سلاح آخرالزمان تهران؛ چگونه ایران شاهرگ اقتصاد جهانی را در دست گرفت؟

آتلانتیک: عملیات نظامی ایالات متحده با هدف توقف برنامه هستهای ایران، پیامدی ناخواسته به همراه داشت و نشان داد که تهران به یک سلاح بازدارنده قدرتمند، یعنی کنترل تنگه هرمز، دست یافته است. با وجود نابودی بخشی از توانمندیهای نیروی دریایی کلاسیک، ایران توانسته است با استفاده از مین، موشک و پهپادهای ارزانقیمت، امنیت این آبراه حیاتی را از بین ببرد و تجارت جهانی انرژی را فلج کند. اکنون، با وجود مذاکرات آتشبس و بازگشایی مشروط تنگه، ایران همچنان کلید این شریان اقتصادی را در دست دارد و از آن به عنوان ابزاری برای بازدارندگی استراتژیک، باجگیری اقتصادی و مقابله با فشارهای واشنگتن بهره میبرد.
جهان صنعت نیوز – رئیسجمهور ایالات متحده جنگ را با هدف توقف دستیابی ایران به سلاح هستهای آغاز کرد، اما همانطور که نورمن ریکلفس اشاره میکند، تاریخ جنگ، تاریخ پیامدهای ناخواسته است. این درگیری به کشف یک سلاح بازدارنده بسیار مؤثر توسط تهران منجر شد که معادل اقتصادی «نابودی قطعی متقابل» است. در حالی که آسیبپذیری تنگه هرمز همواره مشخص بود، هیچکس در واشنگتن یا تهران تصور نمیکرد بستن آن تا این حد آسان، بازگشایی آن توسط آمریکا تا این حد دشوار و تبعات اقتصادی آن تا این حد گسترده و سریع باشد.
سوختهای فسیلی برای تمدن صنعتی مدرن حکم هوا برای ریهها را دارند و نیروی محرکه حدود ۸۰ درصد از اقتصاد جهانی هستند. همچنین، حدود ۲۵ درصد از تجارت دریایی نفت و ۲۰ درصد از گاز طبیعی مایع در جهان از طریق تنگه هرمز عبور میکند. با وجود اینکه نیروی دریایی ایران در عملیات نظامی آمریکا آسیب دید و به گفته ژنرال دن کین، بیش از ۹۰ درصد از ناوگان ارتش شامل ۱۵۰ کشتی به همراه نیمی از قایقهای تندرو سپاه پاسداران غرق شدند، تهران توانست با استفاده از مین، موشک و پهپادهای ارزانقیمت شاهد، تنگه را مسدود کند. این اقدامات فضای ناامنی گستردهای ایجاد کرد که باعث شد بازارهای بیمه دریایی از ارائه خدمات به کشتیهای عبوری خودداری کرده یا نرخهای بازدارندهای وضع کنند.
چالش بازگشایی تنگه و تغییر ارکان بازدارندگی
بازگشایی و از همه مهمتر باز نگهداشتن تنگه هرمز برای ایالات متحده چالشی عظیم است. این اقدام نیازمند منابع گسترده، تشکیل ائتلاف بینالمللی و تحمل تلفات جانی بالایی است که رئیسجمهور آمریکا تمایلی به پذیرش آن ندارد. علاوه بر این، ایران میتواند در اقدامی تلافیجویانه، زیرساختهای حیاتی انرژی در کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار دهد. واقعیت تلخ این است که بازگرداندن ترافیک دریایی به سطح پیش از جنگ، یعنی حدود ۱۳۰ شناور در روز، بدون همکاری ایران تقریباً غیرممکن است.
دلیل پافشاری ایران بر کنترل تنگه، جستجو برای یک بازدارندگی استراتژیک جدید است. پیش از این، پایههای بازدارندگی ایران شامل موشکها، شبکههای نیابتی و برنامه هستهای بود که پس از جنگ دوازدهروزه با اسرائیل آسیب دید. با آغاز عملیات نظامی آمریکا، ایران برای بقای خود به کنترل تنگه هرمز روی آورد و اکنون شرطبندی کرده است که میتواند درد اقتصادی کوتاهمدت ناشی از توقف صادرات خود را بهتر از دولت آمریکا، آن هم در سال انتخابات، تحمل کند.
ایران علاوه بر استفاده تسلیحاتی از تنگه هرمز، به دنبال درآمدزایی از آن برای بازسازیهای پس از جنگ است. تهران اعلام کرده است که از تمام کشتیهای کشورهای دوست، عوارض ترانزیتی به صورت ارز دیجیتال یا یوان چین دریافت خواهد کرد و به کشتیهای کشورهای متخاصم اجازه عبور نخواهد داد. این رویه جدید با مخالفت کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی احتمالاً چین مواجه خواهد شد. با این حال، اولویت اصلی آمریکا از سرگیری ترافیک پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر برای کاهش فشارهای اقتصادی است.
صندوق بینالمللی پول هشدار داده است که حتی در صورت بازگشایی کامل، ماهها طول میکشد تا آسیبهای اقتصادی از جمله تورم و کاهش رشد ترمیم شود. این توقف تنها شامل نفت و گاز نمیشود، بلکه جریان کالاهای حیاتی مانند کود نیتروژن، گوگرد و هلیوم را نیز مختل کرده است. با وجود اعلام بازگشایی کامل تنگه برای کشتیهای تجاری در طول آتشبس توسط عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، تهران اکنون ترافیک را به مسیر جدیدی در آبهای سرزمینی خود هدایت کرده است که نیازمند هماهنگی با نیروی دریایی سپاه پاسداران است. به گفته دنی سیترینوویچ، تحلیلگر نظامی، ایران همچنان کلید این تنگه را در دست دارد و به عنوان سپری در برابر تجاوزات آینده، بعید است به این زودیها کنترل آن را رها کند.
اخبار برگزیدهسیاسی
لینک کوتاه :