xtrim

سقوط ناگهانی طلا و نقره؛ ترکیدن حباب یا اصلاح اجتناب‌ناپذیر؟

سقوط ناگهانی قیمت طلا و نقره در هفته گذشته، شوکی کم‌سابقه به بازار فلزات گران‌بها وارد کرد؛ شوکی که نه از فروپاشی عوامل بنیادی، بلکه از چرخش هم‌زمان انتظارات پولی، تغییر موازنه‌های روانی بازار و تخلیه سریع موقعیت‌های سفته‌بازانه ناشی شد. جهش‌های پرشتاب پیشین، بازار را در وضعیتی بیش‌ازحد داغ قرار داده بود و تنها یک تغییر جهت در سیگنال‌های کلیدی کافی بود تا موجی از فروش آغاز شود. با وجود این ریزش شدید، نشانه‌ها حاکی از آن است که بازار وارد مرحله اصلاح شده، نه پایان قطعی روند صعودی بلندمدت.

جهان صنعت نیوز – انس جهانی طلا در روزهای پایانی هفته گذشته، در فضایی آکنده از نااطمینانی‌های سیاسی و اقتصادی، به اوج تاریخی حدود ۶۰۰۰ هزار دلار رسید. تورم در اقتصادهای بزرگ، تنش‌های ژئوپلیتیکی گسترده و گمانه‌زنی‌ها درباره تغییر مسیر سیاست پولی آمریکا، سرمایه‌گذاران را به سمت دارایی‌های امن سوق داده بود. اما این صعود پایدار نماند. تنها یک روز بعد، طلا بدترین افت روزانه خود در سال‌های اخیر را تجربه کرد و حدود ۹ درصد سقوط کرد. روند نزولی در ابتدای هفته بعد نیز ادامه یافت و قیمت تا محدوده  ۴,۵۴۵ دلار پایین آمد، هرچند بخشی از این افت سپس جبران شد. نقره نیز مسیری حتی پرنوسان‌تر را پیمود؛ فلزی که پس از جهش تا رکورد بیش از ۱۲۱ دلار، در مدت کوتاهی نزدیک به یک‌سوم ارزش خود را از دست داد و مجموع افت آن به بیش از ۴۰ درصد رسید.

ریشه‌های جهش؛ ترکیب نااطمینانی و سفته‌بازی

افزایش سریع قیمت‌ها پیش از سقوط، حاصل ترکیب چند عامل بود. از یک‌سو، تنش‌های ژئوپلیتیک از روابط تجاری آمریکا و چین گرفته تا تحولات مربوط به جنگ اوکراین و بحران‌های منطقه‌ای، ریسک‌های سیستماتیک را بالا برده بود. از سوی دیگر، انتظار برای کاهش نرخ‌های بهره آمریکا، دلار را در معرض تضعیف قرار داده و جذابیت طلا را افزایش داده بود. عامل مهم دیگر، نقش بازار مشتقات بود. هجوم معامله‌گران به خرید اختیارهای خرید (Call Options) باعث شد فروشندگان این قراردادها برای پوشش ریسک، به خرید فیزیکی طلا روی بیاورند؛ فرایندی که خود به تقویت بیشتر قیمت‌ها دامن زد و یک حلقه فزاینده ایجاد کرد.

در نقره نیز، ترکیب معاملات سفته‌بازانه با چشم‌انداز تقاضای صنعتی به‌ویژه در حوزه الکترونیک، هوش مصنوعی و انرژی‌های پاک، رالی را تشدید کرد. در برخی بازارهای آسیایی، محدودیت عرضه داخلی هم به این التهاب قیمتی دامن زد.

چرا جهت بازار ناگهان تغییر کرد؟

چرخش بازار، بیش از هر چیز، به دو تحول هم‌زمان بازمی‌گردد که انتظارات را به‌سرعت معکوس کرد. نخست، معرفی گزینه‌ای جدید برای ریاست بانک مرکزی آمریکا که از نگاه بازارها به‌عنوان چهره‌ای مستقل و سخت‌گیرتر در برابر تورم تلقی شد. این انتخاب، احتمال کاهش سریع و شدید نرخ‌های بهره را کاهش داد و انتظارات درباره تداوم سیاست پولی انبساطی را تعدیل کرد. نتیجه مستقیم این تغییر، تقویت دلار بود؛ عاملی که به‌طور سنتی به زیان قیمت طلا و نقره تمام می‌شود، چراکه این فلزات بر حسب دلار قیمت‌گذاری می‌شوند.

هم‌زمان، سیاست‌گذار بازارهای آتی با افزایش الزامات وجه تضمین، فشار مضاعفی بر معامله‌گران اهرمی وارد کرد. این اقدام، ریسک‌پذیری بیش‌ازحد را هدف گرفت، اما در عمل باعث شد بسیاری از معامله‌گران ناچار به بستن سریع موقعیت‌های خود شوند. شدت و سرعت افت قیمت‌ها، بازار را در وضعیت تخلیه اهرم قرار داد. معامله‌گرانی که با منابع قرضی وارد شده بودند، در برابر افزایش وجه تضمین و کاهش قیمت‌ها، گزینه‌ای جز خروج فوری نداشتند. در مقاطعی، نقدشوندگی بازار به‌شدت کاهش یافت و همین موضوع نوسانات را تشدید کرد.

برخی فعالان بازار این وضعیت را با مقاطع بحرانی گذشته مقایسه کردند؛ دوره‌هایی که فشار فروش و کمبود خریدار، قیمت‌ها را با شتابی غیرعادی پایین می‌کشد. عامل مشترک همه این مقاطع، انباشت بیش‌ازحد موقعیت‌های هم‌جهت پیش از تغییر روند است؛ حالتی که بازار را در برابر یک شوک، به‌شدت آسیب‌پذیر می‌کند.

پیش بینی قیمت طلا؛ اصلاح یا پایان رالی؟

پس از این ریزش، پرسش محوری بازار این است که آیا با پایان دوره صعودی قیمنت طلا روبه‌رو هستیم یا صرفاً یک اصلاح کلاسیک پس از جهشی افراطی است؟

برخی تحلیلگران معتقدند افت اخیر، بیش‌ازحد سریع بوده و همان‌گونه که قیمت‌ها خیلی سریع بالا رفتند، اکنون نیز خیلی سریع پایین آمده‌اند. در این نگاه، اصلاح شدید لزوماً به معنای تخریب روند بلندمدت نیست، بلکه می‌تواند راه را برای بازگشت تدریجی خریداران در سطوح متعادل‌تر هموار کند؛ به‌ویژه اگر ضعف دلار یا تغییر دوباره لحن سیاست پولی رخ دهد.

از سوی دیگر، تحلیل‌هایی وجود دارد که تأکید می‌کند محرک‌های تقاضا برای طلا از خرید بانک‌های مرکزی تا نیاز سرمایه‌گذاران خرد به پوشش ریسک ارزی همچنان پابرجاست و به‌سادگی از میان نمی‌رود.

یکی از تفاوت‌های مهم این چرخه با جهش‌های قبلی، گستردگی پایگاه تقاضاست. علاوه بر سرمایه‌گذاران نهادی، بانک‌های مرکزی در سال‌های اخیر به بازیگران مهم بازار طلا تبدیل شده‌اند و با هدف متنوع‌سازی ذخایر و کاهش آسیب‌پذیری در برابر ریسک‌های ارزی و ژئوپلیتیکی، به خرید ادامه داده‌اند. همچنین در بسیاری از اقتصادهای آسیایی، تقاضای خرد برای طلا نه صرفاً یک سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت، بلکه ابزاری برای حفظ ارزش دارایی در برابر افت قدرت خرید تلقی می‌شود. در مورد نقره نیز، علاوه بر جنبه سرمایه‌ای، تداوم رشد تقاضای صنعتی و محدودیت عرضه پس از سال‌ها سرمایه‌گذاری ناکافی، به‌عنوان یک عامل حمایتی مطرح است.

بازار طلا پس از شوک

برآیند تحولات نشان می‌دهد که سقوط ناگهانی قیمت طلا و نقره، محصول فروپاشی هم‌زمان چند انتظاری بود که پیش‌تر بازار را بیش‌ازحد گرم کرده بود. تغییر سیگنال‌های پولی، تقویت دلار و اقدامات احتیاطی در بازارهای مشتقه، ماشه اصلاحی را کشید که با فشار فروش‌های اجباری تشدید شد. با این حال، بسیاری از عوامل بنیادینی که در سال‌های اخیر از فلزات گران‌بها حمایت کرده‌اند، هنوز پابرجاست. از این رو، آنچه در بازار دیده می‌شود، بیش از آنکه نشانه پایان یک روند تاریخی باشد، به یک بازتنظیم پرهزینه اما قابل‌انتظار شباهت دارد؛ بازتنظیمی که مسیر آینده آن، به پایداری یا تغییر همین متغیرهای کلیدی بستگی خواهد داشت.

اخبار برگزیدهطلا و ارز
شناسه : 568448
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *