دوئل سیاسی در عصر رقابت قدرت‌های بزرگ

دیدار ترامپ و شی جین‌پینگ در پکن، از نگاه مجله فارن‌افرز، فراتر از یک نشست معمول دیپلماتیک است؛ این دیدار به آزمونی شخصی میان دو رهبر تبدیل شده که هر دو اختیار گسترده‌ای در تعیین مسیر رابطه آمریکا و چین دارند. در شرایطی که جنگ ایران، رقابت فناوری، آینده تایوان و موازنه قدرت در آسیا همزمان بر این نشست سایه انداخته‌اند، پرسش اصلی این است که رویکرد مبهم ترامپ در برابر چین به مهار پکن منجر می‌شود یا به امتیازدهی یک‌جانبه آمریکا منتهی خواهد شد؟

جهان صنعت نیوز – فارن‌افرز دیدار ترامپ و شی را با مفهوم تاریخی نبرد تن‌به‌تن توضیح می‌دهد؛ الگویی که در آن سرنوشت نزاعی بزرگ‌تر، به رویارویی مستقیم دو فرد گره می‌خورد. از آشیل و هکتور در ایلیاد تا داوود و جالوت در روایت‌های کهن، جذابیت چنین نبردهایی در این باور نهفته است که کشمکش‌های پیچیده میان ارتش‌ها، تمدن‌ها یا قدرت‌ها می‌تواند در آزمون اراده، شجاعت و مشروعیت دو نفر خلاصه شود.

نشست پکن نیز از همین منظر اهمیت پیدا می‌کند. رابطه آمریکا و چین در نقطه‌ای حساس قرار گرفته و هر دو رهبر، برخلاف بسیاری از نشست‌های گذشته، با محدودیت‌های نهادی اندکی وارد میدان می‌شوند. ترامپ تا حد زیادی کارشناسان چین در اطراف خود را کنار زده یا نادیده گرفته و شی نیز در ساختار حزب کمونیست چین موقعیتی تقریباً بی‌رقیب دارد. از زمان دیدار نیکسون و مائو در سال ۱۹۷۲، کمتر پیش آمده که سرنوشت رابطه دو کشور تا این اندازه به اراده شخصی رهبران وابسته باشد.

اهمیت این نشست با جنگ ایران بیشتر شده است. برای ترامپ، ایران به‌تدریج به همان باتلاق خاورمیانه‌ای شباهت پیدا کرده که وعده داده بود از آن دوری کند. برای شی نیز میزبانی از رهبری که یکی از نزدیک‌ترین شرکای چین را تحت محاصره قرار داده، از نظر سیاسی حساس است. با این حال، هر دو رهبر تصمیم گرفته‌اند این رویارویی را برگزار کنند؛ رویارویی‌ای که موضوعاتی مانند برتری فناوری، مسیر جنگ آمریکا علیه ایران، توازن قدرت در آسیا و آینده تایوان را دربر می‌گیرد.

ترامپ و شی؛ شباهت در قدرت، تفاوت در روش

ترامپ و شی را دو رهبر متفاوت اما دارای برخی غرایز مشترک هستند. ترامپ بر بداهه‌پردازی، تقابل، ارتباط مستقیم و گاه نامتعارف تکیه دارد. سبک رهبری او مبتنی بر برهم زدن قواعد، بی‌اعتمادی به نهادها و ترجیح غریزه شخصی بر فرایندهای بوروکراتیک است. رفتار او بیش از آنکه حاصل یک راهبرد پنهان باشد، معمولاً با معامله‌گری و خلق‌وخو توضیح داده می‌شود.

در مقابل، شی جین‌پینگ نماد رهبری منضبط، پنهان‌کار و متمرکز در چارچوب حزب کمونیست چین است. او از مسیر سخنرانی‌های رسمی، اسناد حزبی و رسانه‌های کنترل‌شده پیام می‌دهد و بر ثبات، وحدت و تداوم تأکید دارد. شی در پی کنترل اطلاعات، بازیگران سیاسی و روایت‌های اجتماعی است و با حذف محدودیت دوره رهبری و تثبیت اندیشه شی جین‌پینگ، خود را در جایگاه چهره‌ای تحول‌آفرین در تاریخ چین قرار داده است.

با وجود این تفاوت‌ها، هر دو رهبر به اقتدار متمرکز باور دارند، نسبت به نظم لیبرال بین‌المللی بدبین‌اند و منافع ملی را در جهانی رقابتی و خشن دنبال می‌کنند. تجربه دوره اول ترامپ نیز نشان داد شی توانایی استفاده از تمجید، نمادپردازی و مناسبات شخصی را دارد، بی‌آنکه در موضوعات اصلی مانند تایوان عقب‌نشینی کند.

از نگاه فارن افرز، دیپلماسی در آسیا معمولاً به نفع بازیگران صبور، برنامه‌ریز و منظم است؛ موضوعی که برای شی مزیت ایجاد می‌کند. او طی نزدیک به ۱۵ سال گذشته برای آمادگی نظامی و توسعه فناوری چین برنامه‌ریزی کرده و باور دارد صعود چین قطعی و افول آمریکا ادامه‌دار است. در برابر، نگاه ترامپ به چین سیال و متغیر است؛ گاه چین را شریک قابل تحسین می‌بیند و گاه دشمنی خطرناک می‌پندارد.

ابهام راهبردی یا امتیازدهی پنهان؟

یکی از محورهای اصلی ابهام راهبردی در سیاست چینِ ترامپ است. از یک سو، ترامپ در دسامبر ۲۰۲۵ محدودیت‌های دوحزبی بر انتقال برخی فناوری‌های پیشرفته هوش مصنوعی به چین را لغو کرد؛ اقدامی که از نگاه بسیاری، یکی از مزیت‌های روشن آمریکا در رقابت فناوری را به خطر انداخت. او همچنین دوباره از چارچوب «G-2» سخن گفته که در آن آمریکا و چین گویی بر فراز آسیا می‌نشینند و درباره مسائلی تصمیم می‌گیرند که مستقیماً منافع متحدان آمریکا را تحت تأثیر قرار می‌دهد. حتی در تماس‌های غیرعلنی با شی، آمادگی خود را برای هماهنگی یا مصالحه درباره حمایت امنیتی آینده آمریکا از تایوان نشان داده است.

اما در سوی دیگر، ترامپ یکی از بزرگ‌ترین فروش‌های تسلیحاتی آمریکا به تایوان را اعلام کرده که شامل مهمات دقیق و پهپادهای متأثر از تجربه جنگ اوکراین است. دولت او همچنین برای شکستن انحصار چین بر مواد معدنی حیاتی و آهن‌رباهای عناصر نادر اقدام کرده، در شرکت‌های معدنی آمریکا سهم مستقیم گرفته و طرح ذخیره‌سازی ۱۲ میلیارد دلاری را اعلام کرده است. افزون بر این، اقدامات نظامی آمریکا رهبران دو شریک مهم چین، یعنی ایران و ونزوئلا، را از صحنه خارج کرده است.

همین تضادها نشان می‌دهد سیاست ترامپ نسبت به چین در سطحی تازه از ابهام قرار دارد. مشخص نیست او در نهایت به سمت چین متمایل خواهد شد یا در کنار متحدان سنتی آمریکا برای مقابله با فشار و تهاجم چین در هند اقیانوس آرام خواهد ایستاد. نشست پکن نخستین آزمون جدی برای روشن شدن این جهت‌گیری است.

پیام‌های پنهان نشست پکن

برای فهم نتیجه نشست، نباید فقط به بیانیه‌های رسمی توجه کرد. لحن، تشریفات، زبان بدن، سخنان عمومی و حتی سکوت‌ها اهمیت دارند. اگر ترامپ لحنی آشتی‌جویانه داشته باشد، می‌تواند نشانه تمایل او به تثبیت رابطه با چین به دلایل اقتصادی یا سیاسی باشد. اگر تندتر سخن بگوید، ممکن است در پی گرفتن امتیاز یا جلب رضایت جریان‌های ضدچینی در داخل آمریکا باشد.

در سوی چین نیز هر اشاره شی به بی‌نیازی از تراشه‌های پیشرفته آمریکایی یا فناوری ایالات متحده، نشانه افزایش اعتماد به توان داخلی چین خواهد بود. در مقابل، تعهد شی به سفر به آمریکا در ادامه سال می‌تواند نشان دهد که او همچنان خود را قادر به مدیریت ترامپ می‌داند.

موضوعات فناوری، زنجیره تأمین، استانداردگذاری، نیمه‌رساناها، زیرساخت‌های مخابراتی و هوش مصنوعی در کانون رقابت قرار دارند. هرگونه توافق درباره ایمنی هوش مصنوعی، حذف شرکت‌های چینی از فهرست کنترل صادرات آمریکا یا پرهیز از اقدامات تازه درباره فناوری‌ها و مواد حیاتی، می‌تواند نشانه حرکت به سمت همزیستی باشد.

بعد امنیتی نیز تعیین‌کننده است. تایوان، دریای جنوبی چین و آرایش نظامی آمریکا در آسیا بر نشست سایه انداخته‌اند. در حالی که بخشی از ظرفیت نظامی آمریکا به خاورمیانه منتقل شده، شی ممکن است این وضعیت را فرصتی برای آزمودن بازدارندگی آمریکا در شرق آسیا بداند. هر تغییر ظریف در زبان طرفین درباره استقلال تایوان می‌تواند پیامدهای عمیقی برای ثبات منطقه داشته باشد.

آزمونی برای متحدان آمریکا

فارن‌افرز هشدار می‌دهد اگر نشست به ذوب شدن یخ روابط آمریکا و چین یا حتی نوعی گرایش به چارچوب «G-2» منجر شود، متحدان آمریکا در اروپا و آسیا ناچار به بازنگری در محاسبات خود خواهند شد. چنین وضعیتی می‌تواند آنها را به افزایش هزینه‌های دفاعی و همکاری بیشتر میان قدرت‌های متوسط نظامی سوق دهد. در مقابل، اگر نشانه‌های رقابت شدیدتر آشکار شود، ممکن است اتحادهای آمریکا در آسیا تقویت شود، هرچند همزمان کشورهای منطقه برای پوشش ریسک بی‌ثباتی بیشتر تلاش خواهند کرد.

اهمیت نشست پکن نه در توافق‌های احتمالی، بلکه در پیام‌هایی است که درباره آینده رابطه آمریکا و چین و جایگاه شخصی ترامپ و شی ارسال می‌کند. این رویارویی، به تعبیر فارن افرز، نوعی نبرد تن‌به‌تن در عصر فناوری است؛ نمایشی که جهان آن را تماشا می‌کند و هر خطا یا عقب‌نشینی در آن می‌تواند مسیر رقابت قدرت‌های بزرگ را تغییر دهد.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 586376
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *