سکوت اژدها؛ چگونه جنگ ایران به برگ برنده چین تبدیل شد؟

اکونومیست: ورود به جنگ با ایران در ابتدا با وعده تضعیف حکومت و مهار جاه‌طلبی‌های هسته‌ای آن توجیه می‌شد و حامیان آن معتقد بودند این اقدام می‌تواند با نمایش کنترل آمریکا بر جریان نفت، چینِ در حال ظهور را مرعوب کند. با این حال، از نگاه پکن، این جنگ یک اشتباه استراتژیک و مرگبار برای واشنگتن محسوب می‌شود که افول آمریکا را تسریع خواهد کرد. چین با اتخاذ رویکردی نظاره‌گر، امیدوار است از این باتلاق برای تثبیت سیاست‌های خوداتکایی، گسترش نفوذ اقتصادی در خاورمیانه و گرفتن امتیازات ژئوپلیتیک از آمریکا بهره‌برداری کند.

جهان صنعت نیوز – یک ماه پس از آغاز درگیری‌ها، منطق اولیه جنگ از دیدگاه پکن بسیار متکبرانه و اشتباه به نظر می‌رسد. دیپلمات‌ها، تحلیل‌گران و مقامات چینی بر این باورند که آمریکا مرتکب خطای بزرگی شده است. رویکرد چین در قبال این بحران یادآور جمله معروف ناپلئون بناپارت است که می‌گفت «هرگز دشمن خود را زمانی که در حال ارتکاب اشتباه است، متوقف نکنید.»

در پکن، این جنگ به عنوان نشانه‌ای از کاهش قدرت آمریکا تفسیر می‌شود. واشنگتن، مشابه بریتانیا در قرن ۱۹، نمایش قدرتمندی از نیروی نظامی ارائه می‌دهد اما فاقد هدفمندی و خویشتن‌داری است. تصمیمات و تهدیدهای بی‌پروا و فقدان استراتژی مشخص از سوی دونالد ترامپ، آمریکا را در مسیر شکست قرار داده است.

تحلیل‌گران چینی امیدوارند این درگیری‌ها، گفتمان افول آمریکا را تقویت کند. ایده عملیات زمینی می‌تواند واشنگتن را به زنجیره‌ای از اقدامات نسنجیده بکشاند که در صورت بروز هرج‌ومرج، آمریکا را برای سال‌ها درگیر خاموش کردن آتش در خاورمیانه کند. این وضعیت، تمرکز واشنگتن را از شرق آسیا، یعنی منطقه‌ای که قرن ۲۱ در آن شکل خواهد گرفت، منحرف می‌سازد.

از سوی دیگر، متحدان آسیایی آمریکا که اکنون تاوان این جنگ‌طلبی را با پرداخت هزینه‌های گزاف برای انرژی می‌پردازند، نسبت به اتکا به واشنگتن دچار تردید شده و احتمالا در تقابل با چین محتاط‌تر عمل خواهند کرد.

تایید استراتژی خوداتکایی و ایجاد اهرم‌های فشار

دومین پیامد این جنگ برای چین، اثبات درستی سیاست‌های شی جین‌پینگ مبنی بر اولویت دادن به امنیت و خوداتکایی در فناوری و کالاها نسبت به رشد اقتصادی است.

پکن با ایجاد یک ذخیره استراتژیک نفت خام به میزان ۱.۳ میلیارد بشکه، نیاز چند ماهه خود را تامین کرده و همزمان سبد انرژی خود را به سمت انرژی‌های هسته‌ای، خورشیدی، بادی و زغال‌سنگ داخلی تنوع بخشیده است. در کنار این اقدامات، چین با تسهیل تجارت نفت ایران، رویکردی عمل‌گرایانه در پیش گرفته است.

علاوه بر این، پکن در حال ایجاد اهرم‌های فشار متقابل علیه آمریکا است. تهدید به محدودیت صادرات مواد معدنی کمیاب که برای صنایع الکترونیک حیاتی هستند، نمونه‌ای از این اقدامات است. اگرچه این اهرم ممکن است با یافتن منابع جایگزین توسط آمریکا تضعیف شود، اما رهبر چین به دنبال یافتن نقاط فشار جدیدی در حوزه‌های دارویی، تراشه‌ها و لجستیک است و قصد دارد سلطه چین بر فناوری‌های نوینی مانند محاسبات کوانتومی و رباتیک را تضمین کند.

بهره‌برداری اقتصادی و دیپلماتیک از بحران

این جنگ فرصت‌های بی‌نظیری برای چین خلق خواهد کرد. کشورهای حوزه خلیج فارس و ایران به زودی قراردادهای پرسودی برای بازسازی به مناقصه خواهند گذاشت. همچنین، نگرانی از تحریم‌های آینده در تنگه هرمز، بسیاری از کشورها را به سمت خرید فناوری‌های سبز چینی مانند تجهیزات خورشیدی، بادی و باتری‌ها سوق می‌دهد؛ صنایعی که در چین با مازاد ظرفیت روبه‌رو هستند. در حالی که سیاست‌های آمریکا همواره با نوسان همراه است، رویکرد منفعت‌طلبانه چین حداقل برای شرکایش قابل اتکا به نظر می‌رسد.

از منظر دیپلماتیک، پکن معتقد است ترامپِ تضعیف‌شده در بحران ایران، شریک مذاکراتی راحت‌تری خواهد بود. چین امیدوار است در نشست ماه مه در پکن، زمینه‌ساز توافقی برای مهار تعرفه‌ها و کنترل‌های صادراتی آمریکا شود و ساختاری برای سرمایه‌گذاری چین در آمریکا ایجاد کند. هدف غایی چین این است که ترامپ صراحتا مخالفت خود را با استقلال تایوان و حمایت از اتحاد مسالمت‌آمیز اعلام کند.

نقطه کور استراتژیک و نگرانی‌های پنهان

با وجود این خوش‌بینی‌ها، نگرانی‌هایی نیز در پکن وجود دارد. استفاده ارتش آمریکا از هوش مصنوعی برای هماهنگی عملیات، کارشناسان چینی را شگفت‌زده کرده و دلیلی دیگر برای پرهیز از حمله شتاب‌زده به تایوان است. از سوی دیگر، طولانی شدن جنگ می‌تواند به صادرات و اقتصاد چین آسیب جدی وارد کند.

 

اما بزرگترین نقطه کور استراتژیک چین این است که تمایلی ندارد سناریوی تبدیل شدن آمریکا به یک قدرت یاغی و ویرانگر نظم جهانی را تصور کند. چین با وجود انتقاد از ارزش‌های غربی، در بستر همین نظم ساخت آمریکا رشد کرده است. بی‌نظمی جهانی می‌تواند موتور رشد صادرات‌محور چین را که ضامن مشروعیت حزب حاکم است، مختل کند.

در حالی که آمریکا در طول تاریخ توانایی شگرفی در بازآفرینی خود نشان داده، ساختار چین محتاط، سالخورده و به شدت درگیر ایدئولوژی است. این احتمال وجود دارد که در آینده‌ای پرآشوب که آمریکا خود آن را خلق کرده، واشنگتن مسیر شکوفایی را پیدا کند اما چین به انزوا کشیده شود.

اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
شناسه : 579985
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *