دمشق جای تنگه هرمز را میگیرد؟

تحولات پس از سقوط حکومت بشار اسد، سوریه را در مسیر بازتعریف نقش خود در اقتصاد و ژئوپلیتیک منطقه قرار داده است. دولت جدید این کشور تلاش میکند از شرایط بیسابقه ناشی از جنگ ایران و بسته شدن تنگه هرمز بهرهبرداری کند و سوریه را به یک کریدور جایگزین برای انتقال انرژی، تجارت و ارتباطات میان آسیا و اروپا تبدیل سازد. اگرچه تحقق این چشمانداز به سرمایهگذاریهای عظیم و سالها زمان نیاز دارد، اما دمشق توانسته با طرح ایده تبدیل شدن به مرکز لجستیکی منطقه، دهها میلیارد دلار سرمایه جذب کند و توجه قدرتهای جهانی و بازیگران منطقهای را به خود جلب نماید.
جهان صنعت نیوز – پس از سقوط دولت بشار اسد، احمد الشرع، رئیسجمهور موقت سوریه، سیاست خارجی «صفر مشکل» را بهعنوان یکی از محورهای اصلی دولت خود معرفی کرد. هدف از این رویکرد، کاهش انزوای بینالمللی سوریه و کمک به حل بخشی از مشکلات اقتصادی کشور بود.
چشمانداز شکلگیری سوریهای باثبات، به سرعت توجه سرمایهگذاران منطقه را جلب کرد. در سال ۲۰۲۵ دستکم ۲۸ میلیارد دلار قرارداد سرمایهگذاری از سوی کشورهای خاورمیانه برای سوریه منعقد شد و این روند در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یافته است.
همزمان با جنگ ایران، دولت جدید سوریه تلاش کرده موقعیت ژئوپلیتیکی کشور را به یک مزیت اقتصادی تبدیل کند. در شرایطی که تنگه هرمز عملاً بسته مانده و ناامنی در دریای سرخ ادامه دارد، دمشق خود را بهعنوان یک مسیر زمینی جایگزین برای انتقال انرژی، کالا و فناوری میان آسیا و اروپا معرفی میکند.
اهمیت این پیشنهاد به اندازهای بوده که وزیر دارایی سوریه برای حضور در نشست گروه ۷ دعوت شد و احمد الشرع نیز برای شرکت در نشست بعدی این گروه دعوتنامه دریافت کرده است. این سطح از تعامل با قدرتهای بزرگ نشاندهنده اهمیت فزاینده جایگاهی است که سوریه تلاش میکند برای خود تعریف کند.
احیای پروژه چهار دریا
یکی از مهمترین ابتکارات مطرحشده از سوی دمشق در نشست اضطراری اتحادیه اروپا در قبرس ارائه شد؛ جایی که احمد الشرع سوریه را راهحلی برای نگرانیهای اروپا درباره امنیت انرژی معرفی کرد.
او تأکید کرد کشوری که روزگاری صحنه درگیریهای دیگران بود، اکنون قصد دارد به پلی برای امنیت و بخشی از راهحل بحرانهای منطقه تبدیل شود. در همین چارچوب، دمشق خواستار احیای پروژه قدیمی «چهار دریا» شد؛ طرحی که هرگز به مرحله اجرا نرسید.
بر اساس این پروژه، سوریه به نقطه اتصال شبکهای از خطوط ریلی، جادهای و خطوط لوله تبدیل میشود که چهار حوزه آبی مهم شامل دریای مدیترانه، دریای سیاه، دریای خزر و خلیج فارس را به یکدیگر متصل میکنند.
هدف اصلی این طرح، ایجاد مسیرهای زمینی گسترده برای تجارت و انرژی و کاهش وابستگی به تنگه هرمز است. ارائه عمومی این ایده پس از سفر رئیسجمهور اوکراین به دمشق و همچنین لغو محدودیتهای گمرکی میان ترکیه و ارمنستان صورت گرفت؛ تحولاتی که دسترسی به دریای خزر و دریای سیاه را تسهیل میکنند.
محدودیتهای بزرگ در برابر یک رؤیای بزرگ
با وجود جذابیت این چشمانداز، خود دولت سوریه نیز میداند که تحقق آن در کوتاهمدت امکانپذیر نیست. سوریه امروز حتی برای پرداخت حقوق کارکنان بخش دولتی با مشکلات جدی مواجه است و هزینه بازسازی کشور به صدها میلیارد دلار میرسد.
از سوی دیگر، هیچ مسیر زمینی نمیتواند از نظر حجم جابهجایی کالا جایگزین کامل مسیرهای دریایی شود. پیش از جنگ ایران، حدود ۲۷ درصد نفت جهان، ۲۰ درصد گاز طبیعی مایع و ۳۰ درصد کود شیمیایی جهان از تنگه هرمز عبور میکرد. علاوه بر آن، سالانه دستکم ۲۶ میلیون کانتینر تجاری از این آبراه عبور میکردند.
برای کشورهای حوزه خلیج فارس نیز اهمیت هرمز فراتر از انرژی است. حدود ۸۵ درصد مواد غذایی مورد نیاز این کشورها از طریق همین مسیر وارد میشود و هرگونه اختلال در آن میتواند امنیت غذایی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، حامیان طرح سوریه معتقدند که هدف، جایگزینی کامل هرمز نیست، بلکه ایجاد شبکهای از مسیرهای مکمل است که وابستگی بیش از حد اقتصاد جهانی به یک گلوگاه استراتژیک را کاهش دهد.
فرصت تازه در حوزه امنیت غذایی
یکی از حوزههایی که میتواند جایگاه سوریه را تقویت کند، نگرانیهای فزاینده کشورهای خلیج فارس درباره امنیت غذایی است. هرچند این کشورها هنوز با کمبود جدی مواجه نشدهاند و از ذخایر مناسب برخوردارند، اما نااطمینانی بلندمدت آنها را به جستوجوی مسیرهای جایگزین سوق داده است.
در همین چارچوب، عربستان سعودی امکانسنجی احداث یک خط راهآهن پرسرعت را آغاز کرده که مواد غذایی و کالاهای تجاری را از سوریه و اردن به شهر عرعر در شمال عربستان منتقل کند.
همزمان سوریه، اردن و ترکیه نیز یک سازوکار سهجانبه برای ایجاد کریدور تجاری منطقهای تشکیل دادهاند. این طرح بر استفاده از جادهها و در مراحل بعدی احیای خط راهآهن حجاز متمرکز است تا بندر عقبه را از طریق سوریه به بنادر ترکیه متصل کند.
سوریه در مرکز کریدورهای انرژی
بخش مهم دیگری از چشمانداز اقتصادی سوریه به حوزه انرژی مربوط میشود. در حال حاضر دستکم چهار پروژه بزرگ فراملی در زمینه خطوط لوله نفت و گاز در حال بررسی فنی برای بازسازی، احیا یا توسعه هستند.
این پروژهها شامل خط لوله گاز عربی میان مصر، اردن، سوریه و ترکیه، خط لوله کرکوک-بانیاس میان عراق و سوریه، خط لوله قطر-ترکیه از مسیر عربستان، اردن و سوریه و همچنین احیای خط لوله ترانس عربی میان عربستان، اردن، سوریه و لبنان است.
علاوه بر این، خط لوله گاز ترانس آناتولی که گاز جمهوری آذربایجان را از طریق ترکیه به اروپا منتقل میکند، به سمت جنوب و شهر حلب نیز توسعه یافته و به تثبیت شبکه برق شمال سوریه کمک کرده است.
در صورت اجرای این پروژهها، بخشی از جریان نفت و گاز منطقه از مسیرهای دریایی به مسیرهای زمینی منتقل خواهد شد و نگرانیهای امنیت انرژی در اروپا نیز کاهش مییابد.
سرمایهگذاریهای منطقهای و حمایت آمریکا
با وجود آنکه بسیاری از این پروژهها هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارند، برخی تولیدکنندگان انرژی از هماکنون از سوریه بهعنوان مسیر جایگزین استفاده میکنند. عراق بخشی از نفت خود را از طریق سوریه به مدیترانه و بازارهای اروپایی منتقل میکند و گزارشهایی نیز از استفاده برخی کشورهای خلیج فارس از این مسیر منتشر شده است.
پیشبرد این طرحها نیازمند سرمایهگذاری گسترده است. عربستان سعودی و قطر از نخستین حامیان این رویکرد بودهاند و قراردادهایی در حوزه انرژی، حملونقل هوایی و زیرساختهای ارتباطی منعقد کردهاند. امارات متحده عربی نیز حضور خود را افزایش داده و در توسعه بندر طرطوس مشارکت کرده است.
در بخش انرژی نیز شرکتهای بزرگ منطقهای قراردادهایی را امضا کردهاند و دولت آمریکا نیز از طریق کاهش سریع تحریمها، حمایت سیاسی و تسهیل ورود شرکتهای انرژی آمریکایی به بازار سوریه از این روند پشتیبانی کرده است.
تهدیدی به نام بیثباتی
با وجود تمامی فرصتهای مطرحشده، موفقیت این پروژه به تداوم ثبات سیاسی و امنیتی در سوریه وابسته است. ، ایران در نتیجه خسارتهای سنگین ماههای اخیر احتمالاً در کوتاهمدت بیشتر بر بازسازی داخلی متمرکز خواهد شد.
اما چالش دیگر، رفتار اسرائیل است. اسرائیل طی هفتههای اخیر عملیات نظامی خود در داخل سوریه را به شکل محسوسی افزایش داده و شمار عملیات زمینی و حملات توپخانهای را گسترش داده است.
ادامه چنین اقداماتی نه تنها میتواند روند گذار سیاسی سوریه را با خطر مواجه کند، بلکه ممکن است فرصتی را که برای شکلگیری یک کریدور اقتصادی و انرژی جدید در قلب خاورمیانه ایجاد شده است، تضعیف کند؛ فرصتی که از نگاه حامیان آن، میتواند به افزایش ثبات، همگرایی اقتصادی و توسعه منطقهای در یکی از پرتنشترین مناطق جهان منجر شود.
منبع: فارن پالیسی
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :