غنیمتی که نباید از دست داد

محمدرضا سعدی، مدیرمسئوول روزنامه جهان صنعت
تحولات اخیر نشان داد که ایران در یکی از حساسترین مقاطع امنیتی و ژئوپولیتیکی خود توانست ظرفیتی را به نمایش بگذارد که تنها محدود به قدرت نظامی نبود، بلکه بیش از آن، بیانگر کارآمدی یک سیستم مدیریتی مقاومتی بود. در ارزیابی توان یک کشور در شرایط جنگی، معمولاً دو مولفه اصلی مورد توجه قرار میگیرد: توان فنی و تکنولوژیک از یک سو، و توان مدیریتی و انسجام منابع انسانی از سوی دیگر. تجربه اخیر نشان داد که حتی در شرایطی که طرف مقابل از برتری تکنولوژیک برخوردار است، انسجام ساختاری و هماهنگی در سطوح مختلف مدیریتی و عملیاتی میتواند عامل تعیینکننده موفقیت باشد.
در این دوره، برخلاف تصور بسیاری از ناظران خارجی، ساختار فرماندهی و هماهنگی در سطوح مختلف نظامی و امنیتی کشور دچار اختلال نشد و همین انسجام سازمانی، نقش مهمی در عبور از بحران ایفا کرد. آنچه اهمیت داشت، نقش افراد نبود، بلکه کارکرد مؤثر یک سیستم طراحیشده برای تابآوری در شرایط فشار خارجی بود، سیستمی که توانست همسویی اهداف و انگیزه در میان نیروها ایجاد کند.
از منظر بینالمللی هم این تحولات پیام روشنی داشت که نشان داد ایران کشوری مشابه نمونههایی مانند لیبیِ دوران قذافی یا عراقِ صدام نیست که در مواجهه با فشار خارجی دچار فروپاشی سریع شود. این پیام نهتنها برای بازیگران جهانی، بلکه برای کشورهای منطقه از آسیای مرکزی گرفته تا کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اهمیت ویژهای داشت. مقاومت چندینهفتهای در برابر فشارهای شدید، موقعیت ایران را در معادلات منطقهای تثبیت کرد و نشان داد که این کشور از ظرفیت ایستادگی ساختاری برخوردار است.
در داخل کشور نیز نشانههای مهمی از ثبات اجتماعی و مدیریتی مشاهده شد. برخلاف بسیاری از پیشبینیها، در دوره بحران نه بیثباتی گسترده اجتماعی رخ داد، نه اختلال جدی در امنیت داخلی و نه بحران پایدار در تأمین کالاهای اساسی اتفاق افتاد. حتی در حوزه انرژی، با وجود حملات به زیرساختها، مدیریت مصرف و بازگشت سریع شرایط به وضعیت عادی نشان داد که سازوکارهای پیشبینی و ذخیرهسازی تا حد زیادی کارآمد بودهاند. می توان گفت که این تجربه، نمونهای از ظرفیت عملی مدیریت بحران اقتصادی در شرایط فشار خارجی ثبت شده که نباید به آسانی آن را از دست داد.
اکنون در فرصت آتش بس دو هفته ای تا زمانی که طرفین دوباره میز دیپلماسی باز می گردند، پرسش اصلی این است که آیا این ظرفیت صرفاً باید در حوزه نظامی باقی بماند؟
اگر ایران توانسته است در حوزه امنیتی و دفاعی یک «مدل مدیریت مقاومتی» موفق ایجاد کند، چرا همین مدل به حوزه توسعه اقتصادی و روابط بینالملل منتقل نشود؟ ایران از نظر موقعیت ژئوپولیتیکی، منابع طبیعی، سرمایه انسانی و جایگاه منطقهای، ظرفیتهایی دارد که بسیاری از کشورها فاقد آن هستند. برخی کشورها منابع دارند اما موقعیت ندارند، برخی فناوری دارند اما عمق راهبردی ندارند؛ ایران از ترکیب این مؤلفهها برخوردار است.
اکنون فرصت آن است که هسته مدیریت مقاومتی با هسته مدیریت توسعه پیوند بخورد. ترکیب این دو میتواند زمینه شکلگیری یک هسته ایران توسعه را فراهم کند. الگویی که بتواند از ظرفیتهای ژئوپولیتیکی، توان نظامی تثبیتشده و جایگاه منطقهای کشور برای جذب سرمایه خارجی و بازسازی اقتصادی استفاده کند.
در صورت حرکت در این مسیر، حتی کاهش تنشهای خارجی و رفع تدریجی تحریمها میتواند موقعیت ایران را بهگونهای تغییر دهد که ایران را به یکی از هابهای مالی و اقتصادی منطقه تبدیل کند. واقعیت این است که طی سالهای گذشته، برخی کشورهای منطقه از خلا اقتصادی ایران بهره بردهاند و رشد کردهاند. در فرصت صلحی که اگر بدست آید، امکان بازتعریف این موازنه وجود دارد.
ایران علاوه بر منابع طبیعی گسترده، از سرمایه انسانی قابلتوجهی نیز برخوردار است، بهویژه ایرانیان متخصص خارج از کشور که میتوانند در صورت ایجاد فضای مناسب، نقش مهمی در توسعه اقتصادی ایفا کنند. جذب این سرمایه انسانی و مالی، مستلزم بازطراحی برخی رویکردهای اقتصادی و سیاست خارجی و کاهش تنشهای غیرضروری است.
تجربه اخیر نشان داد که کشور توان مدیریت شرایط سخت را دارد. گام بعدی میتواند انتقال همین تجربه به عرصه توسعه باشد. اگر چنین انتقالی بهدرستی طراحی شود، ایران قادر خواهد بود در یک برنامه میانمدت چندساله، جایگاه اقتصادی خود را در سطحی رقابتی با قدرتهای بزرگ آسیایی ارتقا دهد.
اکنون زمان آن است که دستاوردهای تابآوری امنیتی به جهش توسعهای تبدیل شود. این همان نقطهای است که میتواند مسیر آینده اقتصاد ایران را تعیین کند.
یادداشتلینک کوتاه :