شمارش معکوس برای مرگ پترودلار؛ نفت خاورمیانه در آغوش یوان چین

متحدان سنتی ایالات متحده در حاشیه خلیج فارس، در پی بروز درگیریهای نظامی اخیر در منطقه، در حال یک بازنگری تاریخی و بنیادین در دکترین امنیتی خود هستند. کشورهای عربستان، امارات، قطر و کویت با عبور از یک وابستگی امنیتی ۳۵ ساله به واشنگتن، به این جمعبندی رسیدهاند که حضور نظامی آمریکا نه تنها تضمینکننده ثبات نیست، بلکه آنها را به اهدافی مشروع در منازعات ناخواسته تبدیل کرده است.
جهان صنعت نیوز – ریشههای شکلگیری معماری امنیتی پیشین در خاورمیانه به ۳ دهه قبل و دوران پس از جنگ ایران و عراق بازمیگردد؛ زمانی که کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس برای جبران ضعفهای دفاعی خود، میزبان پایگاههای نظامی آمریکا شدند. این پیمان نانوشته اما مستحکم، بر تضمین جریان نفت و فروش آن به دلار در ازای دریافت چتر حمایتی و امنیتی واشنگتن بود. با این وجود، این پیمان از همان ابتدا دارای یک شکاف ذاتی بود، چرا که ایالات متحده همواره منافع ملی خود را بر امنیت متحدانش ارجح میدانست.
روند بیاعتمادی کشورهای عربی به این چتر حمایتی، پیش از بحرانهای اخیر آغاز شده بود. عدم واکنش قاطع واشنگتن به حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات نفتی آرامکو که نیمی از صادرات عربستان را فلج کرد، نخستین زنگ خطر را برای ریاض به صدا درآورد. این شکاف در سال ۲۰۲۲ و همزمان با جنگ اوکراین عمیقتر شد؛ جایی که خودداری کشورهای عربی از افزایش تولید نفت، با اتهامزنی رئیسجمهور وقت آمریکا مبنی بر همراهی ریاض با مسکو مواجه گردید. در نهایت، توافق سال ۲۰۲۳ در پکن، نخستین گام عملی این کشورها برای یافتن مسیرهای جایگزین و مستقل از واشنگتن بود.
نقطه بیبازگشت؛ جنگی ناخواسته با هزینههای سرسامآور
آغاز درگیریهای نظامی در منطقه، به مثابه یک شوک تمامعیار برای پایتختهای عربی عمل کرد. ایالات متحده بدون هیچگونه اطلاعرسانی قبلی و مشورت با متحدان میزبان خود، وارد کارزاری شد که از پایگاههای مستقر در همین کشورها برای پیشبرد آن استفاده میکرد. این اقدام یکجانبه، کشورهای عربی را ناخواسته در معرض سیبل حملات تلافیجویانه قرار داد.
بررسیها نشان میدهد که هزینههای اقتصادی این تنش برای کشورهای منطقه به شدت سنگین و سرسامآور بوده است. ایجاد اختلال در روند صادرات انرژی، جهش ۳۰۰ درصدی نرخ بیمه کشتیهای تجاری، سقوط درآمدهای گردشگری، فرار سرمایههای خارجی و آسیبهای احتمالی به زیرساختها، رهبران عرب را به یک محاسبه جدید وادار کرده است. در ادبیات روابط بینالملل، این وضعیت به عنوان معمای «آسیبپذیری در برابر تهدید ناشی از محافظ» شناخته میشود؛ وضعیتی که در آن، هزینههای میزبانی از نیروی مدافع، از منافع امنیتی آن پیشی میگیرد.
زلزله در بازار انرژی؛ سایه سنگین یوان بر پترودلار
این سرخوردگی عمیق از واشنگتن، با تغییر موازنه قدرت در سطح جهانی و ظهور قدرتهای شرقی همزمان شده است. کشورهای خلیج فارس اکنون به سرعت در حال تنوعبخشی به شرکای راهبردی خود هستند. تبدیل شدن چین به بزرگترین تأمینکننده تجهیزات نظامی عربستان (پس از آمریکا) و گسترش همکاریهای اطلاعاتی امارات با روسیه، تنها بخش کوچکی از این چرخش تاریخی است.
با این حال، خطرناکترین پیامد این تغییر استراتژی برای اقتصاد آمریکا، احتمال فروپاشی سیستم «پترودلار» است. گزارشها حاکی از آن است که ریاض به طور جدی در حال بررسی پذیرش «یوان» چین در معاملات نفتی خود است. پایان هژمونی ۵۰ ساله دلار بر بازار انرژی، به معنای سلب توانایی واشنگتن در تأمین مالی کسری بودجه عظیم خود بدون ایجاد تورم خواهد بود. علاوه بر این، خروج تجارت نفت از انحصار دلار، کارایی حربه تحریمهای یکجانبه آمریکا را به شدت تضعیف کرده و توازن قدرت را به نفع ارزهای جایگزین تغییر میدهد.
گذار هژمونیک و تولد یک نظم منطقهای جدید
فرآیند بازنگری در قراردادهای امنیتی، در زبان دیپلماتیک به معنای استراتژی «خروج آرام» برای پایگاههای آمریکایی است. این احتمال وجود دارد که کشورهای میزبان نظیر قطر (میزبان پایگاه هوایی العدید) و بحرین (میزبان ناوگان پنجم دریایی)، حضور نظامی ایالات متحده را به تدریج محدود یا متوقف کنند.
این خلاء امنیتی میتواند زمینه را برای شکلگیری یک معماری جدید با حضور قدرتهای منطقهای فراهم کند. در این سناریو، کشوری که تا پیش از این در انزوای تحریمی قرار داشت، میتواند به عنوان یک شریک کلیدی در ترتیبات امنیتی جدید منطقه ایفای نقش کند. تغییر افکار عمومی جهان عرب که اکنون آمریکا را منشأ اصلی بیثباتی میداند، دست دولتهای عربی را برای اتخاذ این تصمیمات ساختارشکنی بازتر کرده است.
سرعت وقوع این تحولات که در قالب نظریه «گذار هژمونیک» و عبور از «وابستگی ساده» به «وابستگی متقابل پیچیده» تفسیر میشود، بیسابقه است. روندی که در شرایط عادی دههها به طول میانجامد، تحت تأثیر شوک تسریعکننده جنگ اخیر، در عرض چند هفته در حال شکلدهی به نظم نوینی است که کنترل واشنگتن بر ثروتمندترین منطقه انرژی جهان را برای همیشه پایان خواهد داد.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلانلینک کوتاه :