جنگ ایران و آغاز رقابت بر سر بمب اتم

فایننشال تایمز : در سالهای اخیر نشانههایی از تغییر نگرش جهانی نسبت به سلاح هستهای دیده میشود. کشورهایی که پیشتر از پیگیری چنین تواناییهایی فاصله میگرفتند، اکنون آشکارتر درباره ضرورت بازدارندگی هستهای سخن میگویند. از اروپا تا شرق آسیا و خاورمیانه، افزایش نگرانیهای امنیتی، تجربه جنگها و تردید نسبت به تعهدات امنیتی آمریکا باعث شده بحث دستیابی به بمب هستهای دوباره در دستور کار سیاستگذاری برخی دولتها قرار گیرد. این تغییر فضا میتواند نشانهای از شکستن یکی از مهمترین تابوهای سیاست جهانی در دهههای گذشته باشد.
جهان صنعت نیوز – در بسیاری از کشورها، بحث درباره سلاح هستهای دیگر مانند گذشته موضوعی حاشیهای یا صرفاً نظری نیست. نمونهای از این تغییر فضا را میتوان در بریتانیا مشاهده کرد؛ جایی که حزب لیبرالدموکرات، که معمولاً به مواضع میانهرو و محتاطانه شناخته میشود، اکنون خواستار ایجاد بازدارندگی هستهای شده که وابستگی کمتری به ایالات متحده داشته باشد. چنین موضعی حتی در مقایسه با برخی احزاب راستگرای بریتانیا نیز تندوری تلقی میشود.
این تحول تنها به بریتانیا محدود نیست. فرانسه که از دیرباز دارای زرادخانه هستهای مستقل بوده، اعلام کرده قصد دارد تعداد کلاهکهای هستهای خود را افزایش دهد. در لهستان نیز نخستوزیر و رئیسجمهور، با وجود اختلافهای سیاسی در بسیاری از حوزهها، در یک موضوع اشتراک نظر دارند: امکان حرکت کشور به سمت توانایی هستهای.
در شرق آسیا نیز روند مشابهی دیده میشود. در کره جنوبی، حمایت عمومی از داشتن بازدارندگی هستهای در سالهای اخیر به حدود ۷۰ درصد رسیده است. در خاورمیانه هم عربستان سعودی پیشتر اعلام کرده بود در صورت دستیابی ایران به سلاح هستهای، این کشور نیز چنین مسیری را دنبال خواهد کرد؛ موضوعی که با تشدید تنشهای منطقهای اهمیت بیشتری یافته است.
در سطح قدرتهای بزرگ نیز محدودیتهای گذشته در حال تضعیف شدن است. برای نخستین بار در بیش از نیم قرن، دیگر هیچ توافق الزامآوری میان آمریکا و روسیه برای محدود کردن زرادخانههای هستهای وجود ندارد؛ دو کشوری که بزرگترین ذخایر تسلیحات هستهای جهان را در اختیار دارند.
درسهایی از جنگها و بحرانهای اخیر
افزایش توجه به بازدارندگی هستهای تا حد زیادی نتیجه تحولات ژئوپلیتیک سالهای اخیر است. یکی از مهمترین این تحولات، تجربه اوکراین است. این کشور در سال ۱۹۹۴ سلاحهای هستهای بهجا مانده از اتحاد جماهیر شوروی را که در خاکش قرار داشت کنار گذاشت و در مقابل، تضمینهایی درباره امنیت خود دریافت کرد. اما دو دهه بعد روسیه با الحاق کریمه و سپس آغاز جنگ گسترده علیه اوکراین، این معادله را به چالش کشید.
برای بسیاری از ناظران، این تجربه نشان میدهد که کشورهایی که در همسایگی قدرتهای تهدیدکننده قرار دارند، ممکن است برای تضمین امنیت خود به بازدارندگی هستهای نیاز داشته باشند.
در کنار این مثال، وضعیت ایران نیز در محافل سیاستگذاری به عنوان نمونهای دیگر مطرح میشود. از نگاه برخی تحلیلگران، داشتن برنامه هستهای نیمهتمام میتواند بدترین وضعیت ممکن باشد؛ زیرا چنین برنامهای ممکن است موجب تحریک رقبا شود اما هنوز قدرت بازدارندگی واقعی ایجاد نکند. از این منظر، یک دولت یا باید بهطور کامل از چنین برنامهای صرفنظر کند یا آن را به مرحله نهایی برساند.
عامل مهم دیگر، افزایش تردیدها درباره قابل اتکا بودن چتر امنیتی آمریکا است. بسیاری از کشورهایی که توانایی فنی و اقتصادی برای تولید سلاح هستهای دارند، از جمله ژاپن و برخی کشورهای اروپایی، تاکنون ترجیح دادهاند تحت حفاظت هستهای ایالات متحده باقی بمانند. اما با افزایش تردیدها درباره پایبندی آمریکا به تعهدات دفاعی خود، این رویکرد برای برخی دولتها کمتر مطمئن به نظر میرسد.
کاهش ترس عمومی از بمب هستهای
در کنار این تحولات سیاسی، تغییرات فرهنگی نیز در کاهش حساسیت عمومی نسبت به سلاح هستهای نقش داشته است. از زمان استفاده از بمب هستهای در جنگ جهانی دوم تاکنون بیش از ۸۰ سال گذشته و این فاصله زمانی طولانی باعث شده ترس عمومی از این سلاحها تا حدی کاهش یابد.
در دهههای میانی قرن بیستم، هر آزمایش هستهای جدید در جهان خبر بزرگی محسوب میشد. اما نسلهای جدید که تجربه مستقیم از فضای پرتنش جنگ سرد ندارند، کمتر به چنین موضوعاتی توجه میکنند. حتی در فرهنگ عامه نیز این تغییر قابل مشاهده است؛ موضوع تهدید هستهای که در دهههای گذشته الهامبخش فیلمها و آثار هنری بسیاری بود، تا سالهای اخیر تقریباً از مرکز توجه خارج شده بود.
این در حالی است که پس از پایان جنگ سرد، کشورهایی مانند پاکستان و کره شمالی نیز به جمع دارندگان سلاح هستهای پیوستهاند. اگرچه تعداد کلی کلاهکهای هستهای در جهان کاهش یافته، اما تنوع کشورهایی که به این سلاحها دسترسی دارند افزایش یافته است.
البته همچنان موانعی جدی برای گسترش سریع این سلاحها وجود دارد. تولید و نگهداری سلاح هستهای بسیار پرهزینه است و حتی آغاز چنین برنامهای میتواند تنشهای منطقهای شدیدی ایجاد کند. علاوه بر این، تجربه برخی کشورهای هستهای نشان میدهد که داشتن بمب لزوماً به معنای پایان درگیریها نیست؛ همانگونه که تنشهای مرزی میان هند، چین و پاکستان یا حملات مکرر علیه اسرائیل نشان میدهد.
با این حال، نحوه صحبت دولتها درباره این موضوع نشان میدهد که یکی از مهمترین تابوهای سیاسی در حال شکستن است. در بیش از شش دهه طول کشید تا تعداد کشورهای دارای سلاح هستهای به ۹ کشور برسد، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند این روند میتواند در آینده سریعتر شود.
در جهانی که بهتدریج از نظم متمرکز بر آمریکا فاصله میگیرد و به سمت ساختاری چندقطبی حرکت میکند، گسترش بازدارندگی هستهای ممکن است بازتابی از همین تغییرات باشد. برخی نظریهپردازان معتقدند افزایش تعداد کشورهای هستهای میتواند مانع جنگ میان آنها شود، زیرا خطر نابودی متقابل بازدارندگی ایجاد میکند. در مقابل، منتقدان هشدار میدهند هرچه تعداد بازیگران هستهای بیشتر شود، احتمال خطا و بحران نیز افزایش خواهد یافت.
در چنین شرایطی شاید مهمترین نکته این باشد که در حالی که توجه جهانی به فناوریهای جدیدی مانند هوش مصنوعی معطوف شده، یکی از تعیینکنندهترین فناوریهای قدرت در جهان همچنان همان فناوری قدیمی قرن بیستم است: سلاح هستهای.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :