اعتراضات در دانشگاهها؛ مطالباتی سیاسی و نه صنفی

بازگشایی دانشگاهها جرقه موج تازهای از اعتراضات دانشجویی را زد که علاوه بر مسائل آموزشی، بازتابدهنده نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی است.
فاطمه عباسی-جهان صنعت نیوز: با بازگشایی دانشگاهها در ایران، موج جدیدی از اعتراضات دانشجویی آغاز شده است. در روزهای اخیر، دانشجویان در چندین دانشگاه کلانشهر از جمله تهران، شیراز و اصفهان دست به تجمعات صنفی زدهاند و خواستار بهبود شرایط آموزشی، کاهش شهریهها و رفع مشکلات خوابگاهی شدهاند. برخی از این تجمعها با سر دادن شعارهای سیاسی در مخالفت با حاکمیت همراه بوده و توجه رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی را جلب کرده است.
بر اساس گزارشهای میدانی، اعتراضات معمولاً در ساعات اولیه روزهای تحصیلی آغاز میشود و به شکل پیوسته تا ظهر ادامه دارد. علاوه بر تهران، دانشگاههای استانهای مرکزی و جنوبی نیز شاهد تجمعات مشابه بودهاند که عمدتاً با حضور دانشجویان رشتههای مختلف و حمایت تعدادی از انجمنهای دانشجویی برگزار شده است. انتشار تصاویر و ویدئوهای این تجمعات در شبکههای اجتماعی باعث شد اخبار آن به سرعت در سطح ملی بازتاب پیدا کند و برخی مقامات دانشگاهی را به واکنش وادارد.
جهان صنعت نیوز در تحلیل این اعتراضات گفتگویی با احمد بخارایی، جامعهشناس و تحلیلگر داشته تا ابعاد و زویای متفاوت آن را بررسی کند.
اعتراضات؛ برآمده از نسل یا محصول ساختار؟
احمد بخارایی، در تحلیل اعتراضات اخیر دانشگاهها اظهار داشت: «طبیعتاً بسیاری از رخدادها و رویدادها در هر جامعهای، از جمله جامعه ایران، از جمله اعتراضات اخیر و همچنین کشتار دیماه ۱۴۰۴ و متعاقب آن برگزاری چهلمها با آن شکل خاص سوگواری که خود حامل پیامهای ویژهای بود، در بستر ساختارهای موجود شکل میگیرند. تغییر در شکل سوگواری نیز خود بیانگر نوعی اعتراض به نگرشهای مسلط و نشانهای از تحول در نگاه نسلهای جدید است.»
وی با اشاره به نقش ساختارهای سیاسی و اقتصادی در بروز این اعتراضات گفت: «ساختارها عامل اصلی بروز چنین بروندادهایی هستند. در شرایط کنونی، ساختار سیاسی کشور و به تبع آن ساختار اقتصادی با بحران مواجه است. شاخص نمادین اقتصاد یعنی نرخ ارز در بازه زمانی چهاردهساله از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴، از حدود یکهزار و پانصد تومان به حدود یکصد و شصت و پنج هزار تومان رسیده است؛ افزایشی در حدود یکصد و ده برابر که از منظر تحلیلگران، رخدادی کمسابقه و دارای پیامدهای گسترده اجتماعی است.»
بخارایی تاکید کرد: «این وضعیت جنبهای کاملاً ساختاری دارد و ساختار اقتصادی نیز خود تابع ساختار سیاسی محسوب میشود. فضای بسته سیاسی و الگوی حکمرانی موجود، زمینهساز این بروندادها بوده و از جمله در حادثه خونبار دیماه ۱۴۰۴ و اعتراضات امروز دانشگاهها نمود یافته است.»
وی افزود: «اگرچه ممکن است میان نسلها تفاوتهایی در دیدگاه و نگرش وجود داشته باشد، اما آنچه در اعتراضات اخیر مشاهده میشود، حضور طیفهای سنی مختلف از نوجوانان چهارده و پانزدهساله تا افراد میانسال است. دامنه نارضایتی محدود به یک نسل خاص نیست و گسترهای فراگیر پیدا کرده است.»
دانشگاه؛ همچنان کانون سرمایه اجتماعی؟
بخارایی در پاسخ به سوال درباره جایگاه دانشگاه گفت: «نمیتوان پاسخ را به صورت مطلق مثبت یا منفی داد. دانشگاه از حیث وجودی همچنان دارای جایگاه ویژهای است، اما مفهوم سرمایه اجتماعی گستردهتر شده و گروههای مرجع دچار تغییر شدهاند. در گذشته دانشگاه وزن و مرجعیت ویژهای داشت، اما امروزه با شکلگیری شبکههای اجتماعی، حتی نوجوانانی که تجربه حضور در دانشگاه را نداشتهاند، میتوانند در صحنه اعتراضات خیابانی نقشآفرینی کنند.»
وی افزود: «در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، بخش قابل توجهی از معترضان زیر سی سال سن داشتند و درصد بالایی از آنان دارای مدرک دیپلم یا زیر دیپلم بودند. این نشان میدهد که نقش دانشگاه نسبت به گذشته تغییر یافته است، هرچند دانشگاه همچنان میتواند در تغییر نگرشها و تقویت سرمایه اجتماعی اثرگذار باشد.»
در خصوص تأثیر فشارهای امنیتی بر اعتراضات، بخارایی اظهار داشت: «تجربه چند دهه گذشته نشان میدهد که فشارهای امنیتی و وضعیت شبهاستبدادی، اگرچه در مقاطعی موجب کاهش ظاهر اعتراضات شده، اما به حذف کامل آنها نینجامیده است. طی بیش از سه دهه، اعمال فشار و محدودیتهای امنیتی ادامه داشته، با این حال در دیماه ۱۴۰۴ اعتراضات در سطحی گسترده و در صدها نقطه کشور بروز یافت؛ حتی شهرهای کوچک فاقد سابقه اعتراضی نیز در روزهای هجدهم و نوزدهم دی شاهد تجمعات بودند.»
وی تاکید کرد: «این موضوع نشان میدهد که تصور اینکه افزایش فشار بتواند اعتراضات را کاملاً از بین ببرد، اشتباه است و برخوردهای امنیتی نمیتوانند این موج را خاموش کنند.»
تغییر ماهیت جنبش دانشجویی
بخارایی با اشاره به تفاوت اعتراضات کنونی با دهههای هفتاد و هشتاد گفت: «اعتراضات کنونی نسبت به گذشته علنیتر و گستردهتر شده و نسبت میان دانشگاه و حاکمیت نیز وارد مرحلهای متفاوت شده است. دوگانگی و دوقطبیشدن فضای سیاسی، در دانشگاهها نیز بازتاب یافته است. ریشههای سیاسی و اجتماعی اعتراضات در مقطع کنونی بر ریشههای صرفاً اقتصادی غلبه دارد و تضادها آشکارتر و برجستهتر شدهاند.»
وی افزود: «در برخی موارد، شعارها و مطالبات متوجه چهرهها و ارکان اصلی نظام سیاسی است که نشاندهنده سطح متفاوتی از تقابل نسبت به گذشته است.»
رادیکالشدن یا فروکش؟
کارشناس مسائل سیاسی درباره آینده اعتراضات بیان داشت: «تجربههای پیشین نشان میدهد برخوردهای امنیتی نهتنها به پایان کامل اعتراضات دانشجویی منجر نشده، بلکه در مواردی موجب گسترش دامنه مطالبات شده است. پیشبینی میشود در صورت تداوم این روند، اعتراضات از دانشگاههای بزرگ به دانشگاههای درجه دو و سه نیز تسری یابد.»
وی همچنین درباره اثر دوقطبی میان دانشجویان افزود: «شکلگیری دوقطبی میان دانشجویان حامی حاکمیت و دانشجویان معترض، میتواند بر فضای علمی دانشگاهها اثر بگذارد. دانشگاه نهادی علمی است و کارکرد اصلی آن آموزش و تولید علم است، اما در شرایطی که جامعه با شکافهای عمیق سیاسی و اجتماعی مواجه است، این شکافها در محیطهای دانشگاهی نیز بازتاب مییابد. دانشگاهها بهنوعی جلوهای از جامعه بزرگتر هستند و طبیعی است که دوقطبی شکلگرفته در سطح کلان، در این نهاد نیز بروز پیدا کند؛ امری که میتواند برای کارکرد علمی دانشگاه آسیبزا باشد.»
بخارایی در پایان تأکید کرد: «اعتراضات اخیر را نمیتوان صرفاً پدیدهای مقطعی یا محدود به یک نسل دانست، بلکه آن را باید در چارچوب بحرانهای ساختاری سیاسی و اقتصادی تحلیل کرد. تغییر گروههای مرجع، گسترش شبکههای اجتماعی، حضور گسترده جوانان و نوجوانان در صحنه اعتراضات و تداوم فشارهای امنیتی بدون پاسخگویی به مطالبات، همگی نشان میدهد که مسئله دانشگاه و اعتراضات دانشجویی بخشی از یک معادله بزرگتر در سطح جامعه است؛ معادلهای که حل آن مستلزم بازنگری در رویکردهای کلان و ایجاد تغییر در نحوه مواجهه با مطالبات اجتماعی است.»
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :
