کدام تنگه‌ها اقتصاد جهان را فلج می‌کنند؟

بسته شدن تنگه هرمز و ناامنی در دریای سرخ نشان داده است که آزادی ناوبری در آب‌های بین‌المللی با تهدیدات جدی روبه‌رو است و حتی قدرت‌های بزرگ نیز نمی‌توانند امنیت عبور و مرور را تضمین کنند. اکونومیست با بررسی مدل‌های تجارت دریایی، به ارزیابی آسیب‌پذیری گلوگاه‌های تجاری جهان پرداخته است. نتایج نشان می‌دهد که اگرچه بسته شدن تنگه هرمز هزینه‌های هنگفتی دارد و بخش عمده‌ای از تجارت را به طور کامل مسدود می‌کند، اما سناریوهای به مراتب بدتری مانند انسداد تنگه‌های آسیایی یا مسیرهای منتهی به دریای مدیترانه وجود دارند که می‌توانند سهم بسیار بیشتری از تجارت جهانی را مختل کرده و اقتصاد مناطق مختلف به ویژه اروپا و آسیا را با بحران‌های بی‌سابقه‌ای مواجه سازند.

جهان صنعت نیوز – از دهه شصت میلادی، مسیرهای آبی جهان همواره به عنوان بسترهایی امن و بدیهی برای تجارت در نظر گرفته می‌شدند. سفر یک کشتی کانتینری از شانگهای به روتردام معمولا یک ماه به طول می‌انجامد و این شناور در مسیر خود از گذرگاه‌های مهمی چون تنگه تایوان، دریای جنوبی چین، تنگه مالاکا، اقیانوس هند، باب‌المندب، کانال سوئز و تنگه جبل‌الطارق عبور می‌کند. اما امروزه با بسته شدن تنگه هرمز و گروگان گرفته شدن دریای سرخ توسط شبه‌نظامیان یمنی، مشخص شده است که حتی ابرقدرتی با توانمندی‌های ایالات متحده نیز نمی‌تواند در برابر پهپادها، قایق‌های تندرو و مین‌های دریایی، عبور ایمن شناورها را تضمین کند. شرکت‌های کشتیرانی و رهبران جهان اکنون با این واقعیت بیدار شده‌اند که آزادی ناوبری در حال فروپاشی است.

اهمیت یک گذرگاه آبی تنها به حجم تجارتی که از آن عبور می‌کند بستگی ندارد، بلکه به مسیرهای جایگزینِ در دسترس نیز وابسته است. در حدود ۸۵ درصد از کل تجارت جهانی به لحاظ حجمی و ۵۵ درصد به لحاظ ارزشی از طریق دریا انجام می‌شود. برای برخی مسیرها مانند دریای سرخ که حملات حوثی‌ها باعث افزایش شدید نرخ بیمه شده است، اختلالات از پیش در هزینه‌ها لحاظ شده است. بر همین اساس، مدلی طراحی شده است که نشان می‌دهد تجارت در حال حاضر چگونه انجام می‌شود و در صورت قطع دسترسی، کشتی‌ها به چه مسیرهایی هدایت می‌شوند. این مدل که مبتنی بر محاسبه مسیرهای بهینه میان ۲۹۸ شهر ساحلی در ۱۲۸ کشور جهان و استفاده از داده‌های تجارت دوجانبه است، نشان می‌دهد که بسته شدن هرمز با وجود هزینه‌های فوق‌العاده بالا، بدترین سناریوی ممکن نیست.

ارزیابی مسیرهای جایگزین و تنگه‌های استراتژیک

مدل طراحی شده نشان می‌دهد که چگونه تجارت در صورت مسدود شدن هر مسیر سازگار می‌شود. به عنوان نمونه، تنگه تایوان از اهمیت ژئوپلیتیکی عظیمی برخوردار است و ۱۳ درصد از تجارت دریایی (به لحاظ ارزشی) را به خود اختصاص می‌دهد. با این حال، دور زدن آن تنها به یک تغییر مسیر انحرافی کوچک نیاز دارد. تنگه مالاکا نیز از نظر ارزش ترافیک، شلوغ‌ترین تنگه جهان است، اما در اینجا نیز مسیرهای جایگزین مناسبی وجود دارد. مسدود شدن این تنگه، مسافتی را که کشتی‌ها باید طی کنند به طور میانگین تنها ۹ درصد افزایش می‌دهد.

با این وجود، سناریوهای دراماتیک‌تری نیز محتمل است. در صورت بروز جنگ بر سر تایوان، ممکن است تمامی تنگه‌های میان آسیا و استرالیا مسدود شوند که این امر نیازمند یک تغییر مسیر انحرافی بسیار بزرگ در اطراف نیمکره جنوبی است و طول مسیرهای تحت تاثیر را به طور متوسط ۵۸ درصد افزایش می‌دهد. سناریوهای دیگری نیز وجود دارند که تصور آن‌ها دشوارتر است اما پیامدهای ویرانگری در پی خواهند داشت. مسدود شدن همزمان تنگه جبل‌الطارق و کانال سوئز، عبور کشتی‌ها از دریای مدیترانه و دریای سیاه به سایر اقیانوس‌ها را کاملا غیرممکن می‌سازد.

جایگاه استثنایی هرمز و آسیب‌پذیری قدرت‌های اقتصادی

با بررسی ۱۴ سناریوی مختلف، مشخص می‌شود که تنگه هرمز از یک منظر کاملا استثنایی است؛ هیچ اختلال منفرد دیگری پتانسیل این را ندارد که این حجم از تجارت را به جای تغییر مسیر، به طور کامل مسدود کند. این آبراه خاورمیانه‌ای از این حیث حتی از تنگه‌های بسفر و اورسوند (و ترافیکی که به ترتیب به دریای سیاه و بالتیک هدایت می‌کنند) نیز پیشی می‌گیرد. علاوه بر این، مدل مذکور ممکن است اهمیت این آبراه را کمتر از حد واقعی برآورد کرده باشد، زیرا ترکیب کالاها را در نظر نمی‌گیرد؛ نفت و گاز مایع را نمی‌توان به راحتی از طریق هوا یا خشکی حمل کرد.

با این وجود، انسدادهای دیگر سهم بسیار بزرگتری از تجارت جهانی را تحت تاثیر قرار می‌دهند که نشان‌دهنده پتانسیل آن‌ها برای ایجاد دردسرهای بیشتر است. در حالی که مدل نشان می‌دهد ۶ درصد از تجارت دریایی تحت تاثیر بسته شدن هرمز قرار می‌گیرد، مسدود شدن تنگه تایوان ۱۳ درصد، کانال سوئز ۱۶ درصد و دریای جنوبی چین ۲۴ درصد از تجارت را متاثر می‌سازد. بدترین سناریوی ممکن، یعنی بسته شدن تمامی تنگه‌ها از مالاکا تا استرالیا، بر ۲۶ درصد از تجارت جهانی تاثیر خواهد گذاشت.

اگرچه آمریکا آغازگر جنگ در ایران بوده است، اما آسیا و اروپا پیامدهای اقتصادی بدتری را متحمل خواهند شد. ایالات متحده در برابر مسدود شدن بسیاری از آبراه‌های دیگر نیز به همین میزان مصون خواهد بود. بسته شدن تنگه کره بیشترین مشکلات تجاری را برای آمریکا ایجاد می‌کند و بر ۱۴ درصد از تجارت آن تاثیر می‌گذارد، اما تنها موجب تغییر مسیرهای جزئی می‌شود. در مقابل، برای اتحادیه اروپا، بسته شدن ترکیبی جبل‌الطارق و سوئز فاجعه‌بار خواهد بود و احتمالا ۴۰ درصد از تجارت دریایی آن را تحت تاثیر قرار داده و ۲۶ درصد آن را به طور کامل مسدود می‌کند. چین نیز به شدت آسیب‌پذیر است؛ انسدادها در آسیای جنوب شرقی بیش از ۴۰ درصد از تجارت دریایی این کشور و مسدود شدن گذرگاه‌های دریای سرخ بیش از ۲۵ درصد آن را متاثر خواهد کرد.

با گذشت زمان، نبوغ بشری راهی برای دور زدن بیشتر موانع پیدا می‌کند. خطوط لوله می‌توانند گسترش یابند، مسیرهای حمل و نقل جاده‌ای ایجاد شوند و منابع جایگزین تامین گردند. اما این یک فرآیند ناکارآمد است که هزینه‌های بزرگ و غیرضروری را بر اقتصاد جهانی تحمیل می‌کند. رویدادهای اخیر، شرکت‌ها را وادار خواهد کرد تا ریسک را در عملیات خود ایجاد کنند، ذخایر بیشتری نگهداری کنند و به تامین‌کنندگان نزدیک‌تر اما با کارایی کمتر روی آورند، چرا که آن‌ها می‌دانند دفعه بعد ممکن است شرایط به مراتب بدتر باشد.

اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
شناسه : 579519
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *