دیپلماسی ایران و آمریکا در مسیری پیچیده؛ فشار، تهدید و مسیر مذاکرات

با از سرگیری دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا، گمانهزنیها در خصوص توافق و جزئیات آن شدت گرفته است.
با گذشت چند ماه از از سرگیری مذاکرات ایران و آمریکا، مسیر دیپلماسی همچنان در وضعیت پرابهام قرار دارد. ورود مسائل موشکی، سیاستهای منطقهای و اظهارات تازه ترامپ درباره ایران، چشمانداز توافق جامع را پیچیده کرده است. گفتوگوها بیش از آنکه به نتیجه ملموس برسند، به مدیریت تنش و حفظ کانالهای ارتباطی محدود شدهاند و هر حرکت کوچک میتواند پیامدهای گستردهای بر روابط بینالمللی، امنیت منطقه و بازار انرژی داشته باشد. جهان صنعت نیوز در گفتگویی با کوروش احمدی، دیپلمات سابق و تحلیلگر بینالملل وضعیت فعلی و چشمانداز پیشرو را تشریح کرده است.
مسیر مذاکرات؛ باز اما پیچیده
کوروش احمدی با اشاره به تجربه دوره اول ریاست جمهوری ترامپ توضیح میدهد:«در دوره اول، ترامپ ابتدا اصرار بر اصلاح برجام داشت و هجده ماه طول کشید تا از برجام خارج شود. این نشان میدهد که مسیر دیپلماسی حتی با وجود اختلافات شدید، بهطور تدریجی ادامه مییابد.» او ادامه میدهد:«با بازگشت ترامپ، دیگر صحبت از اصلاح برجام نبود و از ابتدا بحث غنیسازی صفر مطرح شد. این تغییر رویکرد، نشاندهنده سختتر شدن مواضع آمریکاست، اما هنوز نمیتوان گفت که این تغییرات به معنای نزدیک بودن به توافق است.» احمدی تأکید میکند که حتی اگر مذاکرات فعلی صرفاً به کاهش احتمال برخورد نظامی یا مدیریت تنشها منجر شود، باید آن را یک دستاورد نسبی دانست:«گاهی در دیپلماسی، جلوگیری از بدتر شدن وضعیت، خود یک موفقیت است.» به گفته این دیپلمات سابق، مسیر مذاکرات بیش از آنکه به نتیجه ملموس برسد، زمینهای برای مدیریت ریسک و جلوگیری از تشدید بحران فراهم میکند و این امر اهمیت حیاتی دارد:«هر تداوم گفتوگو، حتی اگر نتیجه فوری نداشته باشد، میتواند از خطاهای محاسباتی و تصمیمات شتابزده جلوگیری کند.»
فشار و تاکتیک؛ ابزارهای همزمان
ورود مسائل موشکی و سیاستهای منطقهای به دستور کار مذاکرات، ابعاد جدیدی به گفتگوها اضافه کرده است. احمدی توضیح میدهد:«تهدید و مذاکره اغلب مکمل یکدیگرند. وقتی صحبت از برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای میشود، اینها خارج از چارچوب مذاکرات رسمی نیستند بلکه بخشی از فرآیند چانهزنی محسوب میشوند.» او درباره اظهارات اخیر ترامپ در مورد تغییر رژیم ایران میگوید:«این موضوع کاملاً جدید است، اما احتمال زیادی دارد که تاکتیکی برای اعمال فشار و چانهزنی باشد. هدف اصلی آمریکا همچنان مسائل هستهای است و بحث تغییر رژیم بیشتر یک حربه مذاکراتی است.» به گفته احمدی، ارزیابی این اقدامات باید در چارچوب سیاست داخلی و محاسبات رایدهندگان آمریکایی نیز انجام شود:«پایگاه رای ترامپ با بحث تغییر رژیم مخالف است و دولت او نیز به خوبی میداند که اقداماتی از این دست میتواند باعث بیثباتی منطقه و سرایت آن به کشورهای اطراف شود، از جمله خلیج فارس و تنگه هرمز.»
کنفرانس مونیخ و اثرات دیپلماتیک
در کنفرانس مونیخ، حضور برخی چهرههای اپوزیسیون و عدم دعوت از نمایندگان رسمی ایران، نشاندهنده فضای پیچیده دیپلماسی بینالمللی است. احمدی در این باره میگوید:«دعوت از افراد اپوزیسیون میتواند روابط عمومی ایران را تحت تأثیر قرار دهد و ذهنیت مقامات خارجی را شکل دهد. این اقدامات، حتی اگر عملی نباشند، فشار غیرمستقیم بر تهران ایجاد میکنند.» او اضافه میکند:«این تحولات جدید نیستند؛ در جلسات قبلی هم شاهد موارد مشابه بودیم. با این حال، همین رخدادها میتوانند در سطح بینالمللی وجهه ایران را تحت تأثیر قرار دهند و فضای دیپلماسی را پیچیده کنند.» احمدی تاکید میکند که حتی جزئیترین تغییرات در نحوه مشارکت و دعوتها، پیامدهایی فراتر از دیپلماسی رسمی به همراه دارد:«هر رویداد حاشیهای میتواند ذهنیت مقامات اروپایی و سایر کشورها را تحت تأثیر قرار دهد و روی تعاملات بعدی با ایران اثر بگذارد.»
چشمانداز مذاکرات؛ توافق یا مدیریت تنش
احمدی جمعبندی میکند:«آینده مذاکرات به چند عامل کلیدی وابسته است: تحولات منطقهای، شرایط داخلی دو کشور و میزان آمادگی برای پذیرش هزینههای مصالحه. توافق زمانی شکل میگیرد که هر دو طرف به این جمعبندی برسند که ادامه وضعیت موجود پرهزینهتر از امتیاز دادن محدود است.» به گفته این کارشناس، در حال حاضر بیش از آنکه نشانهای از حرکت به سوی یک توافق جامع دیده شود، نشانههایی از تلاش برای مدیریت تنش مشاهده میشود:«این هم میتواند یک هدف واقعبینانه باشد. شاید در کوتاهمدت، جلوگیری از تشدید بحران و حفظ ثبات نسبی، اولویت بالاتری نسبت به توافق بزرگ داشته باشد.» او ادامه میدهد:«مذاکره یک فرآیند است، نه یک رویداد. گاهی مذاکرات طولانی و فرسایشی میشود، اما همین تداوم ارتباط، از خطاهای محاسباتی جلوگیری میکند. آینده مشخص خواهد کرد که این مسیر به یک توافق ملموس منتهی میشود یا صرفاً به چارچوبی برای کنترل بحران محدود میماند.» احمدی در نهایت تاکید میکند:«آنچه اکنون اهمیت دارد، حفظ عقلانیت در تصمیمگیری و پرهیز از اقداماتی است که میتواند مسیر دیپلماسی را به بنبست بکشاند؛ مسیری که هرچند دشوار و مبهم است، اما همچنان کمهزینهترین گزینه در برابر سناریوهای پرتنشتر به شمار میرود.»
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :
