فاصله نجومی دولتمردان با مردم

در چهلمین روز به خاک افتادن هزاران تن از جوانان ایران، مجموع اقدامات دولت نتوانسته است از آلام مردم بکاهد.
هما میرزایی-جهان صنعت نیوز: ۴۰ روز از آن ۲ روز کذایی که جان عزیز هزاران نفر از جوانان و نوجوانان ایران از دست رفت میگذرد. خانوادههای داغدار هنوز در بهت و ناباوری به سر میبرند؛ مادری بر خاک فرزندش میگوید: تو گفتی میروم بیرون و زود برمیگردم، چای دم کن. حالا اینجا و زیر خاک چه میکنی؟ پدری لباس خونآلود دخترش را در آغوش گرفته و با نگاهی خالی به خاک مزار او خیره شده است. در سرتاسر ایران زمین مراسم چهلم جوانان و نوجوانان برپاست، و مردم هنوز در بهت، غم و خشم به سر میبرند.
مانند بسیاری از بحرانهای پیش از این، دولت و مسئولین با فاصلهای بسیار زیاد از آحاد مردم و کف جامعه سرگرم مشغولیات خود هستند. هر چند دولت مسعود پزشکیان سعی کرد تا رویکردی متفاوت از دولتهای قبلی اتخاذ کند و به همدردی با مردم بپردازد، اقدامات او به دلیل نادیدهانگاری بخش بزرگی از جامعه نتوانست ذرهای از آلام داغدیدگان و مردم بکاهد.
اولین اقدام دولت انتشار لیست اسامی کشتهشدگان بود؛ اقدامی که در جهت مقابله با روایتهای غیررسمی از تعداد جانباختگان صورت گرفت. طبق این لیست در تاریخ ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۳۱۱۷ نفر از هموطنان جان خود را از دست دادهاند.
در چند روز گذشته نیز هیات دولت و معاون اول رئیسجمهور با صدور اطلاعیه و در سخنانی از مردم برای شرکت در مراسم چهلم جانباختگان حوادث دی ماه دعوت کردند.
در متن این اطلاعیه آمده است: «جان هر هموطن ایرانی برایمان عزیز است و فقدانش سوزناک؛ وقایعی که در دیماه گذشته اتفاق افتاد و اعتراضات مدنی بخشی از شهروندان را به اغتشاش و ناآرامیهای خشونتبار کشاند، برای همه خدمتگزاران شما بسیار تلخ و اندوهناک است. در این حوادث شهادت و فقدان بیش از سه هزار تن از فرزندان ایرانزمین ضایعهای جبرانناپذیر بر پیکر جامعه ما وارد کرده است.»
آخرین اقدام دولت تا به امروز به گفته معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور برگزاری نشستی برای بررسی ریشهها و ابعاد اتفاقات دردناک دی ماه بوده است. مهدی طباطبایی در حساب خود در شبکه اجتماعی توییتر نوشت: «در ادامه سلسله گفتگوهای صریح رئیسجمهور با نمایندگان گروههای مختلف دکتر پزشکیان امروز شنوای دغدغهها و نقطهنظرات ماشاالله شمسالوعظین، بیژن عبدالکریمی و محمدرضا جلائیپور بود و به سئوالات آنها پاسخ داد.»
همین توییت کافی بود تا موجی از انتقادات را به سمت رئیسجمهور روانه کند؛ کاربران به عدم توانایی دولت در ارتباطگیری با بدنه مردم و جامعه واقعی اشاره و از انتخاب این تیم ۳ نفره ابراز تعجب و تاسف میکنند. انتخاب این ۳ نفر و معرفی آنها به عنوان صداهای متکثر جامعه برای دیدار با رئیسجمهور جای بسی سوال دارد. یکی از این افراد عضو شورای اطلاعرسانی دولت، دیگری قائم مقام معاونت راهبردی سابق دولت و نفر سوم از حامیان سرسخت دولت مستقر است. چنین رویکردی از سوی دولت نشاندهنده این واقعیت تاسفبار است که هیچ پندی از این حادثه تلخ که هرگز از دل و جان مردم ایران پاک نخواهد شد، گرفته نشده است؛ همانطور که پس از جنگ ۱۲ روزه نیز صدای مردم شنیده نشد، و در بر همان پاشنه سابق چرخید. نه قوانین اجتماعی اصلاح شد، نه تغییراتی در مدیریت صداوسیما اعمال شد، و نه بودجه نهادهای غیرمولد در لایحه پیشنهادی دولت کاهش یافت.
تندروهای مجلس هم دوباره دست به کار شدند و جلوی لایحه دولت مبنی بر اعطای گواهینامه موتورسیکلت به زنان را گرفتند. هرچند اعلام چنین طرحی از سوی دولت در چنین مقطع زمانی نوشدارو پس از مرگ سهراب بود و نتوانست توجه هیچیک از اقشار جامعه را به خود جلب کند. از سوی دیگر نیز زمزمههای اجرای طرح موسوم به صیانت۲ به گوش میرسد. طرحی که بر اساس آن کاربران برای فعالیت در شبکههای اجتماعی نیاز به اخذ مجوز از صداوسیما دارند. نگرانی از قطعی دوباره اینترنت نیز روان مردم مصیبتزده را به بازی گرفته است. مراکز خرید خالی از مشتری هستند، و رکود و انسداد در تمامی شئون زندگی جریان دارد.
در چنین شرایطی، سخنگوی دولت از لزوم شنیدن صدای جامعه، بازسازی سرمایه اجتماعی و تقویت همبستگی ملی میگوید، اما راهکار مشخصی برای چگونگی قدم گذاشتن در این مسیر ارائه نمیدهد. خواستههای مردم مشخص است؛ گشایش اقتصادی، بهبود آزادیهای اجتماعی و احترام به حقوق شهروندی، ارتباط با جهان و بهرهمندی از امکانات بالقوه کشور. اما دولت برای رسیدن به این اهداف چه برنامه دقیق و مشخصی دارد؟ جامعه ایران پس از گذر از جنگ ۱۲ روزه، فشارهای شدید اقتصادی پس از آن، و اتفاقات تلخ دی ماه دیگر تاب شنیدن کلیگوییها و بایدها و نبایدها را نداشته و خواهان اقدامی عملی از سوی تصمیمگیران است.
حقیقت تلخی است که نه بدنه دولت و نه هیچیک از مسئولین دل در گرو نگرانیها و دغدغههای اقتصادی و اجتماعی مردم ایران ندارند، و هر روز دایره زندگی را تنگتر میکنند. مردمی که زیر بار فشار اقتصادی، سایه جنگ، داغ عزیزان، ترس از قطعی اینترنت، و هزاران مصیبت دیگر زندگی میکنند و هر روز از یکدیگر میپرسند: چرا؟
لینک کوتاه :
