بازار داغ سناریوهای ترسناک؛ من درست گفتم!

در شرایطی که جامعه ایران یکی از سنگینترین دورههای اقتصادی و سیاسی سالهای اخیر را تجربه میکند، موج گستردهای از پیشبینیهای قطعی و تحلیلهای سطحی در فضای مجازی، اضطراب عمومی را تشدید کرده است. در حالیکه حتی تصمیمگیران اصلی نیز در بسیاری از موارد با عدمقطعیت مواجهاند، رقابت برای دیدهشدن با سناریوهای افراطی، ذهن جامعهای خسته را بیش از پیش ملتهب کرده است.
جهان صنعت نیوز، فضای عمومی ایران در سال ۱۴۰۴ به شکلی کمسابقه ملتهب شده است. مجموعهای از اعتراضات اجتماعی، تنشهای امنیتی، بحرانهای ساختاری نظیر کمآبی، شوکهای اقتصادی و تورمی که در ذهن بسیاری از مردم بهعنوان سنگینترین موج قیمتی چند دهه اخیر ثبت شده، باعث شکلگیری نوعی اضطراب فراگیر شده است. حتی اگر بخواهیم با دقت بیشتری سخن بگوییم، موج تورمی اخیر از حیث فشار روانی و معیشتی برای بخش بزرگی از جامعه، یکی از سختترین دورههای پس از جنگ جهانی دوم تلقی میشود.
در چنین فضایی، افکار عمومی بهشدت درگیر آینده است. پرسش غالب این است که چه خواهد شد. آیا توافقی در راه است یا شکست؟ آیا تنشها کاهش مییابد یا تشدید میشود؟ آیا وضعیت اقتصادی بهبود پیدا میکند یا فشارها ادامه خواهد داشت؟ این نیاز به دانستن آینده، واکنشی طبیعی به نااطمینانی است. اما دقیقاً در همین نقطه، پدیدهای نگرانکننده شکل گرفته است.
بازار داغ پیشبینی و رقابت برای دیدهشدن
همزمان با افزایش اضطراب عمومی، بازار تحلیل و پیشبینی نیز داغ شده است. گروهی از فعالان فضای مجازی و رسانهای، با اتکا به مخاطبانی که به هر دلیل جذب کردهاند، وارد رقابت آشکاری برای ارائه سناریوهای قطعی از آینده شدهاند. مشکل اصلی، اصل تحلیل نیست؛ بلکه درجه قطعیتی است که با آن صحبت میشود.بسیاری از این پیشبینیها، مبتنی بر دادههای عمومی و برداشتهای سطحی است؛ دادههایی که هر فردی میتواند به آن دسترسی داشته باشد. اما در فضای رقابتی شبکههای اجتماعی، هر چه پیشبینی عجیبتر و افراطیتر باشد، امکان دیدهشدن آن بیشتر است. اینجاست که نوعی مسابقه شکل میگیرد: هر کس سناریوی تندتری ارائه دهد، گویا تحلیل عمیقتری دارد.در حالیکه واقعیت این است که حتی افراد در بالاترین سطوح تصمیمگیری نیز در بسیاری از پروندههای جاری با ابهام روبهرو هستند. فرآیندهای مذاکره در لحظه تغییر میکنند، پیشنهادها اصلاح میشوند، شرایط میتواند ناگهانی دگرگون شود. اطلاعات دقیق یا محرمانه است یا در لحظه تولید میشود. در چنین بستری، ارائه تحلیل با قطعیت کامل نهتنها دشوار، بلکه از اساس غیرواقعبینانه است.
ضریب خطای بالا در شرایط کماطلاعاتی
تحلیل دقیق نیازمند دسترسی به اطلاعات چندلایه، آگاهی از جزئیات مذاکرات، شناخت ساختار تصمیمگیری طرفین و درک همزمان متغیرهای اقتصادی و امنیتی است. وقتی چنین اطلاعاتی در اختیار عموم نیست، هر تحلیل صرفاً یک سناریوی احتمالی است؛ نه پیشگویی قطعی.با این حال، بخشی از تولیدکنندگان محتوا، از این ابهام بهعنوان فرصت استفاده میکنند. رقابتی شکل گرفته که هر کس پس از وقوع یک رویداد بگوید «من قبلاً پیشبینی کرده بودم». این تلاش برای اعتبارسازی شخصی، اغلب با نادیده گرفتن پیچیدگیها همراه است. نتیجه آن، افزایش تشویش ذهنی در جامعهای است که خود بهاندازه کافی زیر فشار قرار دارد.از منظر روانشناختی، تکرار سناریوهای فاجعهمحور یا حتی سناریوهای بسیار خوشبینانه اما غیرواقعی، ذهن را در وضعیت آمادهباش دائمی قرار میدهد. این وضعیت مزمن، فرساینده است و به مرور، احساس ناامنی را تقویت میکند؛ حتی در شرایطی که هنوز رویداد قطعی رخ نداده است.
واقعیتِ ابهام و ضرورت احتیاط تحلیلی
آنچه کمتر مورد توجه قرار میگیرد، این حقیقت ساده است که آینده در بسیاری از پروندههای سیاسی و اقتصادی باز است. نه توافق قطعی است، نه عدم توافق؛ نه جنگ حتمی است، نه صلح تضمینشده. تصمیمها در فضای سیال اتخاذ میشوند و عوامل متعدد میتوانند معادلات را تغییر دهند.در چنین شرایطی، تحلیل مسئولانه باید چندسناریویی، محتاطانه و فاقد قطعیتهای مطلق باشد. پذیرش ابهام، بهمراتب عقلانیتر از ادعای آگاهی کامل از آینده است. جامعهای که سالی سخت را پشت سر گذاشته، بیش از هر چیز به روایتهای متعادل، دقیق و غیرهیجانی نیاز دارد؛ نه مسابقهای برای پیشبینیهای شگفتانگیز.اضطراب موجود واقعی است و فشارهای اقتصادی و سیاسی قابل انکار نیست. اما افزودن لایهای از اضطراب رسانهای که عمدتاً از رقابت برای دیدهشدن ناشی میشود، کمکی به آرامش عمومی نمیکند. شاید مهمترین گام در چنین فضایی، بازگشت به این اصل باشد که در شرایط پیچیده و کماطلاعاتی، قطعیتفروشی نه نشانه تحلیل عمیق، بلکه نشانه سادهسازی واقعیت است.
اجتماعی و فرهنگیاخبار برگزیدهلینک کوتاه :
