xtrim

ایران و آمریکا در استانبول؛ میز مذاکره در سایه تهدید و دیپلماسی

افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره آغاز دور تازه مذاکرات ایران و آمریکا، همزمان با تشدید آرایش نظامی واشینگتن در منطقه، فضای سیاسی تازه‌ای را رقم زده است.

فاطمه عباسی-جهان صنعت نیوز: گزارش‌ها از احتمال برگزاری دیدار میان نمایندگان دو کشور در استانبول حکایت دارد؛ دیداری که می‌تواند نقطه آغاز مرحله‌ای حساس در روابط پرتنش تهران و واشینگتن باشد. انتخاب ترکیه به عنوان میزبان، حضور احتمالی هیئت‌های بلندپایه و ابهام درباره محورهای مذاکرات، همگی نشانه‌هایی از یک روند پیچیده و سرنوشت‌ساز است. در همین رابطه جهان صنعت نیوز در گفتگویی باعلی بیگدلی، کارشناس مسائل بین‌الملل، به بررسی ابعاد مختلف این تحولات پرداخته است.

چرا استانبول؟

به باور بیگدلی، انتخاب استانبول به عنوان محل گفت‌وگوها، یک انتخاب تصادفی نیست. ترکیه در ماه‌های اخیر تلاش کرده مواضعی نسبتاً متوازن در قبال تنش‌های ایران و آمریکا اتخاذ کند. به‌ویژه پس از بالا گرفتن احتمال درگیری نظامی، آنکارا آشکارا اعلام کرد که با هرگونه حمله به ایران مخالف است و از راه‌حل دیپلماتیک حمایت می‌کند. همین موضع‌گیری باعث شده روابط تهران و آنکارا گرم‌تر و نزدیک‌تر از گذشته شود.

او معتقد است ترکیه به دلیل جایگاه ویژه خود در نظام بین‌الملل، گزینه‌ای مناسب برای میزبانی مذاکرات است. این کشور هم عضو ناتو است و هم روابط قابل قبولی با ایران دارد. از این رو می‌تواند نقش پل ارتباطی میان تهران و واشینگتن را بهتر از بسیاری از کشورهای دیگر ایفا کند. در حالی که کشورهایی مانند مصر یا اردن نیز گاه به عنوان میانجی مطرح شده‌اند، اما ترکیه به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک و وزن سیاسی خود، مورد اعتمادتر به نظر می‌رسد.

بیگدلی همچنین به نقش شخص رجب طیب اردوغان اشاره می‌کند و می‌گوید رئیس‌جمهور ترکیه همواره علاقه داشته در بحران‌های منطقه‌ای نقش قهرمان صلح را بازی کند. میزبانی مذاکرات ایران و آمریکا می‌تواند برای او یک موفقیت دیپلماتیک بزرگ محسوب شود و جایگاه بین‌المللی ترکیه را تقویت کند.

ترکیب هیئت‌ها و اهمیت سیاسی نشست

بر اساس اطلاعات غیررسمی، سطح نشست احتمالی در استانبول بسیار بالا خواهد بود. گفته می‌شود هیئت‌هایی پرشمار از دو طرف در این گفت‌وگوها شرکت می‌کنند و حتی احتمال حضور نزدیکان سیاسی دونالد ترامپ مانند جرارد کوشنر داماد او نیز مطرح شده است. از نگاه بیگدلی، همین گستردگی هیئت‌ها نشان می‌دهد که مذاکرات صرفاً یک دیدار تشریفاتی نخواهد بود، بلکه تلاشی جدی برای رسیدن به تفاهم است.

او تأکید می‌کند که در شرایط کنونی، هر دو طرف به نوعی نیازمند گفت‌وگو هستند. ایران به دلیل فشارهای اقتصادی و سیاسی داخلی به دنبال گشایش است و آمریکا نیز مایل است بدون ورود به یک جنگ پرهزینه، پرونده هسته‌ای ایران را مهار کند. به همین دلیل، احتمال برگزاری نشست استانبول بسیار بالاست و می‌توان آن را نقطه شروع یک روند تازه دانست.

محورهای مبهم مذاکرات

با این حال، مهم‌ترین پرسش همچنان بی‌پاسخ مانده است: مذاکرات دقیقاً بر سر چه موضوعاتی خواهد بود؟ بیگدلی می‌گوید هنوز روشن نیست که ایران تا چه حد آماده عقب‌نشینی از برنامه هسته‌ای خود است. آیا تهران حاضر است بخشی از فعالیت‌های غنی‌سازی را متوقف کند؟ آیا امکان تعطیلی برخی تأسیسات هسته‌ای وجود دارد؟ یا اینکه دوباره ایده تشکیل یک کنسرسیوم بین‌المللی برای مدیریت برنامه هسته‌ای ایران مطرح خواهد شد؟

ایده کنسرسیوم پیش از این نیز در دوره دولت حسن روحانی مطرح شده بود؛ طرحی که بر اساس آن بخشی از فعالیت‌های هسته‌ای ایران تحت نظارت یک سازوکار بین‌المللی اداره شود. اما آن طرح در نهایت به نتیجه نرسید. اکنون با توجه به فشارهای جدید، ممکن است این گزینه دوباره روی میز قرار گیرد.

به اعتقاد بیگدلی، شرایط امروز ایران با گذشته تفاوت اساسی دارد. مشکلات اقتصادی گسترده، نارضایتی‌های اجتماعی، کاهش درآمدهای نفتی و تهدیدهای امنیتی، تهران را ناچار کرده در استراتژی سیاست خارجی خود تجدیدنظر کند. او می‌گوید ایران در ماه‌های گذشته تا آستانه یک درگیری نظامی خطرناک پیش رفته بود و اگر مسیر مذاکره باز نمی‌شد، احتمال وقوع جنگی منطقه‌ای کاملاً جدی بود.

تصمیم سخت تهران

این کارشناس مسائل بین‌الملل معتقد است ورود ایران به مسیر مذاکره، در واقع نوعی عقب‌نشینی واقع‌بینانه از لبه پرتگاه است. شکل‌گیری یک ائتلاف منطقه‌ای علیه تهران می‌توانست شرایطی بسیار دشوارتر ایجاد کند و هزینه‌های جبران‌ناپذیری به کشور تحمیل کند. از این رو، آغاز گفت‌وگوها حتی اگر با امتیازدهی همراه باشد، تصمیمی منطقی به نظر می‌رسد.

اما چالش اصلی، سطح انتظارات طرف مقابل است. آمریکا انتظار دارد ایران غنی‌سازی را متوقف کند، حمایت از گروه‌های نیابتی را کاهش دهد و برنامه موشکی خود را محدود کند. تحقق همزمان این مطالبات برای تهران بسیار دشوار است. به گفته بیگدلی، حکومت ایران طی سال‌های گذشته هزینه‌های سنگینی برای این سیاست‌ها پرداخته و عقب‌نشینی کامل از آن‌ها می‌تواند با انتقادات داخلی جدی روبه‌رو شود.

او تأکید می‌کند که یکی از پیچیده‌ترین معادلات پیش روی تهران، نحوه مدیریت افکار عمومی است. چگونه می‌توان هم به توافق رسید و هم از بحران مشروعیت داخلی جلوگیری کرد؟ این پرسشی است که پاسخ ساده‌ای ندارد.

دیپلماسی زیر سایه تهدید

همزمان با این تحولات، آمریکا راهبرد «دیپلماسی همراه با تهدید» را در پیش گرفته است. واشینگتن از یک سو پیام آمادگی برای مذاکره می‌فرستد و از سوی دیگر با افزایش حضور نظامی در منطقه، فشار بر ایران را تشدید می‌کند. بیگدلی این رویکرد را مصداق سیاست «صلح از طریق قدرت» می‌داند؛ راهبردی که هدف آن وادار کردن طرف مقابل به امتیازدهی بیشتر است.

او معتقد است آمریکا به خوبی از وضعیت داخلی ایران آگاه است. بحران‌های اقتصادی، نارضایتی‌های اجتماعی و مشکلات معیشتی، قدرت چانه‌زنی تهران را کاهش داده است. در چنین شرایطی، نمایش قدرت نظامی می‌تواند ایران را به عقب‌نشینی از برخی خط قرمزهای گذشته وادار کند.

به باور بیگدلی، ورود به یک جنگ تازه برای ایران به هیچ‌وجه منطقی نیست. تخریب زیرساخت‌ها، تشدید تحریم‌ها و افزایش بی‌ثباتی داخلی، پیامدهای سنگینی خواهد داشت. از این رو، پذیرش مذاکره – حتی از موضع ضعف – گزینه‌ای معقول‌تر از تقابل نظامی است.

اعتمادسازی؛ پیش‌شرط یا نتیجه مذاکره؟

یکی از موضوعاتی که مقام‌های ایرانی بر آن تأکید می‌کنند، لزوم «اعتمادسازی» پیش از آغاز مذاکرات است. تهران می‌گوید آمریکا ابتدا باید گام‌هایی برای جلب اعتماد بردارد. اما بیگدلی با این دیدگاه موافق نیست.

او می‌گوید در علم سیاست چیزی به نام پیش‌شرط اعتمادسازی وجود ندارد. روابط میان کشورها بر اساس منافع ملی شکل می‌گیرد، نه بر پایه مفاهیم آرمانی مانند انصاف و عدالت. اعتماد معمولاً محصول مذاکره است، نه مقدمه آن. بنابراین اختلافات ایران و آمریکا باید پشت میز گفت‌وگو حل شود، نه پیش از آن.

به گفته این تحلیلگر، ایران امروز در موقعیتی قرار دارد که نمی‌تواند به روسیه یا چین به عنوان ناجی اقتصادی تکیه کند. تنها راه خروج از بحران، عادی‌سازی روابط با غرب و جذب سرمایه‌گذاری خارجی است؛ امری که بدون توافق با آمریکا تقریباً ناممکن خواهد بود.

درس‌های تجربه گذشته

بیگدلی یادآور می‌شود که تجربه سال‌های اخیر نشان داده هر زمان تهدید نظامی جدی شده، ایران به سمت مذاکره حرکت کرده است. در سال ۲۰۲۵ نیز پس از تشدید درگیری‌ها با اسرائیل، تهران ناچار شد دوباره به مسیر دیپلماسی بازگردد. اکنون نیز به نظر می‌رسد همان منطق بر فضای سیاسی حاکم شده است.

او معتقد است اگر سطح انتظارات دو طرف واقع‌بینانه شود، امکان دستیابی به توافق وجود دارد. اما اگر آمریکا بر خواسته‌های حداکثری پافشاری کند یا ایران حاضر به انعطاف نباشد، این مذاکرات نیز می‌تواند به سرنوشت دورهای قبلی دچار شود.

ضرورت انعطاف و واقع‌گرایی

در جمع‌بندی، بیگدلی تأکید می‌کند که ایران امروز در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد. فشارهای خارجی، تهدیدهای امنیتی و بحران‌های داخلی، جایی برای سیاست‌های آرمان‌گرایانه باقی نگذاشته است. از نگاه او، زمان آن رسیده که تهران با رویکردی واقع‌بینانه‌تر وارد مذاکره شود و سطح انتظارات خود را کاهش دهد.

به گفته این کارشناس، ادامه رجزخوانی‌ها و شعارهای گذشته دیگر کارساز نیست. منطقه در آستانه تحولات خطرناکی قرار دارد و هر اشتباه محاسباتی می‌تواند هزینه‌ای جبران‌ناپذیر به ایران تحمیل کند. بنابراین تنها راه معقول، پیش گرفتن یک دیپلماسی انعطاف‌پذیر و تلاش برای رسیدن به تفاهمی پایدار است.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 568475
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *