پیام حمله آمریکا به ایران برای اقتصاد جهان : از آمریکا فاصله بگیرید

افزایش قیمت نفت پس از حملات آمریکا به ایران تنها پیامد کوتاهمدت این رویداد نیست؛ این تحول در سطحی عمیقتر نشانه تضعیف رهبری ژئواقتصادی ایالات متحده است. در شرایطی که بسیاری از کشورها با بیثباتی ناشی از سیاستهای انرژی و تجاری واشنگتن روبهرو شدهاند، تمایل برای کاهش وابستگی اقتصادی به آمریکا و حرکت به سمت الگوهای توسعه مبتنی بر انرژیهای تجدیدپذیر و تنوعبخشی شرکای اقتصادی در حال تقویت است.
جهان صنعت نیوز – حملات آمریکا به ایران بلافاصله بازارهای انرژی را تحت تأثیر قرار داد و موجب افزایش قابل توجه قیمت نفت و گاز شد. این واکنش سریع بازار نشان میدهد که هرگونه تنش نظامی در خلیج فارس همچنان میتواند بر قیمتهای جهانی انرژی اثرگذار باشد. با این حال، دامنه آسیب اقتصادی این تحولات احتمالاً به اندازه برخی بحرانهای دیگر نخواهد بود.
یکی از دلایل این موضوع به ساختار تجارت جهانی بازمیگردد. برخلاف دریای سرخ و مسیر کانال سوئز که از سال ۲۰۲۳ با تهدید حملات حوثیها به یکی از گلوگاههای مهم حملونقل جهانی تبدیل شده است، خلیج فارس مسیر اصلی برای حمل کالاهای غیرانرژی محسوب نمیشود. در نتیجه، اختلالات در این منطقه بیش از هر چیز بازار انرژی را تحت تأثیر قرار میدهد و تأثیر مستقیم آن بر زنجیرههای تأمین جهانی محدودتر است. با این حال، اهمیت واقعی این رخداد در سطح ژئواقتصادی قابل مشاهده است. پیامدهای آن فراتر از نوسان قیمت نفت بوده و به تغییرات در الگوی وابستگی اقتصادی کشورها منجر میشود.
تضعیف رهبری ژئواقتصادی آمریکا
حملات به ایران و پیامدهای آن در بازار انرژی، نمونهای از روندی گستردهتر است که به تضعیف جایگاه آمریکا در رهبری اقتصاد جهانی اشاره دارد. برای بسیاری از دولتها، بهویژه کشورهای با درآمد متوسط و پایین، انتخاب میان قدرتهای اقتصادی بزرگ به شکل فزایندهای به مقایسه دو الگوی متفاوت تبدیل شده است.
در یک سوی این رقابت، ایالات متحده قرار دارد که شرکای تجاری خود را به توافقهایی سوق میدهد که در آنها وابستگی به سوختهای فسیلی و بازار انرژی آمریکا نقش پررنگی دارد. اما قیمت این منابع به شدت تحت تأثیر تصمیمات ژئوپلیتیکی و اقدامات نظامی واشنگتن قرار میگیرد.
در سوی دیگر، چین با عرضه گسترده فناوریهای انرژی پاک، خودروهای برقی و تجهیزات تولید انرژی تجدیدپذیر حضور دارد. این فناوریها برای بسیاری از کشورها امکان دسترسی به منابع انرژی ارزانتر و پایدارتر را فراهم میکند. البته این مدل نیز با نوعی فشار اقتصادی همراه است؛ برای مثال، کنترل چین بر مواد معدنی کمیاب میتواند به ابزار نفوذ اقتصادی تبدیل شود. با این حال، برای بسیاری از دولتها، این وابستگی حداقل شوکهای ناگهانی ناشی از بحرانهای ژئوپلیتیکی در بازار انرژی را به همراه ندارد.
در چنین شرایطی، کشورهایی مانند هند در حال بازنگری در راهبردهای انرژی و توسعه خود هستند. افزایش قیمت نفت پس از حملات به ایران انگیزه این کشورها را برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و تنوعبخشی به منابع انرژی تقویت کرده است.
تحولات اخیر همچنین با تغییرات در پیشبینیهای جهانی درباره ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر همسو است. پیشبینیها نشان میدهد که رشد انرژیهای تجدیدپذیر در ایالات متحده کاهش یافته است، در حالی که برای کشورهایی مانند هند روند افزایشی در نظر گرفته شده است. دلیل این تفاوت به سیاستهای داخلی مربوط میشود. حذف برخی مشوقهای مالی برای انرژیهای پاک و محدودیت در توسعه پروژههای بادی در آمریکا موجب کاهش پیشبینی رشد این بخش شده است. در مقابل، افزایش ظرفیت تولید انرژی خورشیدی و بادی در هند باعث شده چشمانداز توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در این کشور تقویت شود.
این روند نشان میدهد که حتی اگر سیاستهای آمریکا به بیثباتی بازار نفت منجر شود، الگوی توسعه مبتنی بر انرژیهای تجدیدپذیر همچنان از چنین شوکهایی مصونتر خواهد بود.
تغییر نقش آمریکا در اقتصاد نفتی جهان
درک تحولات امروز بدون توجه به تغییر جایگاه آمریکا در بازار جهانی انرژی ممکن نیست. برای دههها ایالات متحده یکی از واردکنندگان بزرگ نفت در اقتصاد جهانی مبتنی بر سوختهای فسیلی بود. در چنین شرایطی، ثبات عرضه انرژی از خاورمیانه برای واشنگتن اهمیت حیاتی داشت. این نگرش در سیاست خارجی آمریکا نیز بازتاب یافت. در سال ۱۹۸۰ دکترین امنیتی مشخصی برای حفظ ثبات در خلیج فارس اعلام شد و یک دهه بعد نخستین جنگ عراق در همین چارچوب رخ داد.
اما شرایط در سالهای اخیر تغییر کرده است. توسعه گسترده استخراج نفت و گاز شیل در داخل آمریکا باعث شد این کشور تا سال ۲۰۱۹ به صادرکننده خالص انرژی تبدیل شود. علاوه بر این، پیشرفتهای قابل توجه در فناوریهای انرژی تجدیدپذیر نیز میتوانست وابستگی اقتصاد آمریکا به بازار جهانی نفت را کاهش دهد و در نتیجه نیاز به حضور امنیتی گسترده در خاورمیانه را کمرنگتر کند.
با وجود این تحولات ساختاری، سیاستهای اخیر آمریکا نشان میدهد که این فرصت برای فاصله گرفتن از تنشهای انرژی به طور کامل مورد استفاده قرار نگرفته است.
یکی از انتقادهای مهم به سیاستهای اقتصادی اخیر واشنگتن این است که ایالات متحده به جای تقویت جایگاه خود در فناوریهای انرژی پاک، از این روند فاصله گرفته است. در حالی که بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر را به عنوان محور توسعه آینده دنبال میکنند، برخی تصمیمات سیاسی در آمریکا موجب کاهش سرعت رشد این بخش شده است.
در همین زمان، اقدامات نظامی یا فشارهای اقتصادی علیه تولیدکنندگان انرژی مانند ونزوئلا و ایران نیز باعث ایجاد بیثباتی در بازار جهانی نفت شده است. در چنین فضایی، حتی هدف دقیق این اقدامات برای بسیاری از ناظران روشن نیست و سیاستگذاری آمریکا در حوزه انرژی و ژئوپلیتیک با نوعی ابهام همراه به نظر میرسد.
دلار بهعنوان ابزار فشار اقتصادی
توانایی ایالات متحده برای اعمال فشار اقتصادی تنها به بازار انرژی محدود نمیشود. کنترل آمریکا بر شبکه بانکی جهانی و نظام پرداخت مبتنی بر دلار، ابزار قدرتمندی در اختیار این کشور قرار داده است که میتواند برای اعمال تحریمهای اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد.
اقتصاد ایران نمونهای از این ابزار فشار محسوب میشود. در سالهای گذشته دولتهای مختلف آمریکا از نفوذ خود در سیستم مالی جهانی استفاده کردهاند تا اقتصاد ایران را از شبکههای بانکی بینالمللی جدا کنند و دسترسی آن به تجارت جهانی را محدود سازند. تلاشهای برخی بازیگران بینالمللی برای دور زدن این محدودیتها نیز چندان موفق نبوده است. اتحادیه اروپا در واکنش به تحریمهای فراسرزمینی آمریکا قانونی را تصویب کرد که هدف آن جلوگیری از تبعیت شرکتهای اروپایی از این محدودیتها بود. علاوه بر این، سازوکارهایی برای انجام مبادلات تهاتری با ایران طراحی شد تا وابستگی به سیستم مالی دلاری کاهش یابد. با این حال، این تلاشها نتوانستند به شکل مؤثری محدودیتهای مالی اعمالشده از سوی واشنگتن را خنثی کنند.
اگرچه بسیاری از دولتها ممکن است از سیاستهای داخلی ایران حمایت نکنند، اما مشاهده استفاده از نظام مالی جهانی به عنوان ابزار فشار سیاسی باعث نگرانی آنها شده است. در نتیجه، بحث درباره ایجاد جایگزینهایی برای دلار در نظام پرداخت بینالمللی به تدریج در حال گسترش است. در حال حاضر این بحثها بیشتر در حد ایده و چشمانداز باقی مانده است و هنوز جایگزین عملی و گستردهای برای دلار شکل نگرفته است. با این حال، هرچه استفاده از این ارز به عنوان ابزار فشار اقتصادی افزایش یابد، انگیزه کشورها برای یافتن مسیرهای جایگزین نیز بیشتر خواهد شد.
اقتصاد جهانی در آستانه یک تغییر ژئواقتصادی
در چنین فضایی، برخی دولتها در تلاش هستند تا همکاریهای اقتصادی جدیدی را خارج از چارچوب سنتی رهبری آمریکا شکل دهند. یکی از نمونههای این روند، تلاش برای ایجاد همکاری میان کشورهای موسوم به «قدرتهای میانی» است. در همین چارچوب، نخستوزیر کانادا در سفری به هند ابتکاری را برای تقویت همکاری میان این کشورها مطرح کرده است. این ابتکار بر ایجاد راهبرد مشترک امنیت انرژی متمرکز است و شامل همکاری در حوزه فناوری هستهای و همچنین برگزاری نشست مشترک درباره انرژیهای تجدیدپذیر میشود. چنین تلاشهایی نشان میدهد که برخی کشورها در حال طراحی شبکههای همکاری جدیدی هستند که هدف آن کاهش وابستگی به ساختارهای اقتصادی تحت رهبری آمریکا است.
مجموعه تحولات اخیر، از حملات نظامی گرفته تا سیاستهای اقتصادی و انرژی، بسیاری از دولتها را به کاهش وابستگی و افزایش تابآوری اقتصادی سوق داده است. اگر سیاستهای آمریکا همچنان با بیثباتی در بازارهای انرژی و استفاده از ابزارهای مالی برای اعمال فشار همراه باشد، احتمالاً کشورها بیش از گذشته به دنبال تنوعبخشی شرکای اقتصادی، توسعه منابع انرژی داخلی و تقویت همکاریهای منطقهای خواهند رفت. از این منظر، حملات اخیر به ایران تنها یک رویداد نظامی یا شوک موقت در بازار نفت نیست. این اتفاق بخشی از روندی گستردهتر است که میتواند به تغییر آرایش تدریجی ساختار قدرت در اقتصاد جهانی منجر شود.
اقتصاد کلانپیشنهاد ویژه
لینک کوتاه :