سیانان؛ توافق روی میز است؛ جنگ تمامعیار از دستور کار خارج شد

به نظر میرسد رییسجمهور دونالد ترامپ، حین تلاش برای نگه داشتن گزینههای خود در برابر ایران، در حال مشاهده محدودتر شدن این گزینهها است.
جهان صنعت نیوز، سیانان نوشت: به نظر میرسد رییسجمهور دونالد ترامپ، حین تلاش برای نگه داشتن گزینههای خود در برابر ایران، در حال مشاهده محدودتر شدن این گزینهها است. در ادامه این مطلب آمده است: پس از سومین دور مذاکرات در ژنو که با توافق ظاهری برای برگزاری یک جلسه “در سطح فنی” دیگر در وین هفته آینده پایان یافت، کاخ سفید باید ارزیابی کند که آیا دیپلماسی مجدد آن نتایجی خواهد داشت یا باید به گام غیرقابل پیشبینی و احتمالاً وحشیانه جنگ دست بزند.
از لحاظ نظامی، سیگنالهای ایالات متحده واضح است. این احتمالاً بزرگترین تجمع نیروی هوایی و دریایی در منطقه از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ است. برخی هواپیماهای سوخترسانی و هواپیماهای حمله زمینی A-10 در دید گردشگران فرودگاههای اسرائیل و کرت پارک شدهاند. این حرکت نه غیرمشخص است و نه بیهدف؛ بلکه هدف آن این است که تهران ببیند ترامپ جدی است و صبر محدود او برای یک نتیجه مذاکرهشده با نیروی قابل توجهی پشتیبانی میشود. اما این بدان معنا نیست که رئیسجمهور ایالات متحده ناگهان قادر به انجام هر کاری است.
ایالات متحده اولویت را به دیپلماسی داده است. این موضوع اهمیت دارد، زیرا بمبارانهای قبلی تأسیسات هستهای ایران برخلاف اظهارات ترامپ سال گذشته که گفته بود برنامه هستهای “نابود شده است” به وضوح نتوانستهاند مؤثر باشند.
علیرغم اظهارات رهبر عالیرتبه ایران و ارزیابی جامعه اطلاعاتی ایالات متحده که سال گذشته ارائه شد، به نظر میرسد ترامپ بر این باور است که ایران قصد دارد به سلاح هستهای دست یابد.
مایک پمپئو، وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده، روز چهارشنبه گفت که فکر نمیکند ایرانیها در حال غنیسازی اورانیوم باشند، اما “میتوان دید که آنها همیشه در تلاشند تا اجزای” برنامه خود را بازسازی کنند. اگر کاخ سفید باور داشت که نیروهای ایالات متحده میتوانند باقیماندهها را بمباران کنند، احتمالاً به سرعت این گزینه را پیاده میکردند یا از اسرائیل خواسته میشد این کار را انجام دهد، بدون آنکه برنامههای خود را فاش کنند.
در عوض، احتمالاً دولت معتقد است که یک راهحل دیپلماتیک میتواند به اهداف آن نزدیکتر باشد: توافق قابل اطمینان با ایران بدون سلاح هستهای و پذیرش بازرسیهای غیرنظامی که قبلاً انجام داده است.
ایران به اثبات رسانده است که در تأخیر انداختن و پیچیده کردن مذاکرات ماهر است. ورود “آرمادا”ی ترامپ ممکن است معادله ایران را تغییر دهد و باعث شود که توافقی سریعتر به دست آید. اما موضع ایالات متحده نیز پیچیده است. هنوز روشن نیست که خطوط قرمز واشنگتن چه هستند. آیا ایالات متحده تنها خواستار عدم وجود سلاح هستهای است یا نه تنها غنیسازی اورانیوم؟ در سخنرانی سالانه ترامپ در کنگره هیچگاه درخواست پایان غنیسازی بهطور مشخص مطرح نشد، و مقامات او بهطور پراکنده به رسانهها گفتهاند که شاید غنیسازی “نمادین” ایران را بپذیرند، شاید تنها برای مقاصد پزشکی.
آیا باید توافقی شامل محدودیتهایی در مورد برد موشکهای ایران باشد، که ترامپ به اشتباه ادعا کرده بود که ممکن است بهزودی قادر به هدف قرار دادن ایالات متحده باشند؟ آیا ایران باید همچنین موافقت کند که نیروهای نیابتی خود را در منطقه مهار کند — که اخیراً با اقدامات نظامی اسرائیل و ایالات متحده و سقوط رژیم اسد در سوریه در اواخر سال ۲۰۲۴ به شدت آسیب دیدهاند؟
شاید این به نفع ترامپ باشد که به ایرانیها اجازه دهد تا حدس بزنند چه مقدار باید امتیاز دهند تا آرمادا به خانه بازگردد.
یک توافق سریع امکانپذیر است: توافقنامه سال ۲۰۱۵ دوره اوباما چارچوب و زیرساختهای لازم برای بازرسیها را فراهم میکند. تیمهای مذاکرهکننده نیازی به اختراع دوباره چرخ ندارند — شاید این مزیتی برای استیو ویتکاف، فرستاده ایالات متحده، باشد که قبلاً به دلیل نداشتن درک کافی از جزئیات در مذاکرات اوکراین مورد انتقاد قرار گرفته بود. یک مزیت دیگر برای ویتکاف این است که دو ناو هواپیمابر در دسترس هستند، که مطمئناً اضطراری را ایجاد میکنند که مذاکرات دوره اوباما هرگز نداشت.
با این حال، چماق ترامپ، نه این هویج دیپلماتیک، مشکلات واقعی کاخ سفید را به وجود میآورد. نیرویی که به منطقه اعزام شده است به اندازه کافی برای ارسال سیگنال جدی و تهدیدآمیز از قصد واقعی ایالات متحده است، اما احتمالاً به اندازه کافی برای حفظ یک حمله نظامی طولانیمدت نیست. این امر تغییر حکومت را غیرممکن میسازد.
همچنین هیچ نیروی زمینی در تجهیزات ایالات متحده وجود ندارد، بنابراین تغییر حکومت بعد از حملات هوایی یک خیال باطل است.
مقامات پنتاگون همچنین هشدار دادهاند — در نشتهایی به رسانهها — که منابع و مهمات برای یک کمپین وسیع مقیاس ندارند. این، همراه با گزارشهایی مبنی بر اینکه ناوهای هواپیمابر ایالات متحده نیاز به خدمات دارند، ترامپ را در معرض خطر قرار میدهد اگر دستور حمله طولانیمدت و گستردهای را صادر کند. این اقدام ایالات متحده را در معرض باتلاقی مشابه عراق قرار میدهد و این کار را در حالی انجام میدهد که هشدارهای آشکاری وجود دارد که سربازان او وارد خطر خواهند شد بدون اینکه منابع کافی در اختیار داشته باشند. این از نظر سیاسی تقریباً برای هر رئیسجمهوری خودکشی است، صرفنظر از اینکه چقدر احساس قدرت کند.
گزینههای نظامی ترامپ بیشتر شبیه چیزی کوتاه و هدفمند است. اما این نیز خطر استراتژیک به همراه دارد. استفاده از تنها بخشی از نیروی اعزامی ممکن است نشان دهد که تمایل ترامپ به درگیری محدود است و قدرت بازدارندگی ایالات متحده در منطقه را کاهش دهد.
ایران به راحتی میتواند یک یا دو شب حملات هدفمند را تحمل کند، حملات نمادین متقابل و محدود را که قبلاً دیدهایم، را انجام دهد و نتیجه بگیرد که تهدیدهای دولت ترامپ — حتی آرمادا — به راحتی قابل تحمل است.
انتخاب
شناسه :
573640
لینک کوتاه :
لینک کوتاه :
