شکاف بیسابقه قیمت نفت؛ وقتی الگوریتمهای معاملاتی واقعیت را نادیده میگیرند!

رشد اخیر بازارهای سهام جهانی و کاهش قیمت نفت در پی فروکش کردن ظاهری تنشها میان ایالات متحده و ایران، این توهم را ایجاد کرده است که شوک انرژی و خطر رکود اقتصاد جهانی در حال محو شدن است. با این حال، کارشناسان و فعالان صنعت انرژی هشدار میدهند که این خوشبینی بازار با واقعیتهای میدانی در تضاد است. آسیبهای گسترده به زیرساختها، اختلال شدید در زنجیره تامین جهانی و خطرات پابرجا در مسیرهای ترانزیتی مانند تنگه هرمز، نشاندهنده بحرانی است که به این زودیها برطرف نخواهد شد و اقتصاد جهانی را در معرض خطر یک شوک و تاوان سنگین اقتصادی قرار داده است.
جهان صنعت نیوز – با اوجگیری بازارهای سهام و افت قیمت نفت در هفته جاری که به دنبال نشانههایی از کاهش تنشها میان آمریکا و ایران رخ داد، این تصور در اذهان شکل گرفت که شوک انرژیِ تکاندهنده اقتصاد جهان و خطر ورود به رکود اقتصادی به سرعت از بین خواهد رفت. با این وجود، عدم قطعیتهای موجود نشان میدهد که در زیر این پوسته آرام، واقعیت کاملاً متفاوتی در جریان است. این واقعیت با خطوط تامین مختلشده و زیرساختهای آسیبدیده تعریف میشود که نگرانیهای فزایندهای را در میان تولیدکنندگان، انتقالدهندگان و وابستگان به انرژی برانگیخته است.
گری مورتون، از مدیران ارشد حوزه نفت و گاز در این باره معتقد است افرادی که بیشترین نزدیکی را به این صنعت دارند، به شدت نگران این اختلالات هستند و میدانند که بازگشت شرایط به حالت عادی، اگر اصلاً امکانپذیر باشد، به زمان بسیار طولانی نیاز دارد. به گفته وی، هرچه افراد از فرآیند تولید فیزیکی نفت دورتر باشند، نگرانی کمتری نسبت به واقعیتها و مشکلات موجود نشان میدهند. حتی سرمایهگذارانی که برای بهرهبرداری از این خوشبینی هجوم آوردهاند، اعتراف میکنند که این وضعیت، مشکلات عمیق و بنیادینی را پنهان کرده است که در آیندهای نهچندان دور، تاوان سنگینی به همراه خواهد داشت.
ریتش جین، بنیانگذار یک شرکت سرمایهگذاری، با اشاره به فروپاشی زنجیره تامین در آسیا و اروپا تاکید میکند که بازار در نهایت با یک اصلاح قیمتی مواجه خواهد شد، اما در حال حاضر معاملهگران ترجیح میدهند در لحظه زندگی کنند و امیدوار باشند که پیش از توقف این روند، بتوانند سرمایه خود را خارج کنند.
بحرانهای خاموش و هشدارهای نهادهای بینالمللی
این گسست میان سیگنالهای بازار و اتفاقات دنیای واقعی، به طور فزایندهای در حال شکل دادن به اقتصاد جهانی است. در شرایطی که سرمایهگذاران و الگوریتمهای معاملاتی آنها تنها به تیتر اخبار و نشانههای پیشرفت دیپلماتیک واکنش نشان میدهند، تحلیلگران هشدار میدهند که نشانههای خطرناک ماههای آینده کاملاً نادیده گرفته شدهاند.
این بیتوجهی باعث شده است تا چهرههای برجسته اقتصادی جهان، از جمله رئیس آژانس بینالمللی انرژی و مقامات صندوق بینالمللی پول، هشدار دهند که این خوشخیالی کاملاً بیاساس است. فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بینالمللی انرژی، صراحتاً اعلام کرده است که هیچ کشوری، صرف نظر از میزان ثروت یا منابع انرژی خود، از این بحران در امان نخواهد بود.
ابعاد این بحران در سراسر جهان در حال نمایان شدن است. اروپا در خطر اتمام سوخت جت در شش هفته آینده قرار دارد. قیمت کودهای شیمیایی به حدی افزایش یافته است که میتواند به رشد قیمت مواد غذایی تا سال آینده میلادی منجر شود. کمبود مواد اولیه کلیدی نه تنها برای تولید محصولاتی مانند ماسکهای جراحی و اسباببازیها، بلکه برای تمامی انواع پلاستیکها به چشم میخورد که این امر به معنای افزایش هزینه هر محصول دارای بستهبندی پلاستیکی است. همزمان، کارخانههایی در کشورهایی نظیر ویتنام و بنگلادش که شرکتهای آمریکایی برای تولید محصولات خود به آنها وابستهاند، زیر بار هزینههای سرسامآور انرژی در آستانه تعطیلی قرار گرفتهاند.
برخی تحلیلگران این واکنش بازار را به رفتار معاملهگران در دوران همهگیری کرونا تشبیه میکنند؛ دورانی که بازارها پس از یک سقوط اولیه به سرعت بازگشتند و آسیبهای ماندگار به زنجیره تامین و خطرات تورمی را نادیده گرفتند، اما در نهایت با اتمام موجودی کالاها و ذخایر انرژی، پسلرزههای تنبیهی آن اقتصاد جهان را فرا گرفت. اما اشفورد، پژوهشگر ارشد حوزه سیاست خارجی، تاکید میکند که باور به حل سریع این بحران یک خودفریبی است و واقعیت در نهایت خود را تحمیل خواهد کرد.
معمای قیمتگذاری نفت و توهم بازگشایی تنگه هرمز
برای بسیاری از فعالان صنعت نفت، واکنش بیتفاوت معاملهگران به یک اختلال جهانی که به سرعت قابل ترمیم نیست، بسیار گیجکننده است. آنها تاکید میکنند که اعلام ایران مبنی بر بازگشایی مشروط تنگه هرمز که گذرگاه حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز طبیعی جهان است، تنها یک گام جزئی است و برخلاف آنچه بازارهای آتی نفت نشان میدهند، یک پیشرفت بزرگ محسوب نمیشود.
ایران تصریح کرده است که تنها به کشتیهای خاصی اجازه عبور گزینشی در مسیرهای مشخص را میدهد. این تنگه باریک همچنان مملو از مین است و ایالات متحده نیز محاصره نظامی ترافیک کشتیرانی را لغو نکرده است.
نیل کراسبی، مدیر بخش تحقیقات نفت در یک شرکت اطلاعات بازار، رفتار بازار را دیوانهوار توصیف میکند. وی یادآور میشود که پس از حمله روسیه به اوکراین، در حالی که تقریباً هیچ نفتی در معرض خطر نبود، قیمتهای آتی به ۱۳۰ دلار رسید؛ اما اکنون که ۲۰ درصد از نفت جهان در خطر است، قیمت نفت در بازارهای آتی به زیر ۱۰۰ دلار رسیده است. به گفته او، این واکنش غیرمنطقی ناشی از مه جنگ و سردرگمی معاملهگران نسبت به اهداف ایالات متحده است. معاملهگران با این پیشفرض عمل میکنند که دونالد ترامپ به دنبال راهی برای خروج از این درگیری است. این سردرگمی به ایجاد یک شکاف بیسابقه در قیمتگذاری منجر شده است؛ به طوری که خریداران در برخی نقاط جهان برای دریافت فوری یک بشکه نفت بیش از ۱۴۰ دلار میپردازند، در حالی که قیمت همان بشکه برای تحویل در ماههای آینده به زیر ۹۰ دلار سقوط کرده است.
الگوریتمهای معاملاتی به سرعت به هر خبر یا توییتی واکنش نشان میدهند و کاهش قیمت نفت در بازارهای آتی، این الگوریتمها را به خرید سهام ترغیب میکند، چرا که سوخت ارزانتر روی کاغذ به معنای سود بیشتر شرکتها است. خطر اصلی این است که این روند در حالی رخ میدهد که اختلال عظیم انرژی هنوز حل نشده و عواقب اقتصادی آن به طور کامل احساس نشده است.
زیرساختهای آسیبدیده و خطر سکته اقتصاد جهانی
اقتصاددانان هشدار میدهند که بازارها با این شوک به عنوان یک رویداد موقت برخورد میکنند، در حالی که فعالان نفتی آن را یک بحران بلندمدت میدانند. تیبور بسدس، استاد اقتصاد، تاکید میکند که جریان نفت را نمیتوان صرفاً با باز کردن یک شیر آب دوباره برقرار کرد و سرمایهگذاران ظاهراً فراموش کردهاند که جنگ هنوز در جریان است. زیرساختهای انرژی در مناطق کلیدی به شدت آسیب دیدهاند، مسیرهای حساس کشتیرانی با خطرات جدی مواجهاند و لجستیک انتقال نفت و گاز دچار اختلالی شده است که به سرعت قابل جبران نیست.
به گفته کارشناسان، سرعت حرکت یک نفتکش از دوچرخهسواری نیز کندتر است و هفتهها یا ماهها طول میکشد تا ترافیک دریایی به حالت عادی بازگردد. از سوی دیگر، تعمیر تاسیسات تولیدی آسیبدیده در کشورهای حاشیه خلیج فارس، تا زمانی که بمبارانها به طور کامل متوقف نشوند، آغاز نخواهد شد و برآورد دقیق خسارات هنوز ممکن نیست.
تاریخ در این زمینه درسهای مهمی دارد؛ همانطور که پس از آتش زدن چاههای نفت کویت توسط عراق در سال ۱۹۹۰، بازگرداندن تولید به سطح عادی سالها زمان برد. امیر هندجانی، از مدیران موسسات مشاورهای، زیرساختهای انرژی را به شریانهای اصلی قلب اقتصاد جهان تشبیه میکند. وی هشدار میدهد که در صورت وقوع دور جدیدی از درگیریها و حملات بیشتر به زیرساختهای آسیبدیده خلیج فارس، اختلال در عرضه میتواند به حدی شدید باشد که اقتصاد جهانی را دچار سکتهای تمامعیار کند.
اخبار برگزیدهنفت و پتروشیمیلینک کوتاه :