xtrim

مذاکره زیر سایه بیم و نیاز؛ تهران و واشنگتن در جست‌وجوی توافق حداقلی

دور تازه گفت‌وگوهای ایران و آمریکا بیش از آنکه آغاز یک توافق بزرگ باشد، تلاشی برای خرید زمان و مدیریت بحران است.

فاطمه عباسی- جهان صنعت نیوز: دور جدید مذاکرات میان ایران و آمریکا در فضایی آغاز شد که هر دو طرف با مجموعه‌ای از فشارهای داخلی و خارجی روبه‌رو بودند. تنش‌های انباشته منطقه‌ای، بن‌بست پرونده هسته‌ای، بحران‌های اقتصادی و نگرانی از گسترش درگیری‌های نظامی، طرفین را به سمت میز گفت‌وگو سوق داده است. واشنگتن در پی آن است که بدون ورود به یک جنگ پرهزینه، برنامه هسته‌ای ایران را مهار کرده و از تشدید بی‌ثباتی در خاورمیانه جلوگیری کند. تهران نیز تلاش می‌کند در شرایط سخت تحریمی، راهی برای کاهش فشارها و کسب تضمین‌های امنیتی بیابد. با وجود این، شکاف عمیق بی‌اعتمادی، تفاوت جدی مطالبات و تجربه شکست توافق‌های پیشین، رسیدن به تفاهمی سریع را دشوار کرده است. جهان صنعت نیوز در گفت‌وگو با اسفندیار خدایی تحلیلگر بین‌الملل به تحلیل عمیق این مذاکرات پرداخته است.

چرا مذاکره اجتناب‌ناپذیر شد؟

اسفندیار خدایی در خصوص لزوم مذاکرات میگوید: واقعیت صحنه سیاسی نشان می‌دهد که هم ایران و هم آمریکا امروز بیش از هر زمان دیگری به گفت‌وگو نیاز دارند. برای جمهوری اسلامی، فشار تحریم‌ها، مشکلات اقتصادی داخلی، محدودیت‌های منطقه‌ای و تهدیدهای امنیتی، ادامه مسیر تقابل را پرهزینه کرده است. از سوی دیگر آمریکا نیز با انبوهی از چالش‌های جهانی مواجه است و تمایلی به گشوده شدن یک جبهه تازه در خاورمیانه ندارد.

وی همچنین می‌افزاید: در چنین شرایطی، مذاکره نه یک انتخاب دلخواه، بلکه راهی برای فرار از گزینه‌های بدتر است. واشنگتن می‌خواهد بدون ورود به جنگ، برنامه هسته‌ای ایران را محدود کند و تهران نیز به دنبال کاهش فشارها و خروج از انزوای سیاسی و اقتصادی است.

محدودیت‌های آمریکا؛ چرا گزینه جنگ روی میز نیست؟

خدایی همچنین معقتد است: اگرچه در سال‌های گذشته همواره از «همه گزینه‌ها روی میز است» سخن گفته شده، اما واقعیت‌های میدانی دست آمریکا را بسته‌تر از گذشته کرده است. ایران دارای توان موشکی گسترده، شبکه‌های بازدارنده منطقه‌ای و موقعیت ژئوپلیتیکی حساسی است که هرگونه درگیری نظامی را به بحرانی جهانی تبدیل می‌کند. بخش بزرگی از انرژی جهان از خلیج فارس عبور می‌کند و کوچک‌ترین تنش نظامی می‌تواند قیمت نفت را به سطوح بی‌سابقه برساند. سناریوی نفت ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلاری برای اقتصاد جهانی، به‌ویژه برای اروپا و خود آمریکا، کابوسی غیرقابل تحمل است. به همین دلیل، کاخ سفید ترجیح می‌دهد از مسیر دیپلماسی، بحران ایران را مهار کند.

کارت‌های از دست رفته و کارت‌های باقی‌مانده ایران

این تحلیلگر بین‌الملل شرایط ایران را نسبی می‌داند: ایران طی سال‌های اخیر بخشی از اهرم‌های منطقه‌ای خود را از دست داده است. تحولات سوریه، لبنان و غزه موقعیت تهران را نسبت به گذشته تضعیف کرده و امکان فشار غیرمستقیم بر آمریکا و متحدانش کاهش یافته است. با این حال همه برگ‌های بازی از دست نرفته‌اند. توان نظامی و موشکی، ظرفیت‌های منطقه‌ای باقی‌مانده و همچنین نقش‌آفرینی قدرت‌هایی مانند چین و روسیه همچنان برای ایران ابزار چانه‌زنی محسوب می‌شوند. مسکو و پکن نیز به دلایل ژئوپلیتیکی تمایل ندارند ایران به‌طور کامل در مدار فشار آمریکا قرار گیرد و این موضوع می‌تواند در روند مذاکرات اثرگذار باشد.

اهداف حداقلی دو طرف چیست؟

او اهداف دو کشور در مذاکرات را این‌گونه تفضیل می‌کند: آنچه آمریکا به‌طور مشخص دنبال می‌کند، محدودیت‌های جدی‌تر هسته‌ای است: کاهش سطح غنی‌سازی، کنترل شدیدتر تأسیسات، خروج ذخایر اورانیوم با غنای بالا و جلوگیری از نزدیک شدن ایران به آستانه هسته‌ای.

در مقابل، اولویت اصلی تهران «امنیت» است؛ امنیت از تهدید نظامی، امنیت از فروپاشی اقتصادی و دریافت تضمین‌هایی که تجربه توافقهای شکننده گذشته تکرار نشود. برای ایران، رفع بخشی از تحریم‌ها و گشایش اقتصادی می‌تواند مهم‌ترین دستاورد این مذاکرات باشد.

آینده مذاکرات؛ یک روند طولانی یا نتیجه سریع؟

خدایی در بررسی روند پذاکرات میگوید: با توجه به عمق اختلاف‌ها، بسیار بعید بود که این گفت‌وگوها در همان دور نخست به نتیجه نهایی برسد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که مذاکرات ایران و آمریکا معمولاً فرایندی فرسایشی و زمان‌بر است. محتمل‌ترین سناریو، حرکت به سمت توافق‌های کوچک، موقت و مرحله‌ای است؛ توافق‌هایی که تنش را کاهش دهد بدون آنکه همه مسائل را حل کند. نه تهران آمادگی عقب‌نشینی کامل دارد و نه واشنگتن قادر است امتیازات بزرگ و یک‌طرفه بدهد. به همین دلیل، احتمال کشیده شدن مذاکرات به دورهای بعدی بسیار بالاست.

وی در پایان اضافه می‌کند: مذاکرات امروز بیش از آنکه نقطه پایان یک مناقشه باشد، آغازی برای یک چانه‌زنی طولانی است. دو طرف می‌دانند شکست کامل گفت‌وگو می‌تواند آنها را به سمت گزینه‌های پرهزینه‌تر سوق دهد، اما رسیدن به توافق جامع نیز در کوتاه‌مدت دور از دسترس به نظر می‌رسد.

آنچه فعلاً روی میز قرار دارد، تلاش برای مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید تقابل است؛ مسیری باریک میان جنگ و توافق بزرگ. آینده این روند بیش از هر چیز به میزان انعطاف سیاسی دو طرف و تحولات میدانی ماه‌های پیش رو بستگی خواهد داشت.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 569147
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *