جنگ سرد جدید یا عصر امپراتوری‌ها؟؛ نقشه راه ژئوپلیتیک جهان در دهه آینده

در دورنمای جهان پس از ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، نشانه‌های نگران‌کننده‌ای از فرسایش حقوق بین‌الملل، فروپاشی نظم تجاری جهانی و تضعیف ائتلاف‌های سنتی به چشم می‌خورد؛ تا جایی که کشورهای بیشتری به فکر دستیابی به سلاح هسته‌ای افتاده‌اند. هال برندز، اندیشمند حوزه ژئوپلیتیک، در نشریه فارن پالیسی، سه سناریوی محتمل را برای آینده نظام بین‌الملل ترسیم می‌کند: بازگشت به سیاست بلوک‌بندی و جنگ سرد جدید، ظهور عصر امپراتوری‌ها و حوزه‌های نفوذ و در نهایت سقوط به ورطه قانون جنگل و هرج‌ومرج جهانی.

جهان صنعت نیوز – به باور کارشناسان، نظم قانون‌محور بین‌المللی که در دهه‌های گذشته به رهبری آمریکا شکل گرفته بود، اکنون کاملاً از بین رفته است. این نظم که در ابتدا پس از سال ۱۹۴۵ میلادی در جهان غرب پایه‌گذاری شد و پس از پایان جنگ سرد سودای جهانی شدن در سر داشت، با مقاومت سرسختانه کشورهایی نظیر چین و روسیه و همچنین تردیدهای داخلی در خود ایالات متحده مواجه شد. اگرچه نظم پیشین هرگز بی‌نقص نبود و با ریاکاری‌ها و اجبارهایی همراه بود، اما در مقایسه با تمام نظم‌های تاریخی دیگر، کارنامه بسیار بهتری داشت. با مرگ این نظم، محتمل‌ترین سناریو برای آینده، شکل‌گیری یک جنگ سرد جدید و بازگشت به سیاست بلوک‌بندی است.

در این سناریو، جهان شاهد تقابل یک بلوک به رهبری چین (شامل حکومت‌های اوراسیا مانند روسیه، ایران، کره شمالی و بخش‌هایی از جنوب جهانی) با بلوک اصلاح‌شده غرب به رهبری آمریکا خواهد بود. با این حال، بلوک تحت رهبری واشنگتن بسیار سست‌تر و معامله‌گرانه‌تر از گذشته خواهد بود. در این میان، کشورهای در حال نوسان مانند هند، عربستان سعودی و اندونزی تلاش می‌کنند با رویکردی فرصت‌طلبانه، میان این دو قطب مانور دهند.

دلیل اصلی برتری یافتن این سناریو آن است که رقابت ساختاری میان واشنگتن و پکن واقعی و ماندگار است و فارغ از دیدارهای دیپلماتیک، فشارهای سنگینی بر سیستم بین‌الملل وارد می‌کند. این سناریو هرچند پرهزینه و خطرناک است، اما از آنجا که حداقل سطحی از همکاری را میان کشورهای هم‌فکر برای حفظ توازن قوا و بقای سیستم‌های دموکراتیک حفظ می‌کند، در مقایسه با سایر گزینه‌ها مطلوب‌ترین سناریو به شمار می‌رود.

عصر امپراتوری‌ها و حوزه‌های نفوذ

سناریوی دوم که یادآور مناسبات قرن نوزدهم میلادی است، بر پایه احیای امپراتوری‌ها و تقسیم جهان به حوزه‌های نفوذ منطقه‌ای استوار است. در این چشم‌انداز، ایالات متحده به جای مداخله جهانی، بر سلطه خود در نیمکره غربی (تحت دکترین موسوم به دونرو) تمرکز می‌کند تا بتواند خروجی امن از سایر نقاط جهان داشته باشد. با عقب‌نشینی واشنگتن و فروپاشی ائتلاف‌های آن در اروپا و اقیانوس آرام، راه برای سایر قدرت‌ها باز می‌شود تا حوزه‌های نفوذ خود را بسازند.

در چنین جهانی، چین بخش‌های وسیعی از شرق و جنوب شرقی آسیا را تحت تسلط خود درمی‌آورد، روسیه بر بخش‌هایی از فضای شوروی سابق مسلط می‌شود و هند به دنبال برتری در جنوب آسیا و حاشیه اقیانوس هند خواهد بود. با این حال، تحقق کامل این سناریو به دلیل پیچیدگی‌ها و درهم‌تنیدگی‌های عمیق اقتصاد جهانی در دوران معاصر، بسیار دشوارتر و آشفته‌تر از قرون گذشته خواهد بود و قطع روابط تجاری ریشه‌دار نیازمند اعمال زور یا مشوق‌های فراوان است.

قانون جنگل و تشدید رقابت برای بقا

تاریک‌ترین و خطرناک‌ترین چشم‌انداز ممکن، سناریوی سوم یا بازگشت به قانون جنگل است که بی‌ثباتی فراگیر اوایل قرن بیستم را تداعی می‌کند. محرک اصلی این سناریو، تبدیل شدن خود ایالات متحده به یک قدرت تجدیدنظرطلب، سلطه‌جو و غارتگر است. در این حالت، رهبران آمریکا ممکن است به اقداماتی نظیر تصرف نظامی گرینلند یا تلاش برای تبدیل کردن کانادا به ایالت پنجاه و یکم این کشور روی بیاورند.

هنگامی که سه قدرت بزرگ جهانی یعنی آمریکا، چین و روسیه همگی رویکردهای تجدیدنظرطلبانه در پیش بگیرند و هیچ قدرت مسلطی برای تامین امنیت و حفظ وضع موجود وجود نداشته باشد، کشورهای کوچکتر به ناچار به استراتژی خوداکتفایی پناه می‌برند. در این دنیای پر هرج‌ومرج، کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، لهستان یا فنلاند برای تضمین امنیت خود به سمت توسعه سلاح‌های هسته‌ای حرکت خواهند کرد؛ روندی که هم‌اکنون نیز زمزمه‌های جدی آن در پایتخت‌های متحدان آمریکا شنیده می‌شود.

نقش انتخابات‌های آمریکا

مسیر آینده جهان تا حد زیادی به نتایج انتخابات‌های آتی آمریکا، به‌ویژه در سال‌های ۲۰۲۸ و ۲۰۳۲ بستگی دارد. روی کار آمدن یک سیاستمدار سنتی از حزب دموکرات یا جمهوری‌خواه می‌تواند جهان را به سمت سناریوی اول (جنگ سرد جدید) هدایت کند. پیروزی جناح‌های انزواطلب افراطی می‌تواند زمینه‌ساز سناریوی دوم (حوزه‌های نفوذ) شود و در صورت تسلط افراطی‌ترین لایه‌های سیاسی که خواستار درهم شکستن کامل حقوق بین‌الملل هستند، جهان به ورطه سناریوی سوم (قانون جنگل) سقوط خواهد کرد. وضعیت کنونی حاصل ترکیبی از شرایط ساختاری، ماهیت رژیم‌ها و نقش افراد است و ترامپ در این میان همزمان نقش علت و معلول را ایفا می‌کند.

برای جلوگیری از تحقق بدترین سناریوها، سیاستمداران باید در مقطع کنونی به ترمیم روابط با جهان دموکراتیک بپردازند. پافشاری منطقی بر تقسیم هزینه‌ها قابل درک است، اما تهدید حاکمیت کشورهای هم‌پیمان، ائتلاف‌های استراتژیک را نابود خواهد کرد. تنها با تعدیل رفتارهای افراطی و حفظ انسجام نسبی است که می‌توان در برابر طوفان‌های ژئوپلیتیک پیش‌رو مقاومت کرد.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 579520
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *