بحران اعتماد اجتماعی در ایران به اهرم فشار سیاست خارجی تبدیل شد

فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد میان حاکمیت و مردم، فشار خارجی را به ابزاری کمهزینه و مؤثر بدل کرده است.
فاطمه عباسی- جهان صنعت نیوز: ایران امروز با واقعیتی پیچیده روبهروست؛ نارضایتی و بحران داخلی باعث شده تا سیاست خارجی کشور آسیبپذیر و فشارهای خارجی اثرگذار شود. اعتراضات و نارضایتیهای گسترده اجتماعی، همراه با برخوردهای پرهزینه و کمکارآمد، پیام روشنی به جهان مخابره کرده است: دولت در وضعیت دفاعی و اضطراری داخلی قرار دارد. این شرایط، مذاکره و دیپلماسی را از موضع ابتکار به تلاشی برای مدیریت بحران تبدیل کرده است. فاصله میان مطالبات جامعه و پاسخ حاکمیت، امکان توافق سریع و جامع را محدود کرده و مسیر هرگونه تفاهم تنها به توافقهای محدود و مرحلهای میانجامد. تمرکز دولت بر کنترل آسیبها و کاهش تنش داخلی، اولویت اصلی سیاست خارجی شده است و هر تصمیمی که بدون در نظر گرفتن اعتماد عمومی اتخاذ شود، میتواند اثر معکوس داشته باشد.
جهان صنعت نیوز در تحلیل این بحران، به گفتوگو با مصطفی آبروشن، جامعه شناس و تحلیلگر کنشهای اجتماعی پرداخته است.
فرسودگی اعتماد عمومی و پیامدهای اجتماعی
مصطفی آب روشن در تحلیل وضعیت گفت: «وقتی اعتماد اجتماعی فرو میریزد، فشار داخلی و نارضایتی عمومی تبدیل به ابزار فشار میشود. جامعهای که احساس کند مطالباتش شنیده نمیشود، به سمت پذیرش فشار خارجی یا حتی مداخله خارجی میرود. این دقیقا همان شرایطی است که سیاست خارجی را تحت تاثیر قرار میدهد و دولت ناچار به واکنش تدافعی میشود.» او افزود: «کاهش اعتماد و سرمایه اجتماعی نه تنها توان مذاکره و چانهزنی را محدود میکند، بلکه موجب میشود تصمیمگیران داخلی تحت فشار فوری قرار بگیرند و هر واکنش دیر یا نامناسب، بحران را تشدید میکند. مردم وقتی ببینند ساختارهای داخلی قادر به حل مشکلات نیستند، اعتمادشان را از دست میدهند و سیاست خارجی کشور نیز تحت تاثیر این فروپاشی زیر فشار قرار میگیرد.»
این فروپاشی اعتماد، در سطح محلات و نهادهای اجتماعی نیز نمود پیدا میکند و روابط میان مردم و نهادهای رسمی را تحت فشار قرار میدهد. هر گونه رفتار غیرشفاف و کمتوجهی به مطالبات مردم، شکاف اجتماعی را عمیقتر کرده و راه را برای سوءاستفاده بازیگران خارجی باز میکند.
نسل جوان و ناامید از امید به اصلاحات
آب روشن ادامه داد: «نسل جوان، نه تنها به اصلاحات داخلی امید ندارد، بلکه فشار خارجی یا حتی دخالت بیرونی را بهعنوان راه خروج از بنبست در نظر میگیرد. این وضعیت یکی از خطرناکترین مراحل بحران مشروعیت است؛ جایی که جامعه ناراضی هزینههای داخلی را بیشتر از فشار خارجی میبیند و دولت در موقعیت آسیبپذیری قرار میگیرد.» او تاکید کرد: «تضعیف سرمایه اجتماعی و اعتماد ملی، موازنه قدرت داخلی را تغییر میدهد و به بازیگران خارجی فرصت میدهد فشار را به ابزار کمهزینهای بدل کنند. این چرخه معیوب، اگر کنترل نشود، میتواند روند بحران را تسریع کند و گزینههای دیپلماتیک را محدود نماید. این تغییر نگاه نسل جوان میتواند باعث شود سیاست داخلی و خارجی تحت تأثیر احساسات و فشار اجتماعی قرار گیرد و تصمیمگیریها کمتر مبتنی بر تحلیلهای بلندمدت باشد.»
جامعه میان چرخه فشار داخلی و فشار خارجی
وی در خصوص تاثیر فشارهای داخلی و خارجی گفت: «ادامه مسیر کنونی کشور را در چرخهای قرار میدهد که فشار خارجی نارضایتی داخلی را تشدید میکند و نارضایتی داخلی، مشروعیت فشار خارجی را افزایش میدهد. مدیریت این چرخه بدون بازسازی اعتماد تقریباً غیرممکن است. هر گونه توافق یا تصمیم بدون بازسازی سرمایه اجتماعی، شکننده خواهد بود و حتی کوچکترین بحران داخلی، تمامی دستاوردها را از بین میبرد.» او افزود: «راه خروج از این چرخه، نه با تهدید متقابل و نه با فشار خارجی صرف، بلکه تنها با بازسازی رابطه دولت با جامعه و احیای اعتماد از دست رفته امکانپذیر است. بدون اعتماد مردم، هر اقدام سیاست خارجی کوتاهمدت و پرخطر خواهد بود.این چرخه معیوب باعث میشود فشارها و بحرانها خود را در هر سطحی بازتولید کنند، از سطح محلات تا سطح ملی و بینالمللی.»
نقش مشارکت مردمی و شفافیت
آب روشن تصریح کرد: «ایجاد تغییرات داخلی برای جلب اعتماد مردم اهمیت دارد. مردم باید احساس کنند حکومت صدای آنها را میشنود و در تصمیمگیریهای کلان مشارکت دارند. شفافیت و اطلاعرسانی دقیق درباره تصمیمات و سیاستها، زمینه کاهش ریسک بحران و جلوگیری از بروز تنشهای شدید را فراهم میکند. تنها تمرکز بر نیروهای اجرایی یا آمادهباشهای محدود، اثر کوتاهمدت خواهد داشت. در غیاب مشارکت مردمی، تمرکز صرف بر سیاست خارجی یا دیپلماسی، اثرگذاری کوتاهمدت داشته و در بلندمدت کارآمد نخواهد بود.»
پیامدهای فشار خارجی در نبود اعتماد داخلی
این کارشناس معتقد است: «بازیگران خارجی وقتی ببینند جامعه داخلی اعتماد خود را از دست داده، تشویق میشوند فشار را افزایش دهند. فشار خارجی و مشکلات داخلی به یکدیگر نیرو میدهند و کشور را در چرخهای معیوب گرفتار میکنند. تنها با بازسازی اعتماد و تقویت همبستگی ملی، ایران میتواند سیاست خارجی پایدار و مؤثری داشته باشد.» او همچنین می افزاید:«فقدان همبستگی ملی و سرمایه اجتماعی، آسیبپذیری کشور را در عرصه بینالملل افزایش داده است. بدون اصلاحات داخلی و اعتمادسازی، هر توافق کوتاهمدت شکننده خواهد بود و هر مقاومت داخلی هزینهبر و پرخطر میشود. بحران داخلی که اعتماد سیاسی را فرسوده کرده و جامعه را از دولت جدا کرده است، فشار خارجی را به ابزاری مؤثر و کمهزینه تبدیل کرده است. سیاست خارجی بدون بازسازی سرمایه اجتماعی، شکننده و آسیبپذیر است. مذاکره و دیپلماسی تنها زمانی مؤثر خواهد بود که اعتماد و مشارکت مردم بازگردانده شود.»
آب روشن در پایان گفت: «بازسازی اعتماد، احیای سرمایه اجتماعی و تقویت همبستگی ملی، تنها راه کاهش فشار خارجی و بهبود موقعیت ایران در عرصه بینالملل است. فرصتهای فشار خارجی بدون توجه به بحران داخلی، کوتاهمدت و شکننده خواهند بود و بدون مشارکت مردم، سیاست خارجی کشور موفق نخواهد بود.»
اجتماعی و فرهنگیاخبار برگزیدهلینک کوتاه :
