیتی نیست که بخواهد وارد درگیری یا ماجراجویی نظامی جدیدی علیه ایران شود.»

تنگه هرمز؛ اهرم فشار ایران

مرادی در پایان به نقش کلیدی تنگه هرمز اشاره کرد و گفت:«البته اگر در مسیر کشتیرانی، کشتی‌ای بخواهد مانع حرکت ایران شود، ایران حق دفاع از خود را دارد. حتی اگر از این مسیر هم دفاع نشود، ایران ابزارهای دیگری در اختیار دارد. بستن تنگه هرمز یکی از این اهرم‌هاست؛ اقدامی که در صورت وقوع، دیگر تنها ایران متضرر نخواهد شد و سایر کشورهای منطقه نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند. در چنین شرایطی، فشار افکار عمومی و منافع کشورهای دیگر می‌تواند آمریکا را وادار به عقب‌نشینی کند. بنابراین، به نظر می‌رسد آمریکا از این مسیر هم به نتیجه مشخصی نخواهد رسید.»

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 567392
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *