از «نئاندرتال»ها چه میدانید؟

«نئاندرتال»ها از قرنها پیش برای محققان موضوعی جذاب بودهاند، اما فکرش را میکردید دست نئاندرتالها به مداد شمعی رسیده باشد، یا آنقدر باهوش بوده باشند که بتوانند آتش روشن کنند؟ یا اینکه به فکرشان رسیده باشد نوعی «کارخانه تولید چربی» راه بندازند؟ این اطلاعات که به تازگی به دست محققان رسیده است ثابت میکند که «نئاندرتال» ها هنوز میتوانند انسان امروزی را غافلگیر کنند.
جهان صنعت نیوز، نئاندرتالها از زمانی که در قرن نوزدهم میلادی ردِ پایی از آنها کشف شد، دانشمندان را مجذوب خود کردهاند. سَرهای دراز و برآمدگیهای کمارتفاع ابروی آنها در ابتدا کارشناسان را متقاعد کرد که نئاندرتالها نوعی «اشتباه تکاملی» بودهاند که حضور آنها به غارهای اروپا ختم شده است. اما امروزه اطلاعات بیشتری درباره آنها به دست آمده است.
بیش از یک قرن طول کشید تا محققان ثابت کنند «نئاندرتالها» در واقع «کاملا باهوش» بودهاند و با انسانهای امروزی (Homo sapiens) آمیخته شدهاند. تعداد اکتشافات مربوط به زیستشناسی و فرهنگ نئاندرتالها در سالهای اخیر به شدت افزایش یافته و حتی در سال ۲۰۲۵ قابل توجه بوده است. درحالی که ما فهمیدیم نئاندرتالها ویژگیهای بیولوژیکی داشتهاند که به طرز چشمگیری با انسانهای امروزی متفاوت بوده است. اکتشافات امسال همچنین نشان داد که برخی جنبههای رفتار و فرهنگ آنها شبیه ما بوده است.
در ادامه به چند مورد از مهمترین کشفهایی که درباره نئاندرتالها در سال گذشته میلادی حاصل شد، میپردازیم:
نئاندرتالها اولین کسانی بودند که آتش درست کردند
جذابترین و شاید هم تا حدودی جنجالیترین کشف سال گذشته میلادی درباره نئاندرتالها این بود که دریافتیم نخستین انسانهایی که آتش درست کردند و کنترل کردند، نئاندرتالهایی بودند که بیش از ۴۰۰,۰۰۰ سال پیش در انگلستان زندگی میکردند.
در ماه دسامبر ۲۰۲۵، محققان اعلام کردند که در یک مکان باستانشناسی در «سافک»، خاک رس قرمز شده و تبرهای دستی چخماقی خُرد شده در اثر حرارت را پیدا کردهاند. اما مدرک قاطع، کشف تکههای ریز «پیریت» (Pyrite) بود که مادهای معدنی است که هنگام برخورد با چخماق جرقه تولید میکند.
کارشناسان دههها درباره این موضوع بحث کردهاند که آیا اجداد اولیه انسان عمدا آتش درست میکردند یا اینکه از آتشسوزیهای طبیعی استفاده میکردند. ترکیب تکههای «پیریت» و خاک و ابزار زغالی نشاندهنده ایجاد عمدی آتش توسط نئاندرتالها است.
با این حال، این کشف نمیتواند به ما این اطلاعات را بدهد که آیا نئاندرتالها این فناوری را خود اختراع کردند یا آن را از اجداد حتی قدیمیتر، مانند «هومو ارکتوس» (Homo erectus) یاد گرفتهاند. صرفنظر از این، آثار به جا مانده از آتش، نشان میدهد که نئاندرتالها به اندازه کافی باهوش بودهاند که بفهمند چگونه در آب و هوای سرد و تاریک اروپا زنده بمانند.
نئاندرتالها آدمخواری کردهاند؟
طبق مطالعهای که در ماه نوامبر سال ۲۰۲۵ منتشر شد، حدود ۴۵,۰۰۰ سال پیش (بسیار نزدیک به زمانی که نئاندرتالها برای همیشه ناپدید شدند) ۶ عضو یک گروه نئاندرتال هدف آدمخواری قرار گرفتهاند. بقایای آنها در سیستم غارهای «Goyet» در بلژیک کشف شد.
این نخستینباری نیست که باستانشناسان شواهدی از آدمخواری در نئاندرتالها پیدا میکنند. اما این یکی از بهترین شواهدی است که کارشناسان تا کنون برای این فرضیه، که یک گروه، احتمالا نئاندرتالها از عمد اعضای گروه دیگری را هدف قرار دادهاند (شاید به عنوان راهی برای حذف پتانسیل تولیدمثل آن گروه) ارائه کردهاند.
یک نئاندرتال قدیمیترین اثر انگشت جهان را به جا گذاشته است
سنگی با شکلی عجیب که در اسپانیا پیدا شده است، قدیمیترین اثر انگشت شناخته شده در جهان را حفظ کرده است. محققان در ماه مه سال ۲۰۲۵ میلادی اعلام کردند که این اثر انگشت که احتمالا توسط یک نئاندرتال با استفاده از اُخرایی درحدود ۴۳,۰۰۰ سال پیش ایجاد شده است. این سنگ به اندازه یک سیبزمینی بزرگ است و گروهی که آن را بررسی میکند، معتقد است سنگ در مجموع ویژگیهای شبیه چهره را دارد و نقطه قرمز ممکن است یک بینی باشد. اگر این گفته محققان درست باشد؛ یعنی که نئاندرتالها هنر نمادین خلق میکردند و این مورد میتواند به بحث چند دههای حوزه دیرین مردمشناسی پایان دهد.
همه کارشناسان موافق نیستند که این سنگ، نسخه اولیه «آقای کله سیبزمینی» است، اما آنها فکر میکنند اثر انگشت و نقش مارپیچ آن، نمونه واضح از استفاده نئاندرتالها از رنگدانه اخرای قرمز را نشان میدهد.
نئاندرتالها ممکن است از «مداد شمعی» استفاده کرده باشند
طبق تحقیقات منتشر شده در ماه نوامبر سال ۲۰۲۵ میلادی، دانشمندان در «کریمه» سه قطعه نوکتیز از اخرای قرمز و زرد را پیدا کردند که نئاندرتالها ممکن است ۱۰۰,۰۰۰ سال پیش به عنوان «مداد شمعی» ابتدایی از آن استفاده کرده باشند.
به نظر میرسد این تکههای ماده معدنی بارها تیز شدهاند و از اینرو محققان به این نتیجه رسیدند که این تکه رنگ اخرا به جای کارهای عملی، مانند دباغی پوست، برای اهداف فرهنگی معنادار استفاده شده است.
اگرچه اُخرا در مکانهای دیگر نئاندرتالها نیز پیدا شده، اما همه کارشناسان تفسیر مداد شمعی را قانعکننده نمیدانند. در عوض، برخی از محققان این فرضیه را مطرح میکنند که نئاندرتالها ممکن است، پودر را از تکههای اُخرا برای هدف دیگری، مانند به جا گذاشتن اثر انگشت، تراشیده باشند.
نئاندرتالها کمانرژی بودند
در ماه ژوئیه، محققان کشف کردند که یک نوع ژن کلیدی نئاندرتالی که هنوز در برخی انسانهای امروزی یافت میشود، میتواند به ضرر عملکرد ورزشی باشد؛ زیرا توانایی بدن برای تولید انرژی را در طول ورزش شدید محدود میکند.
محققان دریافتند که نسخه نئاندرتالیِ آنزیمی به نام AMPD۱ با نسخه موجود در بیشتر انسانهای امروزی متفاوت است. نوع آنزیم نئاندرتالی اجازه میداد که آدنوزین مونوفسفات (AMP) به جای اینکه به سرعت حذف شود، در عضلات آنها جمع شود. این تجمع AMP مشکلساز است؛ زیرا تولید آدنوزین تریفسفات (ATP) یا همان مولکولی را که بدن برای ذخیره انرژی استفاده میکند، دشوارتر میکند.
نئاندرتالها نسبت به انسانها در برابر مسمومیت سرب آسیبپذیرتر بودند
در مطالعهای که در ماه اکتبر سال قبل منتشر شد، محققان ۵۱ دندان از هومو ساپینس، نئاندرتالها و دیگر اجداد را برای شواهد مواجهه با سرب بررسی کردند. سرب به طور طبیعی در محیط ما وجود دارد، اما میدانیم که در سطوح بالا سَمی است و باعث آسیب به مغز و سایر اندامها میشود. محققان کشف کردند اجداد انسان تقریبا ۲ میلیون سال به طور دورهای در معرض سرب بودهاند و اینکه مغز انسان ممکن است برای محافظت در برابر مسمومیت سرب، تکامل پیدا کرده باشد.
انسانهایی که امروز زندگی میکنند نسخه منحصربهفردی از ژنی به نام NOVA۱ دارند که برای رشد مغز و مهارتهای زبانی مهم است. به نظر میرسد این ژن همچنین مقاومت بیشتری در برابر سرب نسبت به نسخههای دیگر این ژن، مانند نسخه موجود در پسرعموهای نئاندرتال ما ایجاد میکند.
بنابراین، محققان میگویند که نسخه ژن NOVA۱ انسان امروزی ممکن است به ما مزیت جزئی نسبت به نئاندرتالها داده باشد.
نئاندرتالها یک «کارخانه چربی» در آلمان داشتند
نئاندرتالها اغلب گوشت (و لارو حشرات) میخوردند که آنها را در معرض خطر ابتلا به مسمومیت پروتئینی قرار میداد. مسمومیت پروتئینی وضعیتی کشنده است که ناشی از خوردن پروتئین بیش از حد و مقدار بسیار کم چربی و کربوهیدرات است.
اما در ماه ژوئیه، محققان کشف یک «کارخانه چربی» را اعلام کردند که نئاندرتالها ممکن است ۱۲۵,۰۰۰ سال پیش برای جلوگیری از این وضعیت از آن استفاده کرده باشند. بررسی نزدیک به ۲۰۰ استخوان حیوان نشان داد که نئاندرتالها استخوانها را میشکستند تا به مغز استخوان داخل آن دسترسی پیدا کنند و آن را میجوشاندند تا چربی استخراج کنند.
چربی، کالری بالایی دارد و نئاندرتالها ممکن است آن را برای خوردن در زمان کمبود غذا ذخیره میکردند. این روش ابتکاری جمعآوری غذا، شبیه کاری است که برخی گروههای گردآورنده ـ شکارچی باستانیِ انسان امروزی انجام میدادند. این مسئله نشان میدهد که نئاندرتالها، حداقل از یک نظر شبیه ما بودهاند.
خون نئاندرتالها ممکن است باعث زوالشان شده باشد
از نظر بیولوژیکی، نئاندرتالها انواع خون متفاوتی داشتند که آنها را از انسانهای امروزی جدا میکرد و دو مورد از آن انواع که امسال درباره آنها فهمیدیم ممکن است که انقراض پسرعموهای باستانی ما را تسریع کرده باشد.
محققان در ماه ژانویه سال گذشته کشف کردند که نئاندرتالها یک گروه خونی نادر داشتند که ممکن است برای فرزندانشان در هنگام آمیختن با «انسانتبار دنیسووا» (Denisovans) یا هومو ساپینسهای اولیه کشنده بوده باشد.
نئاندرتالها دارای نوعی آنتیژن Rh خون بودند، که نشانهای مثبت و منفی را به گروههای خونی میدهد. قبل از مداخلات پزشکی مدرن، اگر کسی که خود Rh منفی بود، باردار جنینی میشد که Rh مثبت بود. این وضعیت باعث سقط جنین یا مُردهزایی میشد. محققان دریافتند که اگر یک زن نئاندرتال با یک مرد هومو ساپینس یا دنیسووا آمیخته میشد، خطر بالایی برای کمخونی، آسیب مغزی و مرگ نوزاد وجود داشت و این ممکن است به معنای پایان خط برای نئاندرتالها بوده باشد.
مطالعه دیگری که در ماه اکتبر منتشر شد اعلام کرد که ناسازگاری کشنده گلبولهای قرمز بین نئاندرتالها و انسانها نیز به انقراض پسرعموهای باستانی ما کمک کرده است.
محققان روی ژن PIEZO۱ تمرکز کردند که بر انتقال اکسیژن در گلبولهای قرمز تاثیر میگذارد. نسخه نئاندرتالی این ژن اساسا به سلولهای خونی آنها اجازه میداد که اکسیژن را به طور مؤثر به دام بیندازند، این در حالی است که نسخه انسان امروزی اکسیژن را به طور مؤثرتری به بافتها آزاد میکرد. وقتی اکسیژن مادر به جنین منتقل نمیشود، میتواند رشد جنین را محدود کند یا منجر به سقط شود. بنابراین، اگر یک مادر دورگه نئاندرتال ـ انسان با یک پدر انسان امروزی یا با یک پدر دورگه نئاندرتال ـ انسان آمیخته میشد، فرزندان آنها بیشتر از فرزندان غیردورگهها در معرض مرگ بودند.
هرچند، انقراض نئاندرتالها احتمالا به هیچ نوع ژنی خاصی بستگی نداشت، و تحقیقات جدید درباره گلبولهای قرمز و ناسازگاری مادر-جنین بینش کلیدی درباره زوال پسرعموهای باستانی ما در حدود ۳۵,۰۰۰ سال پیش ارائه میدهد.
منبع: ایسنا
دانش و فناوریلینک کوتاه :
