جنگ ایران و آینده قیمت طلا؛ جهش قیمت طلا در راه است؟

بانک سوئیسی لومبارد اودیه معتقد است افت قیمت طلا در زمان جنگ ایران و آمریکا به معنای پایان روند صعودی این فلز نیست. این بانک با وجود نوسانات شدید اخیر، همچنان هدف قیمتی 5400 دلار به ازای هر اونس را برای ۱۲ ماه آینده حفظ کرده و معتقد است ترکیبی از خرید گسترده بانکهای مرکزی، نگرانیهای مالی و تورمی، تضعیف تدریجی جایگاه دلار و ثبات نسبی عرضه جهانی طلا، همچنان از روند صعودی بازار حمایت میکند. از نگاه این موسسه، شوک جنگی خاورمیانه تنها یک عامل کوتاهمدت بوده و بنیانهای ساختاری بازار طلا همچنان پابرجاست.
جهان صنعت نیوز – در حالی که در اغلب بحرانهای ژئوپلیتیکی بزرگ جهان، طلا بهعنوان پناهگاه امن سرمایه رشد میکند، جنگ خاورمیانه و تنشهای مرتبط با ایران در ماههای اخیر رفتار متفاوتی را در بازار رقم زد. قیمت طلا که تا ژانویه ۲۰۲۶ به رکورد تاریخی ۵۵۹۵ رسیده بود، پس از تشدید درگیریها تا محدوده ۴۰۹۹ سقوط کرد و سپس دوباره به حدود ۴۵۶۰ بازگشت. این یعنی بازار طلا از زمان آغاز درگیری بیش از ۱۰ درصد افت را تجربه کرده است؛ افتی که از نظر شدت و نوسان، حتی از دورههایی مانند انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، جنگهای خلیج فارس یا حمله روسیه به اوکراین نیز بزرگتر بوده است.
بانک لومبارد اودیه معتقد است علت اصلی این رفتار، نگرانی بازار از شوک تورمی ناشی از افزایش قیمت انرژی بوده است. از آنجا که طلا دارایی بدون سود محسوب میشود، معمولاً زمانی عملکرد بهتری دارد که نرخهای بهره واقعی کاهش یابد و دلار تضعیف شود. اما جهش قیمت انرژی دقیقاً اثر معکوس ایجاد میکند؛ زیرا بازارها را به سمت انتظار برای نرخ بهره بالاتر، بازده اوراق بیشتر و تقویت دلار سوق میدهد. در چنین فضایی، فشار کوتاهمدتی بر قیمت طلا وارد میشود.
این بانک تاکید میکند اگر تنشهای خاورمیانه کاهش یابد و قیمت انرژی افت کند، بخشی از فشارهای فعلی نیز از بازار طلا خارج خواهد شد و روند صعودی دوباره فعال میشود.
تمایز میان عوامل کوتاهمدت و محرکهای ساختاری
تحلیل لومبارد اودیه بر این نکته استوار است که ضعف اخیر قیمت طلا نباید با یک تغییر ساختاری اشتباه گرفته شود. به اعتقاد این بانک، محرکهای بلندمدت بازار طلا همچنان پابرجا هستند و کاهش موقت قیمت بیشتر ناشی از عوامل مقطعی مانند دلار قویتر، رشد بازده اوراق و موقعیتهای اشباعشده سرمایهگذاران در ابتدای سال بوده است.
در سطح ساختاری، تقاضا برای طلا چه از سوی بانکهای مرکزی و چه از سوی سرمایهگذاران خصوصی همچنان مقاوم باقی مانده است. از نگاه این موسسه، مهمترین مزیت طلا در مقایسه با ارزهای رایج جهان، محدود بودن عرضه آن است. برخلاف ارزها که دولتها و بانکهای مرکزی میتوانند با سیاستهای پولی و مالی حجم آن را افزایش دهند، عرضه طلا در طول تاریخ تقریباً ثابت بوده است. برآوردها نشان میدهد تاکنون حدود ۲۲۰ هزار تن طلا استخراج شده و تولید جدید سالانه تنها اندکی بیش از یک درصد به ذخایر موجود اضافه میکند.
در کنار محدودیت عرضه، مسئله تحریمهای مالی نیز به یکی از عوامل کلیدی حمایت از طلا تبدیل شده است. لومبارد اودیه معتقد است تحریمهای آمریکا علیه روسیه، بانکهای مرکزی جهان را بیش از گذشته به سمت داراییهایی سوق داده که خارج از دسترس تحریمهای مالی قرار دارند. از این منظر، طلا بهعنوان یک دارایی ذخیرهای بیطرف اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ بهویژه در شرایطی که برخی کشورها به تدریج وابستگی خود به دلار را کاهش میدهند و تجارت را با ارزهای جایگزین انجام میدهند.
این گزارش تاکید میکند تقاضای سرمایهگذاران خصوصی برای طلا نیز بیش از گذشته به نگرانی درباره آینده ارزها و بدهی دولتها وابسته شده است. تداوم نااطمینانی مالی، تورم بالا و نگرانی درباره توان دولتها برای تامین مالی کسری بودجه، باعث شده سرمایهگذاران به دنبال داراییهای متنوعتر و امنتر باشند.
لومبارد اودیه میگوید طلا در چنین فضایی به پوششی در برابر ریسکهایی از جمله جهشهای تورمی، ضعف مدیریت مالی دولتها، محدود شدن استقلال سیاست پولی و حتی کاهش اعتماد به نهادهای اقتصادی تبدیل شده که مدیریت آنها دشوار است. این بانک اشاره میکند که در ماههای اخیر، قیمت طلا حتی با نگرانیها درباره استقلال فدرال رزرو نیز همبستگی پیدا کرده است.
بانکهای مرکزی چگونه کف قیمتی برای طلا ساختهاند؟
بخش مهمی از تحلیل لومبارد اودیه به نقش بانکهای مرکزی در حمایت از قیمت طلا مربوط میشود. این بانک معتقد است همه انواع تقاضا اثر یکسانی بر بازار ندارند و خرید بانکهای مرکزی، به دلیل ماهیت بلندمدت و غیرسفتهبازانه آن، بیشترین اثر تثبیتکننده را دارد.
در فاصله سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۵، بانکهای مرکزی جهان به طور مستمر ذخایر طلای خود را کاهش میدادند؛ روندی که پس از پایان جنگ سرد و گسترش جهانیسازی شدت گرفت. اما در سالهای اخیر، این روند معکوس شده و بانکهای مرکزی دوباره به خریداران بزرگ طلا تبدیل شدهاند.
بر اساس دادههای شورای جهانی طلا، تقاضای جهانی طلا در سهماهه نخست ۲۰۲۶ به ۷۹۰ تن رسیده که از این میزان، بانکهای مرکزی خالص ۲۴۴ تن خرید انجام دادهاند؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۳ درصد افزایش داشته است. در همین دوره، تقاضای خصوصی تقریباً در سطح میانگین سال ۲۰۲۵ باقی مانده و کاهش ورود سرمایه به ETFها با افزایش خرید طلای فیزیکی جبران شده است. چین نیز حدود ۴۰ درصد تقاضای فیزیکی طلا را به خود اختصاص داده است.
لومبارد اودیه معتقد است هنوز فضای زیادی برای افزایش خرید بانکهای مرکزی اقتصادهای نوظهور وجود دارد، زیرا سهم طلا در ذخایر ارزی آنها همچنان کمتر از کشورهای توسعهیافته است. از همین رو، این بانک انتظار دارد تقاضای رسمی برای طلا در سالهای آینده نیز ادامه پیدا کند.
نقش نرخ بهره و ETFها در آینده بازار طلا
در کنار عوامل ژئوپلیتیکی و ساختاری، مسیر نرخهای بهره آمریکا همچنان یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده قیمت طلا باقی مانده است. از نگاه لومبارد اودیه، طلا نسبت به نرخ بهره واقعی حساس است و هر زمان بازده واقعی کاهش پیدا کند، هزینه فرصت نگهداری طلا نیز کمتر میشود.
این بانک معتقد است ریسک افزایش شدید نرخ بهره از سوی فدرال رزرو محدود است و احتمالاً بانک مرکزی آمریکا در بخش بزرگی از سال ۲۰۲۶ نرخها را ثابت نگه میدارد و اگر کاهش نرخی رخ دهد، بیشتر در اواخر سال خواهد بود.
همزمان، جریان سرمایه به صندوقهای ETF مبتنی بر طلا نیز اهمیت زیادی دارد. اگرچه ورود سرمایه به این صندوقها افزایش یافته، اما موجودی آنها هنوز به اوجهای تاریخی بازنگشته است. از نگاه لومبارد اودیه، حتی ثبات نسبی این جریانها نیز میتواند از قیمت طلا حمایت کند.
این بانک خصوصی سوئیسی نتیجه میگیرد که مجموعهای از عوامل ساختاری شامل تقاضای مقاوم، نااطمینانی مالی، تضعیف تدریجی قدرت خرید دلار و افزایش خرید بانکهای مرکزی، همچنان از بازار طلا حمایت میکند و به همین دلیل هدف قیمتی ۵۴۰۰ برای هر اونس در افق ۱۲ ماهه حفظ شده است.
اخبار برگزیدهطلا و ارزلینک کوتاه :