xtrim

چرا آمریکا به ایران حمله نکرد؟؛ بازی زمان میان واشنگتن و تهران

ایالات متحده با وجود تهدیدهای تند، هنوز دست به اقدام نظامی علیه ایران نزده و مسیر گفت‌وگو را دوباره فعال کرده است. کمبود آمادگی عملیاتی برای یک حمله گسترده، نبود هدف راهبردی روشن، نگرانی از واکنش ایران و تردید متحدان منطقه‌ای، کاخ سفید را به سمت دیپلماسی سوق داده است.

جهان صنعت نیوز – ماه گذشته رئیس‌جمهور آمریکا با لحنی تند از رهبران ایران خواست که بر سر موضوع «عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای» به میز مذاکره بازگردند و هشدار داد که در غیر این صورت، با پاسخ سریع و شدید روبه‌رو خواهند شد. او تأکید کرد که «زمان در حال از دست رفتن است». اما تنها دو هفته بعد، موضع رسمی تغییر کرد و اعلام شد که عجله‌ای برای توافق وجود ندارد.

در شرایطی که معمولاً تهدید نظامی پس از شکست مذاکرات مطرح می‌شود، این بار تهدید پیش از آغاز گفت‌وگوها بیان شد؛ با این حال، به‌جای تشدید درگیری، مسیر تماس‌های دیپلماتیک دوباره فعال شد. این تغییر ناگهانی پرسشی اساسی ایجاد کرد که چرا تهدید فوری به اقدام عملی تبدیل نشد؟

محدودیت‌های عملیاتی و نبود راهبرد روشن

برخی تحلیلگران بر این باورند که آمریکا قادر نیست یک حمله گسترده و سریع را بدون ریسک‌های جدی اجرا کند. مقام‌های آمریکایی اذعان کرده‌اند که ایالات متحده در حال حاضر کشتی‌ها و هواپیماهای کافی در منطقه ندارد تا یک عملیات چند هفته‌ای و سنگین را پیش ببرد. ناوگروه «یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن» تنها ناو هواپیمابر حاضر در منطقه است و برای اجرای یک تهاجم بزرگ، حداقل به دو ناو هواپیمابر نیاز خواهد بود تا بتوانند حجم کافی از هواگردها را برای هدف قراردادن زیرساخت‌های موشکی و سایر اهداف به‌کار گیرند.

اعزام ناو دوم که «یو‌اس‌اس جورج اچ. دبلیو. بوش» به‌عنوان گزینه مطرح شده، حداقل دو هفته زمان می‌برد و مستلزم کوتاه‌کردن دوره آمادگی یا استراحت نیروهای دریایی است. افزون بر این، آنچه مقام‌های نظامی به آن اشاره کرده‌اند، نبود اهداف روشن و مشخص است. هنوز کاخ سفید به فرماندهان نظامی توضیح نداده که هدف نهایی حملات چه خواهد بود؛ موضوعی که نشان می‌دهد استفاده قریب‌الوقوع از اقدامی نظامی در دستور کار فوری قرار ندارد.

در بهترین حالت، آمریکا توان اجرای عملیاتی محدود و کوتاه‌مدت را دارد؛ مثلاً حمله هدفمند به برخی فرماندهان یا دارایی‌های نظامی ایران. اما اقداماتی با هدف تغییر رژیم یا نابودی گسترده برنامه هسته‌ای، از منظر عملیاتی بسیار پیچیده ارزیابی شده است.

بازگشت به میز مذاکره

در چنین فضایی، گفت‌وگوهای مستقیم میان دو طرف پس از یک وقفه یک‌ساله از سر گرفته شد. این مذاکرات در عمان برگزار شد و از سوی آمریکا، فرمانده ارشد منطقه‌ای مسئول عملیات خاورمیانه نیز در آن حضور داشت. ایران اعلام کرد که این گفت‌وگوها فرصتی برای سنجش میزان جدیت واشنگتن در دستیابی به توافق بوده است. دولت آمریکا نیز در موضع عمومی خود، نسبت به روند مذاکرات ابراز خوش‌بینی کرد.

با این حال، برخی مقام‌های درگیر در روند مذاکرات تأکید دارند که هنوز مشخص نیست ایران واقعاً به‌دنبال توافق است یا صرفاً قصد خرید زمان دارد. از نگاه تهران، اولویت اصلی کاهش تحریم‌های اقتصادی است، آن هم بدون آنکه مجبور شود از حق غنی‌سازی اورانیوم، توان موشکی بالستیک یا شبکه نیروهای منطقه‌ای خود عقب‌نشینی کند.

در مقابل، واشنگتن هدف خود را حذف هرگونه ظرفیت بالقوه برای احیای یک تأسیسات هسته‌ای اعلام کرده که پیش‌تر هدف حمله قرار گرفته است. فاصله میان این دو موضع، چالش اصلی مذاکرات را شکل می‌دهد.

شکنندگی سیاسی، اما نه ضعف نظامی

برخی تحلیلگران براین باورند که تهدیدهای اخیر همزمان با اوج اعتراضات داخلی در ایران مطرح شد؛ مقطعی که برخی تحلیلگران تصور می‌کردند ایران ممکن است در آستانه سقوط باشد. اما از آن زمان، دولت ایران توانست بحران شکل گرفته را پشت سر بگذارد و با وجود بحران اقتصادی عمیق و تضعیف نیروهای منطقه ای، ایران دچار انشقاق نشد.

از منظر نظامی نیز ایران همچنان ظرفیت‌های قابل توجهی در اختیار دارد. ایران دارای موشک‌های بالستیک دوربردی است که می‌توانند سراسر خاورمیانه را هدف قرار دهند و همچنین صدها موشک کروز و پهپاد عملیاتی دارد که قادر به هدف قرار دادن کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند. حتی پس از حمله به تأسیسات هسته‌ای فردو و آسیب دیدن برخی سامانه‌های پدافندی، این دارایی‌ها همچنان فعال باقی مانده‌اند.

هرگونه حمله آمریکا، به‌گفته مقام‌های دفاعی، با واکنش متقابل ایران روبه‌رو خواهد شد و می‌تواند نیروها و متحدان آمریکا در منطقه را در معرض خطر قرار دهد.

تردید متحدان منطقه‌ای

اگرچه اسرائیل احتمالاً از اقدام نظامی علیه ایران حمایت خواهد کرد، اما دیگر بازیگران منطقه‌ای تمایلی به درگیری ندارند. مقام‌های عربستان سعودی و امارات متحده عربی صراحتاً اعلام کرده‌اند که خواهان ورود به جنگ نیستند و از یک درگیری منطقه‌ای حمایت نخواهند کرد. کشورهایی از جمله کویت، قطر و بحرین که میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا هستند، به‌طور ویژه در معرض خطر تلافی ایران قرار دارند. بستن تنگه هرمز، که حدود ۲۰ درصد صادرات نفت جهان از آن عبور می‌کند، یکی از سناریوهای محتمل در صورت بروز درگیری است؛ رویدادی که می‌تواند بازارهای جهانی انرژی را به‌شدت متلاطم کند. نگرانی از کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی، آسیب به جریان سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و حتی خطراتی مانند انتشار مواد رادیواکتیو ناشی از حمله به تأسیسات هسته‌ای یا حملات سایبری گسترده نیز در محاسبات کشورهای منطقه نقش دارد.

در نبود یک ائتلاف منطقه‌ای، آمریکا با خطر ورود به جنگی بدون پشتوانه سیاسی و نظامی گسترده مواجه خواهد شد.

در مقابل، گروهی از سیاستمداران و تحلیلگران غربی موافق حمله نظامی بر این باورند که تأخیر بیش از حد نیز بدون هزینه نیست. این گروه هشدار داده‌اند که قرار دادن گزینه نظامی روی میز و سپس اجرانکردن آن، عملاً ایران را نسبت به احتمال جنگ هوشیار کرده و زمان لازم برای آمادگی بیشتر را در اختیارش قرار داده است. حضور طولانی نیروهای آمریکایی در منطقه بدون اقدام عملی، می‌تواند به تهران فرصت دهد تا تدابیر دفاعی و بازدارندگی خود را تقویت کند.

در شرایط کنونی تصمیم واشنگتن میان دو ریسک بزرگ قرار گرفته است؛ اقدام نظامی پیچیده و پرهزینه بدون حمایت منطقه‌ای کافی، یا ادامه مذاکراتی که ممکن است فرصت بیشتری برای آمادگی طرف مقابل فراهم کند. نتیجه این موازنه، آینده تحولات امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه را تعیین خواهد کرد.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 570414
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *