سلاح نفتی ایران در جنگ آمریکا و اسرائیل

بحران تنگه هرمز بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک ریسک ساختاری برای اقتصاد جهانی است. اختلال در عبور نفت، گاز طبیعی مایع و برخی کالاهای حیاتی از خلیج فارس، نهتنها بازارهای انرژی را دچار تنش کرده، بلکه نشان داده است که حتی قدرت نظامی آمریکا نیز قادر نیست امنیت کامل این مسیر حیاتی را تضمین کند. در چنین شرایطی، نگرانی اصلی دیگر صرفاً بازگشایی تنگه نیست؛ بلکه این است که جهان چگونه میتواند وابستگی خود به این گلوگاه راهبردی را کاهش دهد و با تهدیدی کنار بیاید که اکنون به بخشی پایدار از معادلات اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
جهان صنعت نیوز – با وجود آتشبس شکننده میان ایران و آمریکا، بحران اقتصادی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز همچنان ادامه دارد. انسداد متقابل مسیرهای دریایی باعث شده حدود ۲۰ درصد عرضه جهانی نفت و ۲۰ درصد عرضه جهانی گاز طبیعی مایع در خلیج فارس گرفتار شود و امکان دسترسی آن به بازارهای جهانی از بین برود. علاوه بر انرژی، کالاهای مهمی مانند هلیوم، آلومینیوم و اوره نیز در این بحران گرفتار شدهاند.
تلاش آمریکا برای خارج کردن کشتیها از تنگه با حملات تازه موشکی و پهپادی ایران مواجه شده و تنها تعداد محدودی از کشتیها موفق به عبور شدهاند. پیامدهای اقتصادی این وضعیت بهتدریج در حال آشکار شدن است؛ از کمبود سوخت و برخی کالاها در شرق آسیا و استرالیا گرفته تا جهش قیمت سوخت هواپیما و کاهش تقاضای جهانی نفت برای نخستین بار از زمان همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰.
در آمریکا نیز قیمت بنزین از چهار دلار در هر گالن عبور کرده و این احتمال مطرح شده که تا یک ماه آینده به پنج دلار برسد. تداوم بسته ماندن تنگه میتواند فشارهای تورمی را تشدید کند و همزمان رشد اقتصادی جهان را کاهش دهد.
فارن افرز در گزارشی توانایی ایران برای بستن تنگه هرمز را با سلاح نفتی کشورهای عربی در دهه ۱۹۷۰ مقایسه میکند، اما معتقد است تهدید کنونی بسیار پایدارتر و پیچیدهتر از بحران نفتی آن دوران است. حتی اگر ایران نتواند کنترل خود بر تنگه را به یک نظام دائمی دریافت عوارض تبدیل کند، اکنون نشان داده که قادر است این مسیر را حتی در برابر فشار سنگین نظامی مسدود نگه دارد.
چرا بحران امروز با شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ متفاوت است؟
در بحران نفتی سال ۱۹۷۳، کشورهای عرب عضو اوپک با کاهش تولید نفت و توقف صادرات به آمریکا تلاش کردند از نفت بهعنوان ابزار فشار سیاسی استفاده کنند. این اقدام باعث کمبود شدید بنزین در آمریکا و جهش ۴۰۰ درصدی قیمت جهانی نفت شد، اما اثرگذاری آن دوام چندانی نداشت.
دلیل موفقیت آن تحریم، وابستگی شدید آمریکا به نفت خارجی در فاصله ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۳ بود؛ دورهای که تولید داخلی نفت آمریکا نیز روند نزولی گرفته بود. با این حال، این اهرم بهسرعت تضعیف شد، زیرا برخی اعضای غیرعرب اوپک، بهویژه ایران تحت حکومت محمدرضا پهلوی، تولید نفت را ادامه دادند و مانع از فشار کامل بر بازار شدند.
در نهایت، تحریم نفتی در ۱۹۷۴ و پس از مذاکرات طولانی میان هنری کیسینجر و رهبران عرب پایان یافت و قیمت واقعی نفت نیز تا سال ۱۹۷۵ کاهش پیدا کرد. پس از آن، اقتصادهای صنعتی برای مقابله با شوکهای مشابه، ابزارهایی مانند ذخایر استراتژیک نفت را توسعه دادند تا بتوانند در برابر اختلالات بازار مقاومت بیشتری داشته باشند.
اما وضعیت امروز متفاوت است، زیرا ایران طی دههها مجموعهای از توانمندیهای نظامی از مینهای دریایی و موشکهای ضدکشتی گرفته تا پهپادها و ناوگان قایقهای تندرو برای بستن تنگه هرمز ایجاد کرده است. تنها از آغاز حمله آمریکا و اسرائیل، ایران بیش از ۲۰ حمله علیه کشتیها در اطراف تنگه انجام داده و همین حملات، همراه با مینگذاری و حمله به اهداف ساحلی در کشورهای خلیج فارس، کافی بوده تا عبور و مرور دریایی تقریباً متوقف شود.
نکته مهم اینجاست که حتی یک ماه بمباران سنگین آمریکا و اسرائیل نیز نتوانسته تنگه را بازگشایی کند. از سوی دیگر، کشورهای مختلف تمایل محدودی برای مشارکت در عملیات اسکورت دریایی نشان دادهاند و شرکتهای کشتیرانی نیز بهدلیل نااطمینانی بالا حاضر به عبور از تنگه نیستند.
تهدیدی که حتی پس از پایان جنگ باقی میماند
ایران اکنون به شکلی قابلباور نشان داده که در آینده نیز میتواند تنگه هرمز را ببندد. اگرچه توان نظامی تهران تضعیف شده، اما از بین نرفته است و حتی حملات محدود یا مینگذاریهای محدود نیز میتواند شرکتهای حملونقل را از بازگشت به مسیر منصرف کند.
در چنین شرایطی، حتی احتمال ایجاد یک نظام اخذ عوارض از کشتیها توسط ایران نیز مطرح شده است؛ وضعیتی که در آن کشتیها برای عبور از تنگه ناچار به پرداخت هزینه شوند یا با خطر حمله مواجه شوند. اگر چنین سازوکاری تثبیت شود، بیرون راندن ایران از این موقعیت با ابزار نظامی بسیار دشوار خواهد بود.
به همین دلیل، کشورهای منطقه، شرکتهای کشتیرانی و بازیگران بینالمللی دیگر نمیتوانند تهدید ایران را صرفاً یک ابزار موقتی یا تبلیغاتی در نظر بگیرند، بلکه باید آن را بهعنوان یک ریسک واقعی و پایدار بپذیرند.
راهبرد آمریکا؛ از بازگشایی تنگه تا کاهش وابستگی به آن
آمریکا در کوتاهمدت ناچار است ترکیبی از فشار نظامی و دیپلماسی را برای بازگشایی تنگه به کار گیرد. واشنگتن همزمان از محاصره دریایی برای محدود کردن صادرات نفت ایران استفاده کرده و پروژهای موسوم به «پروژه آزادی» را برای آزادسازی کشتیهای گرفتار در تنگه آغاز کرده است.
با این حال، راهحل بلندمدت صرفاً بازگشایی تنگه نیست، بلکه کاهش وابستگی اقتصاد جهانی به این مسیر است. یکی از مهمترین راهکارها، توسعه زیرساختهای انتقال انرژی در کشورهای خلیج فارس است. عربستان و امارات هماکنون خطوط لولهای دارند که بخشی از نفت را بدون عبور از تنگه هرمز به دریای سرخ و دریای عمان منتقل میکند و ظرفیت آنها حدود ۹ میلیون بشکه در روز است؛ یعنی تقریباً نیمی از حجمی که معمولاً از تنگه عبور میکند. علاوه بر انرژی، توسعه جادهها و خطوط ریلی موازی با خلیج فارس به سمت عمان یا بندر فجیره امارات نیز میتواند در زمان اختلال در حملونقل دریایی، بخشی از فشار بر تجارت کالا را کاهش دهد.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :