تنگه هرمز، برگ برنده تهران در نبرد با واشنگتن

درگیری نظامی آمریکا و اسرائیل با ایران فراتر از تغییر معادلات امنیتی خاورمیانه، بازار جهانی انرژی را نیز با شوک جدی مواجه کرده است. محاسبات اولیه واشنگتن بر این فرض استوار بود که جنگ تأثیر محدودی بر بازار نفت خواهد داشت؛ اما واکنش تهاجمی ایران، تهدید عبور نفتکشها در تنگه هرمز و توقف بخش بزرگی از کشتیرانی در خلیج فارس نشان داد که برآوردهای اولیه دولت آمریکا درباره پیامدهای اقتصادی جنگ با خطای قابل توجهی همراه بوده است.
جهان صنعت نیوز – در هفتههای پیش از آغاز عملیات نظامی علیه ایران، در درون دولت آمریکا این تصور وجود داشت که پیامدهای اقتصادی درگیری محدود خواهد بود. برخی مقامات انرژی در واشنگتن حتی تأکید میکردند که تجربه حملات پیشین نشان داده است بازار نفت توانایی جذب شوکهای کوتاهمدت را دارد. بر اساس این نگاه، افزایش قیمت نفت موقتی تلقی میشد و بنابراین نگرانی اصلی دولت باید بر هدف نظامی یعنی تضعیف ساختار قدرت در ایران متمرکز میماند.
اما تحولات پس از آغاز جنگ نشان داد که این برآورد خوشبینانه با واقعیت فاصله داشته است. تهدید ایران برای هدف قرار دادن نفتکشها در تنگه هرمز به سرعت فضای امنیتی خلیج فارس را دگرگون کرد. این گذرگاه دریایی یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان محسوب میشود و بخش بزرگی از صادرات نفت جهانی از آن عبور میکند. در نتیجه، تهدید امنیت این مسیر باعث شد بسیاری از شرکتهای کشتیرانی فعالیت خود را متوقف کنند و جریان تجارت نفت در منطقه با اختلال مواجه شود.
پیامد فوری این وضعیت، جهش قیمت نفت در بازارهای جهانی و افزایش قیمت بنزین در آمریکا بود. این تحول دولت واشنگتن را وادار کرد تا در میانه جنگ به دنبال راههایی برای مهار تبعات اقتصادی آن بگردد؛ وضعیتی که نشان میدهد برآورد اولیه درباره واکنش ایران و تأثیر جنگ بر بازار انرژی دقیق نبوده است.
واکنش تهاجمی ایران و تغییر معادله جنگ
یکی از مهمترین عوامل برهم خوردن محاسبات واشنگتن، شدت واکنش ایران به حملات نظامی بود. در حالی که برخی مقامات آمریکایی انتظار داشتند واکنش تهران محدود باشد، ایران با حملات گسترده موشکی و پهپادی به پایگاههای نظامی آمریکا و اهدافی در منطقه پاسخ داد. همچنین برخی شهرهای اسرائیل و نقاطی در کشورهای عربی نیز هدف این حملات قرار گرفتند.
این سطح از واکنش نشان داد که ایران درگیری را تهدیدی وجودی تلقی میکند و بنابراین آماده استفاده از ابزارهای مختلف برای افزایش هزینههای جنگ است. همین مسئله باعث شد مقامات آمریکایی در بسیاری از موارد ناچار شوند برنامههای خود را به سرعت تغییر دهند. از جمله اقداماتی که به صورت اضطراری انجام شد، تخلیه برخی سفارتخانهها در منطقه و تدوین طرحهایی برای مهار افزایش قیمت انرژی بود.
در جلسات محرمانهای که با نمایندگان کنگره برگزار شد، برخی قانونگذاران نیز نسبت به نبود برنامه مشخص برای مدیریت بحران تنگه هرمز ابراز نگرانی کردند. حتی در ارزیابی برخی مقامات، دولت آمریکا هنوز راه روشنی برای بازگشایی امن این مسیر حیاتی دریایی در اختیار ندارد.
اختلاف در اهداف جنگ
در داخل دولت آمریکا نیز نشانههایی از اختلاف نظر درباره اهداف جنگ دیده میشود. رئیسجمهور آمریکا در اظهارات خود اهدافی بسیار بلندپروازانه مطرح کرده و حتی از تغییر رهبری در ایران سخن گفته است. در مقابل، برخی مقامات ارشد دولت از جمله مسئولان حوزه سیاست خارجی و دفاعی بیشتر بر اهداف محدودتر نظامی تمرکز کردهاند.
این اهداف محدودتر شامل نابودی توان موشکی ایران، از بین بردن زیرساختهای تولید موشک و تضعیف توان دریایی این کشور عنوان شده است. چنین رویکردی میتواند زمینهای برای پایان سریعتر جنگ فراهم کند و در عمل به نوعی مسیر خروج از درگیری تبدیل شود.
این تفاوت در سطح اهداف نشان میدهد که در درون دولت آمریکا هنوز اجماع کامل درباره مقصد نهایی عملیات نظامی شکل نگرفته است. همین مسئله میتواند مدیریت جنگ و پیامرسانی سیاسی درباره آن را پیچیدهتر کند.
بازار نفت؛ میدان دوم جنگ
بحران انرژی به یکی از مهمترین ابعاد درگیری تبدیل شده است. در حالی که پیش از جنگ تصور میشد بازار نفت بتواند شوکهای احتمالی را مدیریت کند، اختلال در کشتیرانی خلیج فارس باعث شد نگرانیها درباره عرضه جهانی نفت افزایش یابد.
در واکنش به این وضعیت، دولت آمریکا مجموعهای از گزینهها را بررسی کرده است. از جمله این گزینهها میتوان به ارائه بیمه ریسک سیاسی برای کشتیهای تجاری یا استفاده از اسکورت نظامی برای نفتکشها اشاره کرد. با این حال، اجرای چنین طرحهایی با تأخیر همراه بوده و هنوز به طور کامل عملیاتی نشده است.
در این میان، حتی انتشار یک پیام در شبکههای اجتماعی درباره اسکورت یک نفتکش توسط نیروی دریایی آمریکا توانست بازارها را برای مدتی آرام کند. اما حذف همان پیام پس از مشخص شدن نادرستی آن بار دیگر بازار نفت را دچار نوسان کرد و نشان داد که فضای بازار انرژی تا چه اندازه حساس و شکننده شده است.
نگرانیهای سیاسی در داخل آمریکا
افزایش قیمت انرژی تنها یک مسئله اقتصادی نیست و میتواند پیامدهای سیاسی مهمی نیز داشته باشد. در واشنگتن نگرانیهایی وجود دارد که جهش قیمت نفت و بنزین تلاشهای دولت برای پیشبرد برنامه اقتصادی خود را با مشکل مواجه کند.
این نگرانیها بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای اهمیت بیشتری پیدا کرده است. افزایش هزینه انرژی برای مصرفکنندگان آمریکایی میتواند به یک موضوع سیاسی حساس تبدیل شود و فشار بیشتری بر دولت وارد کند.
در چنین شرایطی، برخی مقامها تلاش کردهاند با اشاره به منابع جایگزین نفت، نگرانیها را کاهش دهند. از جمله این گزینهها افزایش تولید نفت در آمریکا یا استفاده از ظرفیت نفت ونزوئلا عنوان شده است.
جستوجوی راه خروج از جنگ
با افزایش فشارهای اقتصادی و مصرف سریع تسلیحات در میدان نبرد، ضرورت یافتن راهی برای پایان دادن به جنگ بیش از پیش مطرح شده است. در همان روزهای نخست درگیری، حجم قابل توجهی از مهمات مورد استفاده قرار گرفت که هزینهای میلیارد دلاری برای ارتش آمریکا به همراه داشت.
در چنین شرایطی، برخی مقامات دولت تلاش کردهاند چارچوبی مشخص برای اهداف عملیات ارائه دهند تا امکان پایان دادن به جنگ در آینده نزدیک فراهم شود. این چارچوب بر تضعیف توان موشکی و دریایی ایران تمرکز دارد و میتواند به عنوان معیاری برای اعلام موفقیت عملیات مورد استفاده قرار گیرد.
با این حال، ادامه تهدید ایران برای استفاده از اهرم انرژی نشان میدهد که جنگ همچنان میتواند ابعاد اقتصادی گستردهای پیدا کند. مقامهای ایرانی نیز اعلام کردهاند که تنگه هرمز میتواند به مسیری برای صلح و تجارت تبدیل شود یا به میدان فشار علیه کشورهایی که در جنگ نقش دارند.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :