جهان صنعت نیوز – دونالد ترامپ با صدور یک فرمان اجرایی، به دولت خود اجازه داده است در صورت تشخیص، بر واردات کالا از کشورهایی که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از ایران کالا یا خدمات دریافت میکنند، تعرفه وضع کند. در متن فرمان تصریح شده که این تعرفه «میتواند اعمال شود»، اما الزام فوری برای اجرای آن وجود ندارد؛ نکتهای که عملاً سیاست تعرفهای را در وضعیت تعلیق قرار میدهد.
این رویکرد در تضاد نسبی با تهدیدهای قبلی رئیسجمهور آمریکا در شبکههای اجتماعی است؛ جایی که در میانه ژانویه اعلام کرده بود چنین تعرفهای بلافاصله اجرایی خواهد شد. با وجود آن تهدیدها، تا پیش از امضای این فرمان، هیچ سند رسمی برای اجرای سیاست منتشر نشده بود.فرمان اجرایی، اختیار تشخیص مصداق را بهصورت مشترک به وزارت خارجه و وزارت بازرگانی آمریکا میدهد. پس از این تشخیص، این دو نهاد به همراه نمایندگی تجاری آمریکا و وزارت امنیت داخلی میتوانند درباره دامنه و میزان تعرفه اضافی تصمیمگیری کنند.نکته مهم آن است که در فرمان، نرخ مشخصی برای تعرفه تعیین نشده است. تنها به نرخ ۲۵ درصد که پیشتر بهعنوان تهدید علیه شرکای تجاری ایران مطرح شده بود، بهعنوان «مثال» اشاره شده است؛ امری که نشان میدهد دولت آمریکا عمداً دست خود را برای تنظیم شدت فشار باز گذاشته است.
شرکای تجاری آمریکا در معرض ریسک
در صورت فعال شدن این سازوکار، پیامدها محدود به ایران نخواهد بود. کشورهایی مانند هند، ترکیه و چین که روابط تجاری یا انرژی با ایران دارند، میتوانند بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار گیرند. همین موضوع است که این سیاست را از یک ابزار صرفاً تحریمی به اهرمی پرریسک برای روابط تجاری آمریکا تبدیل میکند.تعرفه علیه کالاهای وارداتی از این کشورها، میتواند زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کند و تنشهای تجاری تازهای را رقم بزند؛ آن هم در شرایطی که روابط تجاری آمریکا با بسیاری از این کشورها از پیش نیز شکننده توصیف میشود.
همزمانی معنادار با گفتوگوهای ایران و آمریکا
زمانبندی این تصمیم قابل توجه است. همان روزی که فرمان اجرایی امضا شد، ایران و آمریکا نخستین گفتوگوهای حضوری خود را در عمان برگزار کردند؛ گفتوگوهایی که هدف اصلی آن، کاهش تنشها و جلوگیری از درگیری نظامی اعلام شده است. این همزمانی، این برداشت را تقویت میکند که کاخ سفید میخواهد ابزار فشار اقتصادی را حفظ کند، بدون آنکه بلافاصله مسیر مذاکره را مسدود سازد. به بیان دیگر، تعرفهها فعلاً بیشتر نقش تهدید را دارند تا یک اقدام اجرایی قطعی.بنابراین فرمان اجرایی تازه، بیش از آنکه یک اقدام فوری باشد، چارچوبی انعطافپذیر برای تشدید فشار است. دولت آمریکا با این ابزار، میتواند بسته به روند گفتوگوها، تحولات داخلی ایران و واکنش شرکای تجاری خود، سطح فشار را تنظیم کند. این سیاست، تلفیقی از تهدید اقتصادی، دیپلماسی مشروط و بازدارندگی نظامی است؛ راهبردی که هدف آن، حفظ ابتکار عمل بدون ورود سریع به نقطه بیبازگشت تلقی میشود.