راز پارادوکس ۲۰۲۶؛ چرا بازارهای مالی در دل جنگ می‌درخشند؟

در حالی‌که جنگ در خلیج فارس بزرگ‌ترین شوک انرژی تاریخ را رقم زده، بازارهای مالی به‌ویژه در آمریکا نه‌تنها سقوط نکرده‌اند بلکه به رکوردهای جدید رسیده‌اند. این واگرایی میان واقعیت‌های ژئوپلیتیکی و رفتار بازارها، نتیجه ترکیبی از خوش‌بینی فناورانه، تاب‌آوری اقتصاد آمریکا، سودآوری شرکت‌ها، ساختار جدید معاملات مالی و نوعی رفتار جمعی مبتنی بر انتظارات و سوگیری‌های سرمایه‌گذاران است؛ وضعیتی که می‌تواند ناپایدار و مستعد اصلاح در آینده باشد.

جهان صنعت نیوز – سال ۲۰۲۶ با یک تناقض بنیادین تعریف می‌شود. از یک‌سو، جنگ در خاورمیانه به گفته آژانس بین‌المللی انرژی بزرگ‌ترین بحران انرژی تاریخ را ایجاد کرده، خشونت در مناطق مختلف از جمله اوکراین و سودان ادامه دارد، بدهی‌های جهانی در سطوح بالا قرار دارد، تغییرات اقلیمی تشدید شده و انقلاب هوش مصنوعی نیز همزمان با ایجاد فرصت، تهدیدی برای اشتغال محسوب می‌شود. از سوی دیگر، اقتصاد جهانی همچنان رشد بیش از ۳ درصدی را حفظ کرده و بازار سهام آمریکا به رکوردهای جدید دست یافته است.

شاخص S&P 500 نه‌تنها نسبت به آغاز جنگ ایران بیش از ۳ درصد رشد کرده، بلکه در مقایسه با یک سال قبل حدود ۳۰ درصد افزایش یافته است. سایر بازارها مانند اروپا و ژاپن نیز با وجود نوسانات، همچنان در سطوح نسبتاً بالایی قرار دارند. این وضعیت، واگرایی قابل‌توجهی میان بازارهای مالی، احساسات مصرف‌کنندگان و تحولات ژئوپلیتیکی ایجاد کرده است.

بازار به‌عنوان آینه‌ای ناقص از اقتصاد

در شرایط عادی، قیمت دارایی‌ها و احساسات مصرف‌کنندگان هم‌جهت حرکت می‌کنند، اما اکنون این رابطه از هم گسسته است. بازار سهام به‌نوعی از واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی فاصله گرفته و به‌جای بازتاب دقیق شرایط، به یک آینه ناقص تبدیل شده است. بخشی از این مسئله به تغییرات ساختاری در بازارها بازمی‌گردد.

امروزه سهم قابل‌توجهی از معاملات بین ۶۰ تا ۸۰ درصد توسط الگوریتم‌ها و برنامه‌های کامپیوتری انجام می‌شود. این تحول باعث افزایش رفتارهای توده‌وار در بازار شده، زیرا الگوریتم‌ها اغلب واکنش‌های مشابهی به اطلاعات نشان می‌دهند. در نتیجه، جریان نقدینگی و مومنتوم بازار بیش از تحلیل‌های بنیادی بر قیمت‌ها اثر می‌گذارد.

همزمان، نوعی انسان‌انگاری بازار نیز در ادبیات عمومی و رسانه‌ای رواج یافته است؛ به‌گونه‌ای که بازار به‌عنوان موجودی با احساسات و واکنش‌های مستقل تصور می‌شود. این رویکرد، پیچیدگی‌های اقتصاد را ساده‌سازی می‌کند، اما می‌تواند به درک نادرست از واقعیت منجر شود.

نقش فناوری و تمرکز بازار در آمریکا

یکی از مهم‌ترین محرک‌های رشد بازارها، خوش‌بینی گسترده نسبت به فناوری به‌ویژه هوش مصنوعی است. شرکت‌های بزرگ فناوری که سهمی حدود یک‌سوم از شاخص S&P 500 دارند، نقش محوری در این روند ایفا می‌کنند. هرچند بسیاری از بازیگران اصلی حوزه هوش مصنوعی هنوز وارد بازار بورس نشده‌اند، اما انتظارات نسبت به این بخش، به افزایش ارزش شرکت‌های مرتبط منجر شده است.

این تمرکز همچنین توضیح می‌دهد چرا بازار آمریکا عملکرد بهتری نسبت به سایر مناطق دارد. آمریکا نه‌تنها از شوک انرژی ناشی از انسداد تنگه هرمز کمتر آسیب می‌بیند به دلیل تولید داخلی انرژی بلکه سهم آن از ارزش کل بازارهای سهام جهانی به حدود ۶۵ درصد رسیده است.

 سودآوری شرکت‌ها و شکاف میان سرمایه و نیروی کار

عامل دیگر در تداوم رشد بازارها، عملکرد قوی شرکت‌هاست. حدود ۸۰ درصد شرکت‌های S&P 500 در گزارش‌های سه‌ماهه خود فراتر از انتظارات تحلیل‌گران ظاهر شده‌اند. این سودآوری نه‌تنها محدود به شرکت‌های فناوری نیست، بلکه در سایر بخش‌ها نیز مشاهده می‌شود.

در عین حال، این روند به تعمیق شکاف میان سرمایه و نیروی کار منجر شده است. افزایش بهره‌وری ناشی از فناوری به‌ویژه هوش مصنوعی می‌تواند به کاهش اشتغال منجر شود. بنابراین، در حالی که سود شرکت‌ها و قیمت سهام افزایش می‌یابد، احساسات مصرف‌کنندگان تضعیف می‌شود؛ پدیده‌ای که به واگرایی میان بازار و اقتصاد واقعی دامن می‌زند.

تجربه‌های اخیر نیز نقش مهمی در شکل‌گیری رفتار فعلی بازارها داشته است. طی سال‌های گذشته، اقتصاد جهانی شوک‌های متعددی از جنگ اوکراین تا افزایش نرخ بهره و تنش‌های تجاری را تجربه کرده، اما توانسته رشد خود را حفظ کند. این تجربه، نوعی اعتماد به توانایی بازارها برای سازگاری ایجاد کرده است.

بررسی‌های تاریخی نیز نشان می‌دهد که بازارهای سهام اغلب پس از آغاز جنگ‌ها، در میان‌مدت رشد کرده‌اند. به‌طور متوسط، یک سال پس از شروع درگیری‌ها، شاخص S&P 500 حدود ۷ درصد افزایش یافته است. این الگو اکنون نیز در حال تکرار است و به تقویت دیدگاه‌های خوش‌بینانه کمک می‌کند.

ریسک حباب؛ نقش انتظارات و سوگیری‌های رفتاری

در مقابل این توضیحات، دیدگاه دیگری وجود دارد که رشد بازارها را ناشی از شکل‌گیری حباب می‌داند. این دیدگاه بر سه عامل رفتاری تأکید دارد. نخست، نبود گزینه جایگزین که سرمایه‌گذاران را به سمت بازار سهام سوق می‌دهد؛ دوم، ترس از جا ماندن که موجب تداوم خرید حتی در شرایط تردید می‌شود؛ و سوم، این باور که سیاست‌گذاران به‌ویژه در آمریکا در صورت افت بازار، برای حمایت از آن مداخله خواهند کرد.

این عوامل، نوعی ریسک اخلاقی ایجاد کرده‌اند و می‌توانند باعث شوند سرمایه‌گذاران اثرات واقعی جنگ از جمله اختلال در زنجیره‌های تأمین و کاهش رشد اقتصادی را نادیده بگیرند. در چنین شرایطی، اگر این واقعیت‌ها آشکارتر شوند، احتمال اصلاح بازار افزایش می‌یابد.

بنابراین رشد بازارهای مالی در شرایط جنگی، حاصل ترکیب چندین عامل ساختاری و رفتاری است: خوش‌بینی نسبت به فناوری، برتری نسبی اقتصاد آمریکا، سودآوری شرکت‌ها، تجربه تاب‌آوری در برابر شوک‌ها و در نهایت، رفتارهای جمعی سرمایه‌گذاران. با این حال، این وضعیت لزوماً پایدار نیست.

بازارها در کوتاه‌مدت می‌توانند تحت تأثیر انتظارات و جریان نقدینگی از واقعیت فاصله بگیرند، اما در بلندمدت، ناگزیر به تطبیق با متغیرهای بنیادی هستند. در نتیجه، در حالی که روند صعودی فعلی می‌تواند ادامه یابد، ریسک اصلاح در آینده به‌ویژه در صورت تشدید پیامدهای اقتصادی جنگ قابل‌توجه است.

اخبار برگزیدهبورس
شناسه : 585155
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *