xtrim

اولویت صداوسیما؛ حفظ اندک مخاطبان موجود

موج تازه انتقادات به عملکرد صداوسیما پس از پخش شوخی توهین‌آمیز با جانباختگان اخیر به راه افتاده و دوباره این سوال را مطرح می‌کند: آیا صداوسیما ملی است؟

هما میرزایی-جهان صنعت نیوز: موج گسترده واکنش‌ها به شوخی توهین‌آمیز با جانباختگان اعتراضات دی ماه در برنامه «خط‌خطی» شبکه افق آنقدر گسترده بود که باعث توقف برنامه و عزل رئیس شبکه شد. این واکنش‌ها در روزهایی که جامعه در سوگ جمعی به سر می‌برد، نه تنها بهت مردم و خانواده‌های داغدیده را به دنبال داشت بلکه بار دیگر این سوال جدی را در اذهان مطرح کرد که چرا صدا و سیما که پسوند ملی را یدک می‌کشد، به بنگاه نفرت‌پراکنی و تفرقه‌افکنی تبدیل شده است؟
قطع به یقین نمی‌توان این اقدام را در ساختاری عریض و طویل مانند صداوسیما که هر برنامه را تا پیش از رفتن روی آنتن از چندین فیلتر رد می‌کند، خطایی فردی قلمداد کرد.

بودجه صداوسیما در سال ۱۴۰۴ حدود ۳۵ هزار میلیارد تومان بوده است. در لایحه بودجه ۱۴۰۵ برای سازمان صدا و سیما، ۳۳ هزار و ۵۱۲ میلیارد تومان پیش‌بینی شده است. اما این تنها رقمی است که در جدول اصلی یعنی جدول شماره ۷ دیده شده است. در جدول شماره ۹ که مربوط به «برآورد اعتبارات ردیف های متفرقه» است، یک هزار و ۹۶۰ میلیارد تومان دیگر برای «کمک به تولید آثار فرهنگی و افزایش آگاهی عمومی» پیش بینی شده است؛ در مجموع رقمی حدود ۳۵ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان. برای بخش «توسعه کمی و کیفی برنامه‌های تولیدی پویا نمایی، مستند، فیلم و سریال» مبلغ ۹ هزار میلیارد تومان برای صدا و سیما در نظر گرفته شده است. در جدول شماره ۹ که مربوط به «برآورد اعتبارات ردیف های متفرقه» باز هم نام صدا و سیما با یک هزار و ۹۶۰ میلیارد تومان جهت «کمک به تولید آثار فرهنگی و افزایش آگاهی عمومی» آمده است. در مجموع بودجه صداوسیما برای سال آینده به رقم ۴۶ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان رسیده است. در شرایطی‌که دولت با کسری شدید بودجه روبه‌روست و بار تامین بخشی از این کسری را به دوش مردم انداخته است، تخصیص این رقم به سازمانی که بنا بر نظرسنجی‌های متعدد تنها بین ۱۰ الی ۲۰ درصد مخاطب داشته و مدیرانش به هیچ‌کس پاسخگو نیستند، جای سوال دارد.

کیوان نقره‌کار، کارشناس رسانه و فناوری اطلاعات، در اینباره با جهان صنعت نیوز گفت‌وگویی انجام داده که در ادامه می‌خوانید.

لزوم رعایت استانداردهای حرفه‌ای؛ چه در انتقاد و چه در حمایت

در تمامی کشورها رسانه‌ها در کنار دولت‌ها و حکومت‌ها، عموماً دو نقش را ایفا می‌کنند؛ یا در جایگاه منتقد، عملکرد بدنه دولتی و حاکمیتی را به چالش می‌کشند، یا در مقام رسانه همراه، از سیاست‌ها و تصمیمات آن حمایت می‌کنند. متأسفانه در سازمان صداوسیما و اساساً در بخشی از رسانه‌های کشور، چه در خبرگزاری‌ها و چه در روزنامه‌ها، از رسانه‌های مکتوب تا پلتفرم‌های اینترنتی، شاهد نوعی حمایت فراتر از استانداردهای حرفه‌ای رسانه‌ای هستیم. این حمایت‌های بیش از حد، زمانی که از چارچوب‌های حرفه‌ای یک رسانه خارج می‌شود، می‌تواند تبعاتی جدی برای اعتبار و کارکرد همان رسانه به همراه داشته باشد.

مسئولیت نهایی با چه کسی است؟

بر همین اساس، موضوعی که اخیراً در صداوسیما رخ داد، از چند منظر قابل بررسی است. نخست اینکه در یک برنامه زنده، در صورت بروز چنین اتفاقی، مسئولیت نهایی بر عهده چه کسی است؟ آیا مجری به‌صورت فردی و بدون هماهنگی اقدام به بیان این سخنان کرده و این محتوا از آنتن زنده پخش شده، یا اینکه سردبیر، تهیه‌کننده و مدیران شبکه در شکل‌گیری و پخش این محتوا نقش داشته‌اند؟ در هر صورت، این موضوع قابل توجه و مستلزم رسیدگی است؛ چراکه واکنش‌های اجتماعی نشان داد این اتفاق موجب ناراحتی گسترده در میان افکار عمومی شده است.

به نظر می‌رسد آنچه رخ داد، فراتر از یک حمایت رسانه‌ای متعارف از یک بخش یا دیدگاه خاص بود. من قصد ندارم این نوع نگاه را الزاماً منتسب به حاکمیت یا نهادهای رسمی بدانم؛ ممکن است این رویکرد مطلوب بخش کوچکی از جامعه یا طرفداران یک طرز تفکر مشخص باشد. اما مسئله اصلی این است که رسانه‌ای با جایگاه صداوسیما نباید تریبون چنین رویکردهایی باشد، چراکه این اقدام، از اساس، نادرست است.

برکناری عوامل؛ اقدامی مثبت بود

در عین حال، برخوردی که پس از این اتفاق صورت گرفت، از برکناری عوامل برنامه گرفته تا حذف آن شبکه، خود می‌تواند به‌عنوان یک اقدام مثبت تلقی شود. این واکنش نشان داد که در سطح کلان سازمان صداوسیما، نوعی حساسیت نسبت به پیامدهای چنین گفتمان‌های تند وجود دارد و تأکید بر این است که حتی اگر این دیدگاه‌ها طرفداران محدودی داشته باشند، نباید در رسانه‌ای با عنوان «ملی» مطرح شوند.

نبود رقابت سالم؛ آفت رسانه در ایران

اگر کمی نگاه کلان‌تری داشته باشیم، در اغلب کشورهای دنیا، رویکرد توسعه‌محور چه در اقتصاد، چه در فرهنگ و چه در حوزه سلامت بر پایه رقابت سالم و کاهش وابستگی به نهادهای دولتی و حکومتی شکل می‌گیرد. ممکن است رادیو و تلویزیون ماهیت دولتی داشته باشند و برخی خبرگزاری‌ها نیز وابستگی مستقیم یا غیرمستقیم به نهادهای حاکمیتی داشته باشند؛ این امر فی‌نفسه غیرطبیعی نیست و هر سازمانی می‌تواند رسانه‌ای برای پیشبرد سیاست‌های خود داشته باشد. اما مسئله اساسی، نبود رقابت واقعی است.

سلیقه‌گرایی در مقابل تکثرگرایی

در کشور ما، اگر به صنایع مختلف نگاه کنیم، از صنعت خودرو گرفته تا نفت و پتروشیمی با کمبود رقابت و نقش کمرنگ بخش خصوصی مواجه هستیم. همین وضعیت در حوزه رسانه نیز وجود دارد. در چنین شرایطی، رسانه‌ای مانند صداوسیما به‌شدت به تصمیم‌ها و رویکردهای مدیران خود وابسته می‌شود؛ مدیرانی که هر یک با سلیقه‌ها و سیاست‌های متفاوت، جهت‌گیری برنامه‌سازی را تغییر می‌دهند. اگر به گذشته نگاه کنیم، می‌بینیم که در دوره‌هایی، تکثیر و تنوع شبکه‌ها در دستور کار بوده و در مقاطعی دیگر، سیاست کوچک‌سازی و تمرکز دنبال شده است. این تغییرات گاه بیش از آنکه مبتنی بر نیاز مخاطب باشد، ناشی از سلیقه مدیریتی بوده و باعث شده بخش‌هایی از جامعه بیش از دیگران در کانون توجه قرار گیرند.

تمرکز صداوسیما بر حفظ مخاطبان خود

در حالی که رسانه‌ای مانند صداوسیما، با توجه به جایگاه و عنوان «ملی»، باید از طریق تنوع شبکه‌ها و برنامه‌ها به سمتی حرکت کند که بتواند طیف گسترده‌ای از مخاطبان را پوشش دهد. البته نباید از این نکته غافل شد که گسترش شبکه‌های ماهواره‌ای و شبکه‌های اجتماعی اینترنتی، الگوی تولید و مصرف محتوا را به‌شدت تغییر داده است. این تحولات بی‌تأثیر بر رفتار رسانه‌ها نبوده و طبیعی است که صداوسیما، مانند هر رسانه دیگری، تلاش کند حداقل مخاطبان فعلی خود را حفظ کرده و تمرکز بیشتری بر آن‌ها داشته باشد. با این حال، این رویکرد نیز نیازمند بازنگری و ارزیابی مستمر است تا به حذف بخش بزرگی از جامعه از چرخه مخاطبان منجر نشود.

در شرایطی‌که کشور با انواع بحران‌های داخلی و خارجی در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی روبه‌روست و اعتماد عمومی به پایین‌ترین حد خود رسیده است، جای خالی یک رسانه ملی واقعی که صدای تمامی اقشار جامعه بوده و تامین‌کننده نیازهای فرهنگی و خبری جامعه باشد، بیش از هر زمانی حس می‌شود. در حال حاضر صداوسیما به یکی از بحران‌سازترین و نامحبوب‌ترین سازمان‌ها در میان مردم تبدیل شده است؛ مردمی که نه صدایشان شنیده می‌شود و نه حق اعتراض دارند. 

اجتماعی و فرهنگیاخبار برگزیده
شناسه : 568225
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *