xtrim

جنگ ایران و آمریکا طولانی خواهد بود

اعتماد به نفس کاخ سفید در مدیریت پیامدهای احتمالی حمله به ایران، بر سابقه‌ای استوار است که در آن هشدارهای نخبگان سیاست خارجی بی‌اثر مانده و پیامدهای پیش‌بینی‌شده رخ نداده است. اما شرایط کنونی با دفعات قبل تفاوت بنیادین دارد. ضعف ایران الزاماً به تسلیم در میز مذاکره منجر نمی‌شود؛ بلکه فضای مانور تهران را برای امتیازدهی محدودتر کرده است. افزون بر آن، برداشت ایران از نیت‌های آمریکا و اسرائیل تغییر کرده و تهران اکنون بیم دارد حملات به برنامه موشکی تکراری و دائمی شود. در چنین فضایی، حتی یک حمله محدود می‌تواند به تلافی‌های مرگبار، اختلال در انرژی و کشیده‌شدن واشنگتن به درگیری طولانی منجر شود.

جهان صنعت نیوز – در سال‌های اخیر، الگوی تصمیم‌گیری در کاخ سفید چنین بوده است که بدنه سیاست خارجی هشدار می‌دهد، رئیس‌جمهور مسیر متفاوتی می‌رود و پیامدهای فاجعه‌بار رخ نمی‌دهد. انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم در ۲۰۱۸، مشارکت در حملات اسرائیل به برنامه هسته‌ای ایران یا تحولات سیاسی در ونزوئلا، همگی با هشدارهای گسترده همراه بودند؛ اما به تعبیر حامیان دولت، آخرالزمان پیش‌بینی‌شده محقق نشد. همین تجربه، اعتمادبه‌نفس امروز را تغذیه می‌کند.

با این حال، تفاوت اصلی در وضعیت فعلی ایران است. تصور رایج در واشنگتن آن است که شکنندگی اقتصادی و سیاسی تهران، آن را به سمت تسلیم می‌برد. اما از منظر تصمیم‌گیران ایرانی، همین شکنندگی به معنای فضای کمتر برای مصالحه‌های معنادار است. ایران اکنون بر این باور است که آمریکا و اسرائیل قصد دارند برنامه موشکی را که ستون اصلی بازدارندگی محسوب می‌شود، به‌طور مکرر هدف قرار دهند. در این برداشت، هر عقب‌نشینی بیشتر می‌تواند به تکرار حملات و در نهایت فروپاشی نظام بیانجامد.

از سوی دیگر، اهداف اعلامی واشنگتن مبهم و چندگانه است؛ نمایش قدرت نظامی، تقویت اهرم مذاکره، اثبات حمایت از معترضان یا تمایزگذاری با رویکرد دولت‌های پیشین. این درهم‌آمیختگی اهداف، رئیس‌جمهور را در برابر عدم تحقق تسلیم سریع آسیب‌پذیرتر می‌کند و احتمال گسترش ناخواسته درگیری را بالا می‌برد.

مطالبه حداکثری و محدودیت فضای توافق

از منظر راهبردی، تهدید ایران فوری و مستقیم علیه خاک آمریکا نیست. در شرایط پس از اعتراضات داخلی و فشارهای اقتصادی، تداوم فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی می‌توانست به تضعیف بیشتر بینجامد، بدون آن‌که ریسک جنگ را فعال کند. اما انتخاب فعلی واشنگتن دوگانه‌ای پرزرق‌وبرق است. توافقی جامع که غنی‌سازی و برنامه موشکی را به‌طور کامل کنار بگذارد، یا حمله.

این مطالبه حداکثری با روح مذاکراتی ایران ناسازگار است. تجربه گفت‌وگوها نشان می‌دهد تهران ترجیح می‌دهد در چارچوب امتیازهای تدریجی و فنی حرکت کند. در مذاکرات اخیر در ژنو، تیم ایرانی با مجموعه‌ای از کارشناسان فنی درباره جزئیاتی چون نحوه صادرات ذخایر اورانیوم و لغو فرمان‌های اجرایی آمریکا بحث کرده است. در مقابل، واشنگتن با تیمی محدود و تمرکز کمتر بر جزئیات وارد شده است.

برای تهران، کنارگذاشتن برنامه موشکی خط قرمز است. امروز بعید است بمباران محدود، تهران را به پذیرش مطالباتی که آن‌ها را تهدیدکننده می‌داند، وادار کند.

تغییر محیط امنیتی؛ از بازدارندگی تا نگرانی وجودی

ایران می‌داند در جنگ متعارف مستقیم با آمریکا یا اسرائیل برنده نخواهد شد. در سناریوهای قبلی مانند تنش‌های ۲۰۲۴ و حملات ۲۰۲۵ تهران مسیر کاهش تنش را برگزید. اما اکنون شرایط متفاوت است. از دید اسرائیل و آمریکا، ایران ضعیف‌تر شده است. نیروهای نیابتی تضعیف، برنامه هسته‌ای آسیب‌دیده و پدافند هوایی دچار خلل شده است. همچنین گزارش شده که اختیار حمله به برنامه موشکی ایران در زمانی دلخواه داده شده است؛ موضوعی که از نگاه تهران تهدیدی بنیادین است.

در این فضا، ابهام در انگیزه‌های رئیس‌جمهور آمریکا نیز محاسبه تهران را تغییر می‌دهد. وقتی تهدید فوری یا اقدام تحریک‌آمیز مشخصی در کار نیست و حمله احتمالی به دلایل سیاسی داخلی یا نارضایتی از روند مذاکره توجیه می‌شود، از نگاه ایران احتمال تکرار حملات افزایش می‌یابد. در نتیجه، تصمیم‌گیران ایرانی ممکن است به این جمع‌بندی برسند که برای جلوگیری از حملات دائمی، باید هزینه‌ای ملموس به آمریکا تحمیل کنند.

سناریوهای تلافی

تهران احتمالاً در شرایط فعلی به سراغ غرق‌کردن ناو هواپیمابر یا بستن تنگه هرمز نمی‌رود، اما گزینه‌های کم‌هزینه‌تر و دردناک‌تری در اختیار دارد. حدود ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در پایگاه‌های مختلف منطقه مستقرند و به گفته نماینده ایران در سازمان ملل، در صورت حمله، این پایگاه‌ها اهداف مشروع خواهند بود. حتی با تضعیف نیروهای نیابتی، گروه‌های عراقی و حوثی‌ها همچنان توانایی مشارکت در پاسخ دارند.

تحمیل تلفات به نیروهای آمریکایی می‌تواند گزینه‌ای جذاب برای تهران باشد؛ به‌ویژه با یادآوری این‌که پس از انفجار ۱۹۸۳ در بیروت، آمریکا نیروهایش را از لبنان خارج کرد. در سطح افکار عمومی آمریکا نیز مخالفت با مداخله نظامی گسترده قابل‌توجه است و توجیه مرگ نیروها در جنگی آغازشده به ابتکار واشنگتن دشوار خواهد بود.

سناریوی دیگر، افزایش فشار بر زیرساخت‌های انرژی منطقه و مسیرهای کشتیرانی است. حمله به تأسیسات نفتی عربستان در ۲۰۱۹ نشان داد تهران می‌تواند آسیب هدفمند وارد کند. اگر این بار زیرساخت‌هایی با زمان تعمیر طولانی‌تر هدف قرار گیرد، پیامدهای اقتصادی جهانی سنگین‌تر خواهد بود. ایران می‌تواند از اهرم نفوذ کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بر واشنگتن نیز بهره بگیرد و با ایجاد فشار انرژی، آن‌ها را به میانجی‌گری برای کاهش تنش وادار کند.

مسیر لغزش به باتلاق

ایران امروز نسبت به گذشته ضعیف است، اما همچنان قادر به واردکردن درد واقعی است و انگیزه بیشتری برای این کار دارد. رئیس‌جمهور آمریکا اگر بخواهد الگوی پیشین ضربه سریع و خروج تمیز را تکرار کند، نیازمند پایان کم‌هزینه و قاطع است. اما شرایط فعلی از ابهام اهداف گرفته تا نگرانی وجودی تهران و فشارهای سیاسی داخلی در آمریکا دستیابی به چنین پایانی را دشوار می‌کند.

در این میان، برخی چهره‌های سیاسی، رئیس‌جمهور را به اقدام قاطع‌تر فرا می‌خوانند و از او می‌خواهند در سخن مانند برخی روسای‌جمهور گذشته سخن بگوید، اما در عمل مسیر متفاوتی برود. خطر آنجاست که رئیس‌جمهوری که وعده پایان جنگ‌های ابدی را داده، در مسیری بیفتد که خروج از آن آسان نیست. نتیجه می‌تواند تشدیدی باشد که به‌واسطه زنجیره‌ای از واکنش‌ها شکل می‌گیرد؛ تلافی‌هایی مرگبار، بی‌ثباتی انرژی و درگیری طولانی‌مدت که هزینه آن برای واشنگتن به‌مراتب بیش از پیش‌بینی اولیه باشد.

 

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 573240
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *