از بحران جنگ تا فرصت توسعه؛ انقلاب صنعتی دوم ممکن است؟ 

در حالی که یک ماه از آتش‌بس گذشته و اقتصاد ایران در وضعیت نه جنگ، نه صلح قرار دارد، صنعت کشور با سطحی کم‌سابقه از ابهام و نااطمینانی مواجه است. از آینده مذاکرات سیاسی گرفته تا بحران انرژی، محدودیت‌های تامین مالی و آسیب به برخی زیرساخت‌های صنعتی، همگی باعث شده‌اند بسیاری از تولیدکنندگان تصمیم‌های مهم خود را به تعویق بیندازند. با این حال برخی کارشناسان معتقدند همین شرایط می‌تواند به فرصتی برای بازنگری در مدل توسعه صنعتی ایران تبدیل شود؛ فرصتی که به گفته هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف، تنها با یک انقلاب صنعتی نوین و کاهش نقش دولت در اقتصاد قابل تحقق خواهد بود.

جهان صنعت نیوز – یک ماه پس از آتش‌بس، اقتصاد ایران هنوز وارد مرحله ثبات نشده و صنعت بیش از هر بخش دیگری تحت تاثیر این وضعیت مبهم قرار گرفته است. فعالان صنعتی در فضایی فعالیت می‌کنند که نه چشم‌انداز روشنی از روند مذاکرات سیاسی وجود دارد و نه تصویر دقیقی از آینده ثبات منطقه. همین عدم قطعیت باعث شده بسیاری از تولیدکنندگان برنامه‌ریزی برای سال جاری را به نتیجه تحولات سیاسی گره بزنند.

نگرانی‌ها تنها به فضای سیاسی محدود نمی‌شود. حملات اخیر به برخی زیرساخت‌های انرژی و نگرانی‌ها درباره وضعیت مجتمع‌های صنعتی و پتروشیمی در مناطق مهمی مانند ماهشهر و عسلویه، بار دیگر شکنندگی زیرساخت‌های صنعتی کشور را آشکار کرده است. این وضعیت در کنار بحران مزمن برق و کمبود گاز، فشار مضاعفی بر صنایع وارد کرده است؛ فشاری که در برخی موارد به کاهش ظرفیت تولید نیز منجر شده است.

در چنین فضایی واحدهای صنعتی نه‌تنها با مشکل تامین انرژی روبه‌رو هستند بلکه از سمت نظام بانکی و مالیاتی نیز فشار قابل‌توجهی را تحمل می‌کنند. نتیجه این مجموعه عوامل شکل‌گیری فضایی از احتیاط، تعلیق و انتظار در صنعت است؛ فضایی که در آن بسیاری از فعالان اقتصادی ترجیح می‌دهند تا روشن شدن افق سیاسی و اقتصادی از تصمیم‌های بزرگ سرمایه‌گذاری یا توسعه‌ای فاصله بگیرند.

جنگ؛ آینه‌ای برای دیدن ضعف‌های قدیمی

با وجود این فضای نگران‌کننده، برخی تحلیلگران نگاه متفاوتی به شرایط فعلی دارند. تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد پایان جنگ‌ها اغلب به دوره‌ای از بازسازی اقتصادی و جهش صنعتی منجر شده است. کشورهایی مانند آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم و همچنین ویتنام در دهه‌های اخیر نمونه‌هایی هستند که از دل بحران به مسیر توسعه صنعتی بازگشته‌اند.

هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف و رییس اتحادیه انجمن‌های علمی انرژی ایران، نیز معتقد است که جنگ می‌تواند نقش یک آینه را برای جامعه ایفا کند. به باور او جنگ ضعف‌ها و کاستی‌ها را آشکار می‌کند و جامعه را وادار می‌کند واقعیت‌های خود را صریح‌تر ببیند. از نگاه او مشکل صنعت ایران صرفا آسیب‌های ناشی از جنگ اخیر نیست، بلکه ریشه‌های آن به دهه‌ها سیاستگذاری نادرست بازمی‌گردد.

اورعی تاکید می‌کند که اگر تصور شود بحران صنعت تنها نتیجه تحولات اخیر است، تحلیل سطحی از واقعیت ارائه شده است. به گفته او صنعت ایران سال‌هاست که تحت تاثیر سیاست‌هایی قرار گرفته که اجازه شکل‌گیری یک مسیر پایدار توسعه صنعتی را نداده‌اند. بنابراین شرایط فعلی بیش از آنکه یک بحران مقطعی باشد نشانه‌ای از مشکلات ساختاری اقتصاد ایران است.

هشدار رشد منفی؛ فرصتی برای تغییر مسیر

یکی از نشانه‌های این وضعیت، پیش‌بینی تازه صندوق بین‌المللی پول درباره اقتصاد ایران است. بر اساس این پیش‌بینی رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۲۶ ممکن است به منفی شش درصد برسد؛ عددی که نشان‌دهنده فشار سنگین بر اقتصاد کشور است.

با این حال اورعی معتقد است چنین هشدارهایی لزوما به معنای بن‌بست نیستند. به باور او زمانی که یک اقتصاد هنوز در مسیر ساخت قرار دارد امکان اصلاح مسیر وجود دارد. در واقع شرایط فعلی می‌تواند فرصتی برای بازنگری در نگاه توسعه‌ای کشور باشد؛ فرصتی برای اصلاح ساختارها و تغییر رویکردهای قدیمی.

او در این زمینه تاکید می‌کند که تمرکز صرف بر حل مشکلات کوتاه‌مدت مانند بحران برق تابستانی نمی‌تواند مسیر توسعه پایدار را تضمین کند. توسعه اقتصادی فرآیندی زمان‌بر است که نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت و اصلاح نهادهای اقتصادی است. اگر سیاستگذاری تنها به مدیریت بحران‌های مقطعی محدود شود، فرصت‌های اصلاح ساختاری از دست خواهد رفت.

انقلاب صنعتی نوین؛ نسخه پیشنهادی برای آینده

اورعی برای عبور از وضعیت کنونی از مفهومی با عنوان «انقلاب صنعتی نوین» سخن می‌گوید. به گفته او ایران در دهه ۴۰ شمسی برای نخستین بار تجربه جدی صنعتی‌شدن را پشت سر گذاشت؛ دوره‌ای که به شکل‌گیری بخش مهمی از پایه‌های صنعتی کشور منجر شد. با این حال تداوم اتکا به همان دستاوردهای قدیمی نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای امروز اقتصاد باشد.

به باور او جهان در حال حرکت با سرعتی بالا در مسیر توسعه فناوری است و قطار توسعه برای هیچ کشوری متوقف نمی‌شود. بنابراین اگر ایران بخواهد در این رقابت باقی بماند باید به سمت تولید فناورانه و ارتقای سطح فناوری در صنعت حرکت کند.

آمار تجارت خارجی نیز از نگاه او نشانه‌ای از ضعف فناوری در اقتصاد ایران است. بر اساس داده‌های گمرکی، ارزش متوسط یک تن کالای وارداتی ایران حدود چهار برابر ارزش یک تن کالای صادراتی است. همچنین سهم صادرات دانش‌بنیان در کل صادرات کشور تنها حدود یک تا یک و نیم درصد برآورد می‌شود. این ارقام به‌خوبی نشان می‌دهد که اقتصاد ایران همچنان به صادرات مواد خام و محصولات با ارزش افزوده پایین وابسته است.

دولت بزرگ و صنعتی که نفس نمی‌کشد

در تحلیل اورعی یکی از مهم‌ترین موانع توسعه صنعتی در ایران، نقش گسترده دولت در اقتصاد است. به گفته او توسعه اقتصادی نباید به‌عنوان پروژه‌ای دولتی تعریف شود. دولت باید در حوزه سیاستگذاری و نظارت فعال باشد اما نباید خود به بازیگر اصلی تولید و بنگاه‌داری تبدیل شود.

او معتقد است در اقتصاد ایران دولت در بسیاری از موارد به رقیب تولید تبدیل شده است. به‌ویژه در حوزه تامین مالی، دولت بخش بزرگی از منابع مالی را به سمت خود جذب می‌کند و در نتیجه تولیدکنندگان با کمبود منابع روبه‌رو می‌شوند. چنین ساختاری عملا اقتصاد را به سمت دولتی‌تر شدن سوق داده است.

نمونه‌ای از این وضعیت در عملکرد برخی نهادهای صنعتی دیده می‌شود. برای مثال شرکت شهرک‌های صنعتی که باید تسهیل‌کننده توسعه صنعتی باشد، در عمل بیشتر به فروش زمین و مدیریت معاملات املاک صنعتی مشغول است. این تغییر نقش نشان می‌دهد که سیاست صنعتی کشور در بسیاری از موارد از اهداف اولیه خود فاصله گرفته است.

شبکه بانکی؛ از موتور تولید تا مانع تولید

اورعی در بخش دیگری از تحلیل خود به نقش نظام بانکی در اقتصاد ایران می‌پردازد. از نگاه او بانک‌ها به‌جای آنکه به تامین‌کننده سرمایه برای تولید تبدیل شوند، به سمت فعالیت‌هایی مانند ساخت‌وساز و پروژه‌های تجاری حرکت کرده‌اند.

در نتیجه بسیاری از واحدهای تولیدی که دارایی‌های فیزیکی مانند زمین، ساختمان و ماشین‌آلات دارند، با کمبود سرمایه در گردش مواجه شده‌اند. تورم و افزایش نرخ ارز نیز نیاز صنایع به سرمایه در گردش را افزایش داده است، اما شبکه بانکی نتوانسته پاسخ مناسبی به این نیاز بدهد.

او معتقد است منابع مالی مردم باید به سمت تولید هدایت شود و بانک‌ها از بنگاه‌داری فاصله بگیرند. در غیر این صورت صنعت با کمبود مزمن سرمایه در گردش روبه‌رو خواهد بود.

بحران انرژی؛ مسئله‌ای فراتر از تولید برق

در کنار مشکلات ساختاری اقتصاد، بحران انرژی نیز به یکی از مهم‌ترین چالش‌های صنعت تبدیل شده است. اورعی تاکید می‌کند که وعده حل کامل مشکل برق در کوتاه‌مدت واقع‌بینانه نیست. به گفته او اگر وضعیت برق بدتر نشده باشد، لزوما نشانه موفقیت نیست بلکه ممکن است نتیجه رکود در بخش صنعت و کاهش مصرف انرژی باشد.

بر اساس برآوردهای او ظرفیت اسمی نیروگاهی کشور حدود صد هزار مگاوات است اما در تابستان توان واقعی تولید برق تنها حدود ۶۰ تا ۶۵ هزار مگاوات است. بخش بزرگی از این فاصله به فرسودگی تجهیزات، محدودیت منابع آبی نیروگاه‌های برق‌آبی و وابستگی شدید به گاز مربوط می‌شود.

او همچنین نسبت به تمرکز بیش از حد بر انرژی خورشیدی هشدار می‌دهد. به گفته او تولید برق خورشیدی تنها در ساعات محدودی از روز امکان‌پذیر است و بدون سیستم‌های ذخیره‌سازی نمی‌تواند برق پایدار تامین کند. در حالی که هزینه ذخیره‌سازی برق بسیار بالا است. به همین دلیل ترکیب انرژی خورشیدی و بادی می‌تواند راهکار واقع‌بینانه‌تری برای توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر باشد.

مسیر سخت اما ممکن توسعه صنعتی

در نهایت اورعی معتقد است که مسیر توسعه اقتصادی ایران ناگزیر از عبور از صنعت است. محدودیت منابع آب و خاک امکان اتکای گسترده به کشاورزی را محدود می‌کند و بخش خدمات نیز نمی‌تواند به‌تنهایی موتور رشد اقتصادی باشد.

به باور او ایران همچنان از عمق صنعتی قابل‌توجهی برخوردار است و در منطقه تنها ترکیه رقیب جدی آن محسوب می‌شود. حتی این امکان وجود دارد که در صورت اصلاح سیاست‌ها ایران بتواند در برخی حوزه‌ها از ترکیه نیز پیشی بگیرد.

اما تحقق چنین هدفی مستلزم تغییرات جدی در ساختار اقتصادی است: کاهش بنگاه‌داری دولت، اصلاح نظام بانکی، ایجاد نظام مالیاتی تشویقی، توقف صدور بخشنامه‌های خلق‌الساعه و حرکت به سمت تولید مبتنی بر فناوری. بدون چنین اصلاحاتی صنعت ایران همچنان در چرخه بحران و انتظار باقی خواهد ماند.

اخبار برگزیدهصنعت و معدن
شناسه : 586520
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *