پایان شورش بیت کوین؛ داستان رمزارز تمام شد؟

بازار رمزارزها با سقوطی شدید روبهرو شده و بیتکوین اکنون نزدیک به ۵۰ درصد پایینتر از اوج تاریخی خود در ماه اکتبر معامله میشود. شدت ریزش قیمت بیت کوین تنها نقطه تمایز در مقایسه با دورههای نزولی گذشته نیست. آنجه شرایط این روزهای بازار را متفاوت کرده است، زمان وقوع است. این سقوط زمانی رخ داد که صنعت رمزارز احساس میکرد به رسمیت شناخته شده و وارد جریان اصلی نظام مالی شده است. ادغام گستردهتر رمزارزها در سیستم مالی، که قرار بود به ثبات کمک کند، در عمل سقوط را تشدید کرده است. در نبود روایت تازهای که ارزش رمزارزها را توجیه کند، بازاری که بیش از هر چیز بر احساس متکی است، بیش از گذشته در برابر تغییرات ذهنیت سرمایهگذاران آسیبپذیر شده است.
جهان صنعت نیوز – ریزشهای شدید در بازار رمزارزها بیسابقه نیست. در سال ۲۰۱۱، بیتکوین نزدیک به ۹۹ درصد از ارزش خود را از دست داد. اما سقوط کنونی حالوهوای متفاوتی دارد. بیتکوین اکنون تقریباً ۵۰ درصد پایینتر از اوج تاریخی خود در اکتبر قرار گرفته و رمزارزهای بزرگ دیگری مانند اتریوم و سولانا حتی افتهای عمیقتری را تجربه کردهاند.
تفاوت این دوره در این است که این سقوط درست در زمانی رخ داده که فعالان این حوزه تصور میکردند رمزارزها سرانجام جایگاهی تثبیتشده در اقتصاد رسمی یافتند. پیروزی انتخاباتی دونالد ترامپ برای صنعت رمزارز نشانهای از چرخش سیاستگذاری به نفع این بازار تلقی شد. دولت ترامپ، مقرراتگذارانی را منصوب کرد که رویکرد محدودکننده کمتری داشتند. در ماه اکتبر، بنیانگذار بزرگترین صرافی رمزارزی که به دلیل نقض قوانین آمریکا محکوم شده بود، مورد عفو قرار گرفت. حتی پیش از مراسم تحلیف، خود ترامپ یک رمزارز اختصاصی منتشر کرد که ارزش آن جهش کرد و سپس مانند بسیاری از میمکوینها سقوط کرد.
در چنین فضایی، صنعت رمزارز تصور میکرد که دیگر به حاشیه رانده نخواهد شد. اما همین نهادینه شدن به عاملی برای شکنندگی بیشتر تبدیل شد.
وقتی ادغام مالی، سقوط را تشدید میکند
رشد صرافیهای رمزارزی بزرگ، معاملات را برای سرمایهگذاران خرد سادهتر کرد. همزمان، رونق صندوقهای قابل معامله مبتنی بر رمزارز (ETF) دسترسی را افزایش داد و امکان اهرمسازی روی بیتکوین را فراهم کرد. سرمایهگذاران نهادی نیز بیش از گذشته رمزارز را بهعنوان یک طبقه دارایی مشروع در سبدهای خود پذیرفتند. افزون بر آن، شرکتهایی پدید آمدند که کسبوکار اصلی آنها، جذب سرمایه برای خرید رمزارز بود؛ مدل آنها اینگونه بود که خرید رمزارز باعث افزایش قیمت سهامشان میشد و افزایش قیمت سهام، امکان جذب سرمایه بیشتر برای خرید مجدد رمزارز را فراهم میکرد. یک چرخه تقویتی که تا زمان صعود بازار، کارآمد به نظر میرسید.
اما همان ابزارهایی که صعود را تغذیه کردند، اکنون سقوط را تقویت میکنند. ETFهای اهرمی که قرار است بازدهی دوبرابری در زمان رشد ایجاد کنند، در زمان افت نیز زیان دوبرابری تحمیل میکنند. این ساختار فروشهای وحشتزده را تشدید میکند، زیرا سرمایهگذاران برای محدود کردن زیان، سریعتر از بازار خارج میشوند. سرمایهگذاران نهادی نیز برخلاف باورمندان واقعی کمتر به دلایل ایدئولوژیک پایبندند و در مواجهه با افت قیمت، سریعتر اقدام به فروش میکنند.
شرکتهای خزانهداری دارایی دیجیتال نیز که یکی از منابع تقاضای پایدار بیتکوین بودند، با سقوط قیمت سهام خود مواجه شدهاند. کاهش ارزش سهام آنها جذب سرمایه تازه را دشوار کرده و در نتیجه یکی از موتورهای خرید بیتکوین خاموش شده است. بدین ترتیب، نهادینه شدن رمزارز نهتنها مانع سقوط نشد، بلکه سازوکارهای مالی مدرن، ریزش را تسریع کردند.
از شورشگر تا دارایی عادی
رمزارزها برای سالها از تصویری بهره میبردند که آنها را داراییهای رادیکال، ساختارشکن و متفاوت از جریان اصلی معرفی میکرد. همین تصویر، هیجان روانی لازم برای جذب خریداران جدید را فراهم میکرد. اما هرچه رمزارز بیشتر در سیستم مالی ادغام شد و به ابزار سرمایهگذاری عادی بدل گشت، این جذابیت شورشی کاهش یافت.
اکنون تحلیلگران از ایستایی روایت سخن میگویند و از فقدان داستانی تازه که بتواند سرمایهگذاران را متقاعد کند، شکایت دارند. دیگر محرک روشنی وجود ندارد که افراد را به این فکر وادارد که اگر وارد نشوم، فرصت را از دست میدهم. همزمان، بازارهای دیگر بازدهی بالاتر با ریسک کمتر ارائه دادهاند. در پنج سال گذشته، بیتکوین در عین نوسان بسیار شدید، عملکردی ضعیفتر از شاخص S&P 500 داشته است. این واقعیت، ادعای برتری بیچونوچرای آن را تضعیف کرده است.
در نتیجه، تبدیل شدن رمزارز به بخشی از جریان اصلی اقتصاد، برخلاف انتظار، بازگشت سریع آن را دشوارتر کرده است. شور و هیجانی که در گذشته هر سقوطی را به فرصت صعود بدل میکرد، اکنون فروکش کرده است.
داراییای بدون بنیان اقتصادی
مسئله اساسیتر به ماهیت ارزش رمزارز بازمیگردد. برخلاف سهام که میتواند به درآمد، سودآوری یا داراییهای شرکت متصل باشد، ارزش بیتکوین بر متغیرهای ذهنی و روایتهای غالب تکیه دارد. استدلال بنیادین سنتی درباره بیتکوین این بوده که عرضه آن به ۲۱ میلیون واحد محدود است و در نتیجه میتواند پوششی در برابر تورم ارزهای سنتی مانند دلار باشد.
اما تحولات ژئوپلیتیکی، نااطمینانی اقتصادی و حتی کاهش ارزش دلار در ماههای اخیر این روایت را به چالش کشیده است. اگر بیتکوین واقعاً پوشش تورمی بود، میبایست در این شرایط ارزش آن افزایش مییافت؛ اما دقیقاً برعکس، سقوط کرده است. این وضعیت به این برداشت دامن زده که بیتکوین نه پوشش تورمی، بلکه یک دارایی کاملاً سفتهبازانه است که ارزش آن صرفاً به این بستگی دارد که دیگران چه اندازه به ارزش آن باور دارند.
البته هنوز بسیاری باور دارند بیتکوین ارزشمند است. رمزارزی که در سال ۲۰۱۰ تقریباً ارزشی نداشت، اکنون در محدوده حدود ۶۹ هزار دلار معامله میشود و در گذشته نیز پس از سقوطهای عمیق، بازگشته است. اما شرایط فعلی با گذشته تفاوت دارد.
جهان تازهای برای رمزارز
رمزارز امروز دیگر آن استارتآپ شورشی نیست؛ بیشتر شبیه«خویشاوندی عجیب اما آشنا شده که همه او را میشناسند. این تغییر تصویر، نقش مهمی در رفتار بازار دارد. پیشبینی آینده دشوار شده است، زیرا ارزش بنیادین مشخصی برای تکیه وجود ندارد. اگر روایت تازهای شکل نگیرد که بتواند اعتماد و هیجان را بازسازی کند، بازگشت پرشتاب گذشته ممکن است تکرار نشود.
بنابراین سقوط کنونی نتیجه فشارهای مقطعی بازار نیست و در نقطه مقابل، پیامد موفقیت رمزارز در تبدیل شدن به دارایی جریان اصلی است. همان ابزارهای مالی که پذیرش عمومی را تسهیل کردند، اکنون شکنندگی را تشدید کردهاند. در بازاری که ارزش آن بیش از هر چیز بر داستانها و احساسات بنا شده، فقدان داستانی تازه میتواند به اندازه هر شوک بیرونی، تعیینکننده باشد.
اخبار برگزیدهارز دیجیتاللینک کوتاه :
